<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="0.92">
	<channel>
		<title>یاس کبود</title>
		<link>https://yaseman.kowsarblog.ir/</link>
		<description>به یاد بانویی که ام ابیها بود و والاترین همسر و بهترین مادر و الگوی زن مسلمان امروز...</description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
				<item>
			<title>ضرورت هسته ای</title>
						<description>&lt;p&gt;دغدغه اصلی جهان عادت کرده به مصرف انرژی،  تولید انرژی و ساخت نیروگاه اتمی به عنوان تنها راه خروج از بحران انرژی است. در این بین، از آنجا که ساخت یک نیروگاه اتمی بیشتر علوم و فنون را به کار می‌گیرد، این کاربری به مفهوم توسعه و پیشرفت در همه علوم و فنون است. از طرفی هم می‌توان ادعا کرد که نیروگاه برق اتمی، اقتصادی ترین نیروگاهی است که امروز در دنیا احداث می‌شود. دلایل دیگری هم برای استفاده از انرژی اتمی برای تولید برق وجود دارد که از مهم ترین آنها می‌توان به پاکیزه بودن این روش، تولید نکردن گازهای گلخانه ای و دیگر آلاینده‌های زیست محیطی اشاره کرد. سوخت‌های فسیلی مانند زغال سنگ، مقدار قابل توجهی از انواع آلاینده ها، همانند ترکیبات کربن و گوگرد را وارد محیط زیست می‌کنند که برای سلامت انسان زیان بار است. از سوی دیگر، باتوجه به افزایش مصرف برق و پایان پذیر بودن منابع سوخت فسیلی، به نظر می‌رسد استفاده از انرژی هسته ای بهترین گزینه موجود باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yaseman.kowsarblog.ir/ضرورت-هسته-ای&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://yaseman.kowsarblog.ir/ضرورت-هسته-ای</link>
							</item>
				<item>
			<title>لایه های نظارت...</title>
						<description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;strong&gt; 4. فرشتگان&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;خداوند متعال، فرشتگانى دارد كه ناظر بر اعمال بشرند و هر آنچه را آنان انجام مى دهند، ثبت مى كنند. &lt;em&gt;فلسفه وجودى اين فرشتگان، برانگيختگى حيا در انسان است، نه كمك به خداوند براى آگاهى از اعمال بندگان.&lt;/em&gt; خداوند از همه چيز آگاه است. كاركرد در نظر گرفته شده براى اين گروه از فرشتگان، آن است كه توجّه به حضور آنان، شرم را در انسان برانگيزد. زنديقى از امام صادق عليه السلام مى پرسد: چرا فرشتگانى گماشته شده اند تا نيك و بد اعمال مردم را بنويسند، در حالى كه مى گوييد خداوند، از سِر و آنچه مخفى تر از سِر است، آگاهى دارد؟ حضرت در پاسخ وى فرمود: &lt;br /&gt;خداوند، آنها را براى اين كار به بندگى گرفته است و آنان را شاهد بر خلق خود قرار داده، تا بندگان خدا به خاطر همراهى فرشتگان با آنان، مواظبت شديدترى بر طاعت خداوند و گريز شديدترى از معصيت او داشته باشند. &lt;br /&gt;امام عليه السلام، پس از ذكر فلسفه وجودى فرشتگانِ نويسنده، در توصيف واكنش برخى از مردم نسبت به اين پديده مى فرمايد: چه بسا بنده اى كه قصد معصيت كرده، ولى يادآور مكانت و جايگاه فرشتگان مى شود و در نتيجه، مراعات كرده، دست مى كشد و مى گويد: «پروردگارم مرا مى بيند و فرشتگان نگهبان من، شاهدند». در اين روايت، به فرايندى اشاره شده كه داراى چند مرحله وابسته به هم است: اوّل قصد معصيت، دوم يادآورى نظارت فرشتگان، سوم به وجود آمدن حالت رعايت، چهارم دست كشيدن و پنجم مرور جمله «پروردگارم مرا مى بيند وفرشتگان نگهبان من، شاهدند».  اين فرايند شرم به جهت يادآورى حضور فرشتگان به وجود مى آيد. &lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;strong&gt;5 . خداوند&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;لايه پنجم نظارت، نظارت خداوند متعال است. خداوند متعال، عالى ترين و فراگيرترين نظارت را دارد. نظارت خداوند، نقص هاى نظارت هاى پيشين را ندارد.  