پیامدهای مقایسه صعودی
در زندگی، چیزهای فراوانی وجود دارند که میشود به خاطر آنها زندگی بانشاط و شادی داشت.
مقایسه صعودی (یعنی مقایسه کردن خود با افراد بالاتر در مادّیات) سبب میشود که انسان آنچه را در خود دارد، نبیند و پیوسته حسرت زندگی دیگران را بخورد. امام صادق علیهالسلام در این باره میفرماید: بپرهیزید از این که به آنچه در دست فرزندان دنیاست، چشم بدوزید؛ چرا که هرکس به آن چشم بدوزد،… نعمتی را که نزد اوست، کوچک میشمرد و در نتیجه، سپاس گزاری او کاهش مییابد.
زندگی در این دنیا برای هیچ کس کامل نیست. بدون شک، زندگی «داشتهها» و «نداشتهها»ی فراوانی دارد.
اگر انسان به داشتههای خود توجّه کند و از آنها لذّت ببرد، راحتتر میتواند نداشتهها را تحمّل کند. اما اگر کسی داشتههای خود را نبیند، زندگی را یکسره محرومیت میداند و در آن، هیچ نقطه امیدی نمییابد و همه زندگی، یکپارچه برای او سختی و تلخی است و واقعاً چنین زندگی ای را نمیتوان تحمّل کرد.
لذا بردباری نیز از میان میرود و فرد، توان تحمّل سختیها را نخواهد داشت و این گونه است که مقایسه صعودی، زندگی را به پرتگاه نارضایتی سوق میدهد.
برشی از کتاب: هنر رضایت از زندگی، ص۵۲
عباس پسندیده
بهبود روابط عاطفی
وقتیکه ما احساس بدي داريم، معمولاً سعي میکنیم ذهن خود را از موضوع ناراحتکننده منحرف كنيم. سعي میکنیم ذهن خود را به هر چيزي منحرف كنيم: به تلويزيون، كامپيوتر، پازل، استراحت کردن، غرق شدن در كار و يا رفتن به پیادهروی.
درست است كه منحرف كردن ذهن، در کوتاهمدت به ما كمك میکند تا از احساسات ناخوشايند اجتناب كنيم، اما در بلندمدت موجب ضرر و زيان زندگي ما خواهد شد.
میپرسید چرا؟
اول بهاینعلت كه زمان را از دست میدهیم. تا كي میخواهید با تلويزيون نگاه كردن، گشتن در اينترنت و تماشاي مجلههای بیارزش، بهعنوان راهي براي اجتناب از خستگي، اضطراب و تنهايي وقت خود را هدر دهيد؟ تصور كنيد كه اين زمان را براي کارهایی كه واقعاً براي شما مهم و باارزش است استفاده كنيد.
دوم اينكه، ما براي منحرف كردن ذهن خود آنقدر مشغول میشویم كه فرصت نمیکنیم يك اقدام مؤثر انجام دهيم، و درنتیجه درازمدت بهبودي در وضع زندگي ما ايجاد نخواهد شد. روابط عاطفي هم درست به همين صورت است . بهجاي اينكه روي بهبود شیوههای بهبود تعامل باهمسرخود کارکنیم، مشغول اين میشویم كه چطور احساس خوبي در خود ايجاد كنيم.
منبع: کاربرد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در زوج درمانی
نويسنده: راس هریس
مترجم: پیمان دوستی، سپیده هدایتی و دکتر حسین محققی
اعتماد به نفس
افراد دارای اعتماد به نفس ابتکارات واقع گرایانه دارند. حتی وقتی که بعضی از انتظاراتشان برآورده نمی شود دیدگاه مثبتشان را حفظ می کنند و خودشان را قبول دارند.
تعریف اعتماد به نفس
اعتماد به نفس (self confidence) یعنی دیدن خود به عنوان فردی توانا باکفایت دوست داشتنی و منحصر به فرد با توجه به در نظر گرفتن تفاوتهای فردی. به تعبیر دیگر اعتماد به نفس یعنی آن احساس و شناختی که از توانایی ها و محدودیت های درونی و بیرونی خود دارید. شکل گیری اعتماد به نفس در دوران کودکی با حمایت والدین از فرزندانشان به طور موثر شکل می گیرد.
ویژگی افراد دارای اعتماد به نفس
افراد دارای اعتماد به نفس ابتکارات واقع گرایانه دارند حتی وقتی که بعضی از انتظاراتشان برآورده نمی شود دیدگاه مثبتشان را حفظ می کنند و خودشان را قبول دارند. افراد با اعتماد به نفس ریسک رد شدن از طرف دیگران را قبول می کنند به خاطر اینکه به تواناییهای خود اعتماد دارند.
ویژگی افراد فاقد اعتماد به نفس
این افراد به تایید دیگران نیاز دارند . آنها از ریسک کردن اجتناب می کنند به این دلیل که از شکست می ترسند . انتظار موفقیت در کارها را از خود ندارند و خود را دست کم میگیرند. و اگر به دلیل موفقیت تحسین شوند آن را کوچک تلقی می کنند.
راهکارهایی برای بالا بردن اعتماد به نفس
1️⃣ گذشته را بپذیرید و آینده را دگرگون کنید.
2️⃣ درباره اهدافتان با خود گفت و گو کنید.
3️⃣ تصمیم گرفتن را تمرین کنید.
4️⃣ نتایجی را که می خواهید مجسم کنید.
5️⃣ در برخی زمینه ها متخصص شوید.
بهار بارک
- سر خوش آن عیدی که آن بانی نور
- از کنار کعبه بنماید ظهور
- قلب ها را مهر هم عهدی زند
- از حرم بانگ انا المهدی زند

این یک معیار است...
در واقع من همانی هستم که بر من اثر میگذارد. این یک معیار است؛ ما درست مساوی با چیزی هستیم که خوشحالمان میکند و رنجمان میدهد. این شناسنامهمان است. خودمان را بشناسیم. خیال نکنیم این نگاه، سواد میخواهد. ابوذرهای عالم سواد نداشتند. ابوذر حتی اسم خودش را هم بلد نبود بنویسد. ابوذرها این مدارک تحصیلی را هم نداشتند؛ اما با فکرشان کار کرده بودند. برخی مهندسها فقط مسائل تئوری و فرمولها را خوب بلدند؛ ولی برخی عملی کار کردهاند و گروه دوم است که به جایی میرسند. این است که ابوذرها که جریان فکری پیدا کردند و به شناختی رسیدند، فهمیدهاند که این انسان از در و دیوار عالم بزرگتر است.
آدم زود میفهمد اندازهاش چقدر است و چه کسی است! اگر این فرش را به ما بدهند و خوشحال شویم، ما به اندازه آن فرش هستیم. اگر صندلی اول را به ما دادند و خوشحال شدیم، ما به اندازه یک صندلی هستیم. ما همان چیزی هستیم که بر ما اثر میگذارد. به سادگی میتوانیم بفهمیم یک دانه کاغذیم، یک دانه عکسیم، یک دانه بارکالله هستیم! الان خیلی مدعی هستیم و خودمان را از ملائکه، از کروبیان، جلوتر میدانیم؛ ولی یک لحظه میبینیم عجب، ته صف هستیم! سنگی، توپی، گُلی بیشتر نیستیم. گل بزنیم خوشحال میشویم؛ گل بخوریم گریه میکنیم. این، همه وجود ماست. یک تکه آهنیم؛ چراکه درِ ماشینمان سوراخ میشود، میخواهیم خودمان را بکشیم!
برشی از کتاب: جمعها و حاصل جمعها، ص۱۹
علی صفایی حائری (عین.صاد)