خداوند، در هر مكانى و هر زمانى وجود و حضور دارد. هيچ مكانى و هيچ زمانى بدون حضور خداوند نيست. &lt;em&gt;اين كه چه تصويرى از خداوند داشته باشيم، نقش بسيار مهمى در شكل گيرى حيا دارد. تصوير خداوند در ذهن ما چيست؟ خداى غايب يا خداى حاضر؟&lt;/em&gt; ناظر ندانستن خدا، منحصر در كسانى كه به «خداى معدوم» (يا عدم وجود خدا) معتقدند، نيست. ممكن است كسانى هم كه به «خداى موجود» معتقدند، به حضور و نظارت خداوند، باور عملى نداشته باشند. اين گروه به «خداى غايب»، باور عملى دارند؛ يعنى خدا را در جايى غير از جايى كه آنان هستند، مى دانند، حال آن كه خداى موجود، «خداى حاضر و ناظر» است. ابن ابى العوجا به امام صادق عليه السلام گفت: نام خدا را آوردى و ما را به چيزى كه «غايب» است، حواله كردى!؟ امام صادق عليه السلام در پاسخ وى فرمود: واى بر تو! چگونه كسى كه همراه خَلق خود و شاهد آنان است و از رگ گردن به آنان، نزديك تر است و سخن آنان را مى شنود و پيكر آنان را مى بيند و اسرار آنان را مى داند، مى تواند غايب باشد؟ براى باورى كه خدا را «غايب» مى داند، برانگيختگىِ شرم بى معناست؛ امّا باورى كه خدا را «حاضر و ناظر» مى داند، از او شرم مى كند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;غنچه های شرم (نگاهی نو به مفهوم حيا) - عباس پسندیده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yaseman.kowsarblog.ir/نظارت-خاوند-و-فرشتگان&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://yaseman.kowsarblog.ir/نظارت-خاوند-و-فرشتگان</link>
							</item>
				<item>
			<title>انواع نظارت ها</title>
						<description>&lt;p&gt;لايه هاى نظارت&lt;br /&gt;از آن جا كه نظارت، محورى ترين عنصر احساس شرم است، شناسايى انواع ناظرها و نظارت ها نيز لازم و ضرورى است كه عبارتند از :&lt;br /&gt; &lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;strong&gt;1. مردم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;ملموس ترين نظارت، نظارت انسان هاست، شايد بتوان گفت بيشترين درصد اوقات زندگى فرد، با همنوعان او مى گذرد. تقريبا هميشه كسانى هستند كه حضور داشته باشند و اگر كارى از انسان سر بزند، شاهد آن باشند: دوست، همشاگردى، همسر، همسفر، همشهرى، همكار و &amp;#8230; .&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;strong&gt;2.  خود&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;پديده «خجالت كشيدن از خود» كه انسان ها آن را به خوبى شناخته اند و شايد بارها تجربه كرده باشند، به خوبى بر وجود ناظرى در درون، دلالت مى كند.  اين ناظر درونى، اگر مورد توجّه قرار گيرد و حضور و نظارتش «درك» شود و نزد فرد، داراى ارزش و منزلت باشد، شرم برانگيز خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;strong&gt;3 . حجّت هاى خداوند&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;حجّت هاى خداوند از جنس بشرند؛ امّا اين انسان هاى ارزشمند، داراى دو حضور و دو نظارت می باشند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نوع اوّل ، حضور فيزيكى (جسمانى) است و از اين جهت، با لايه اوّل نظارت - كه مردم بودند - تفاوتى ندارد. امّا نوع دوم حضور و نظارت آنان، حضورى است كه متوقّف بر وجود جسمانى آنان نيست و با عدم آن نيز پايان نمى يابد. اين نوع نظارت، در چند حالت وجود دارد: يكى نظارت معصومان در زمان حيات و ظهورشان نسبت به كسانى است كه در كنار آنان نيستند؛ چراكه نظارت معصومان در زمان حيات و ظهورشان، محدود به كسانى نمى شود كه در محضر آنان بوده، در دايره ديد بصرى آنان قرار دارند؛ بلكه از حال ديگر بندگان نيز آگاهى دارند، هر چند در جاى ديگرى باشند. حالت دوم، مربوط به دوران حيات و غيبت آن بزرگواران است. در اين حالت، حجّت خداوند، حيات و حضور دارد؛ امّا ظهور ندارد و در غيبت به سر مى برد و لذا، مردم، ايشان را نمى بينند؛ ولى او مردم را مى بيند. از ديد مردم، اين نوع نظارت، نظارت محسوس و حضور فيزيكى نيست. &lt;br /&gt;ابوبصير به يكى از زنان مسلمان، قرآن مى آموخت. روزى با وى شوخى كرد ! ابوبصير،  خود مى گويد وقتى خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم، به من فرمود: «هر كه خدا را در خلوت، مراقب خود نداند، خداوند، ارزشى براى وى قائل نيست. چه چيزى به آن زن گفتى ؟!». من از شرم، سرم را به زير انداختم و همان جا توبه كردم. در اين واقعه به خوبى روشن است كه امام عليه السلام بدون حضور فيزيكى در جلسه آنان، از كردار آنان مطّلع شده بود. امام صادق عليه السلام، روزى بدون مقدّمه به داوود رَقّى فرمود: &lt;br /&gt;اى داوود ! روز پنج شنبه، اعمال شما بر من عرضه شد. در ميان كارهايى كه از تو به رؤيت من رسيد، كمكى بود كه به پسر عمويت فلانى كردى و من از اين كار، خوش حال شدم. اين صله رحم و كمك تو، نابودى او و كوتاه شدن عمرش را سرعت بخشيد. &lt;br /&gt;داوود رقّى مى گويد: پسر عمويى داشتم كه دشمن اهل بيت و فردى پليد بود. خبردار شدم كه او و خانواده اش در وضع مالى بدى به سر مى برند. لذا پيش از آن كه راهى مكّه شوم، به قصد كمك به زندگى اش، مبلغى برايش حواله كردم.  چون به مدينه رسيدم، امام صادق عليه السلام مرا از اين كار، خبر داد. و امّا حالت سوم، نظارت معصومان عليهم السلام پس از حيات شريفشان است. نظارت حجّت هاى خداوند، نه محدود به حيات و ظهور آنان است، و نه محدود به حضور ناپيداى آنان؛ بلكه حتى پس از مرگ نيز بر رفتار مردم، نظارت داشته و از آن آگاهى دارند. امام صادق عليه السلام بر اين رابطه تصريح دارد و مى فرمايد: هر بامداد، كارهاى بندگان، از نيك و بد، به رؤيت رسول خدا مى رسد. بنا بر اين به هوش باشيد، هر يك از شما بايد شرم كند كه كار زشت بر پيامبرش عرضه كند.&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ادامه دارد&amp;#8230;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yaseman.kowsarblog.ir/انواع-نظارت-ها&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://yaseman.kowsarblog.ir/انواع-نظارت-ها</link>
							</item>
				<item>
			<title>تنظیم درونی...</title>
						<description>&lt;p&gt;حيا چيست ؟&lt;br /&gt;حيا ، نيرويى است مهار كننده و نظم دهنده كه رفتار و افكار انسان را بر اساس «شرع» و «عُرف» ، تنظيم مى كند . براى روشن شدن اين تعريف بايد به اين نكته توجه كرد كه «مهار نمودن خود و تنظيم رفتارها، افكار و هيجان ها»، از اركان بنيادين موفّقيت بشر، چه در بُعد شخصى و چه در بُعد اجتماعى است . مهار كردن و تنظيم ، از يك ديدگاه به دو بخش بيرونى و درونى تقسيم مى شود و بهترين و مؤثّرترين نوع آن، مهار كردن و تنظيم درونى است . انسان به نيرويى درونى نياز دارد تا افكار، احساسات و رفتار او را مهار كند و به آنها نظم دهد كه در ادبيات دين به عنوان «تقوا» شناخته مى شود و مجموعه اى از عوامل مهاركننده و نظم دهنده را در خود جاى داده كه يكى از مهم ترين و ارزشمندترين آنها «حيا»ست . &lt;br /&gt;برترى اين عامل بر ديگر عوامل ، بدين جهت است كه حيا ، نه مبتنى بر ترس است، نه مبتنى بر طمع؛ بلكه مبتنى بر احترام به خود&lt;sup&gt;1&lt;/sup&gt; يا كرامت انسانى است كه بر اساس آن، وقتى فرد خود را در حضور شخصى كريم بيابد، از ارتكاب زشتى ها خوددارى و رفتار خود را تنظيم مى كند.  به همين جهت می باشد كه خداوند متعال، پيش از آن كه مردم را به خوف (ترس) از خود فراخوانَد، به حيا فراخوانده و فرموده است: &lt;br /&gt;«أَلَمْ يَعْلَم بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى»&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;&lt;span style=&quot;font-family: times new roman, times; font-size: 14pt;&quot;&gt;؛&lt;/span&gt;آيا [انسان] نمى داند كه خداوند ، او را مى بيند؟&lt;br /&gt;عنصر محورى در حيا، همين نظارت ديگران و خود را در محضر آنان دانستن است. بدين معنا كه حضور يك ناظر محترم،  حيا را در انسان بر مى انگيزد&lt;sup&gt;3.&lt;/sup&gt; به همين جهت امام صادق عليه السلام مى فرمايد: دانستم كه خداوند عز و جل بر من مطّلع است، پس شرم كردم&lt;sup&gt;4.&lt;/sup&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از ديدگاه روايات، محور حيا و وجه تمايز آن از ديگر بازدارنده ها، عنصر «نظارت» است؛ يعنى آنچه حيا را بر مى انگيزد، حضور و نظارت ناظر است. معمولاً رفتار ما در جمع، با رفتار ما در خلوت، تفاوت مى كند. تفاوت رفتار در خلوت و جَلوت، به جهت تفاوت در حضور و عدم حضور است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;البته صرف وجود نظارت به عنوان واقعيتى خارجى، براى برانگيختن حيا كافى نيست. حيا هنگامى برانگيخته مى شود كه نظارت موجود ، از طرف شخص «درك» شود . پس « درك نظارت موجود » ، مهم تر از وجود نظارت است . كسانى كه نظارت موجود را درك نمى كنند، حيا نيز نمى كنند. بر همين اساس، مى توان نتيجه گرفت كه راه برانگيختن حيا در افراد، «توجّه دادن» به نظارت است. به همين جهت، معصومان عليهم السلام پيوسته مردم را به نظارت خداوند و فرشتگان توجه مى داده اند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ادامه دارد&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 8pt;&quot;&gt;1- Self - esteem&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 8pt;&quot;&gt;2- علق: 14.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 8pt;&quot;&gt;3. از همين جا روشن مى شود كه حيا مترادف عفّت نيست. عفّت، ثمره نيروهاى مهاركننده و نظم دهنده اى است كه يكى از آنها حياست.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 8pt;&quot;&gt;2- بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 228&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yaseman.kowsarblog.ir/تنظیم-درونی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://yaseman.kowsarblog.ir/تنظیم-درونی</link>
							</item>
				<item>
			<title>محبوبیت در میان مردم</title>
						<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/yaseman/quick-uploads/img_20260920_154630_981.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;680&quot; height=&quot;680&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; امام حسن عسکری علیه‌السلام: &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«أَوْلَى النَّاسِ بِالْمَحَبَّةِ مِنْهُمْ مَنْ أَمَّلُوهُ.» &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; مردم کسی را بیشتر دوست دارند که به او امید بیشتری داشته باشند. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;📚 بحارالأنوار، ج۷۸، ص۳۷۹، ح۴&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;توضیح و تبیین:&lt;br /&gt; این عبارت کوتاه به یکی از رازهای شکل‌گیری محبت میان انسان‌ها اشاره می‌کند: «نقطه امید بودن». امام می‌فرماید: «أَوْلَى النَّاسِ بِالْمَحَبَّةِ مِنْهُمْ مَنْ أَمَّلُوهُ»؛ یعنی از میان مردم، کسی به محبت سزاوارتر است که دیگران به او امید بسته‌اند. بر اساس این روایت، وقتی انسان دیگری را منشأ گشایش، کمک و دستیابی به یک خیر می‌بیند، نسبت به او محبت پیدا می‌کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از نظر روان‌شناختی، امید بستن به یک شخص نشان می‌دهد که او در ذهن فرد، منبع امکان شده است؛ یعنی حضور او می‌تواند رسیدن به یک مطلوب، حل یک مشکل یا عبور از یک وضعیت دشوار را ممکن‌تر کند. همین ادراک، ارزش عاطفی و رابطه‌ای او را افزایش می‌دهد و زمینه محبت را فراهم می‌سازد. بنابراین، محبت همیشه از جذابیت شخصیتی یا معاشرت خوش آغاز نمی‌شود؛ گاهی از اینجا آغاز می‌شود که انسان در دیگری، امکانِ گشایش در زندگی خود را می‌بیند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از این منظر، یکی از رازهای محبوبیت این است که انسان چنان باشد که دیگران در موقع نیاز، به او امید ببندند؛ نه صرفاً به‌عنوان کسی که دوستش دارند، بلکه به‌عنوان کسی که حضورش می‌تواند گرهی بگشاید، خیری برساند و آینده‌ای بهتر را ممکن کند.&lt;br /&gt;📣 گفتار پسندیده&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yaseman.kowsarblog.ir/محبوبیت-در-میان-مردم&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://yaseman.kowsarblog.ir/محبوبیت-در-میان-مردم</link>
							</item>
				<item>
			<title>وجود امام</title>
						<description>&lt;p&gt;وجود امام در تمام خوبی ها گسترده است؛ حتی اگر کسی کمترین بهره ای از خوبی دارد به همان میزان آینه ای است که امام را نسان می دهد.&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/yaseman/quick-uploads/img_20260920_144853.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;1214&quot; height=&quot;1295&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yaseman.kowsarblog.ir/وجود-امام-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://yaseman.kowsarblog.ir/وجود-امام-1</link>
							</item>
				<item>
			<title>تشییع های جاودانه تشیع</title>
						<description>&lt;p&gt;«از بدرقه قائد شیعه در بغداد تا بدرقه قائد امت در تهران»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تاریخ، گاه در یک لحظه، چنان گره می‌خورد که نسل‌ها برای گشودنِ رازِ آن، قرن‌ها به تأمل می‌نشینند. تشییعِ شیخ مفید، یکی از همان گره هایِ زرّینِ تاریخِ تشیّع است؛ بدرقه‌ای که در آن، شیعه با پیکر پاکی وداع گفت، اما با روحِ یک مکتب، پیمانی ابدی بست. اساسا تشییع زعما و علمای شیعه، نه آداب وداع جمعی با مردن، که آیین به ودیعه گرفتن دوباره زندگی است.&lt;br /&gt; آیت الله العظمی شهید خامنه‌ای، در پیامِ ماندگارِ خود به کنگرهٔ هزارهٔ شیخ مفید، این رویدادِ عظیم را آنچنان به تصویر کشیده که گویی نه، هزار سال پیش، که امروز، در برابرِ چشمانِ ما رخ می‌دهد. امین ادب ایران، با بیانی شیوا و نافذ، به زیبایی پرده از چهرهٔ آن زعیم «مرزبانِ هویتِ شیعه» برمی‌دارد و تشییعِ او را، نه یک سوگواری، که یک کنش تاریخی برای ماندگاریِ مکتب، تفسیر میکند. با این روایت از آن روزِ بزرگ می توان درک کرد که چگونه تاریخ شیعه، ایستاده بر دوشِ مفید، تا عصر خمینی کبیر و قائد شهید ادامه یافته است. راوی فقیه شهید نوشته اند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; «هزار سال پیش از این، در یکی از روزهای پر حادثهٔ بغداد، میدان «اشنان»، بر مردمی که به خاطر واقعهٔ غم‌انگیزی در آن انبوه شده بودند تنگ آمد. و هزاران چشم بر مردی که مرگش حادثهٔ بزرگ بود، گریست. و دهها هزار نفر بر جنازهٔ انسان والایی نماز گزاردند که پنجاه سال، چون مشعلی تابناک، بخش گسترده‌ای از جهان اسلام را با دانش و معرفت خود، روشن ساخت، و در کرانهٔ دجلهٔ بغداد، دجلهٔ دیگری از علم و معرفت به راه انداخته بود. تندباد حوادث تلخ و خونین در پایتخت عباسی و طوفان تعصب‌ها و بددل‌یها نتوانسته بود چراغ علم و عملی را خاموش سازد که به شجرهٔ زیتونهٔ علوم قرآن و معارف اهل‌بیت (علیهم‌السّلام)، متصل گشته و با مصباح خِرَد بشری تلألؤ یافته بود. و خار و خاشاک کج‌فهمی‌ها و بدسگالی‌ها نتوانسته بود در برابر آن شطّ خروشانی سدّ گردد که فقه و کلام و عقل و نقل را در بستر پر فیضش به سرزمین‌های حاصلخیز رسانیده بود. آن روز که پیکر مفید را انبوه خلایق تشییع کردند و به امامت سید شریف، علی مرتضی بر او نماز گزاردند، دل‌هایی پر از کینه و تهی از کیاست و حکمت، این را پایان کار آن بزرگمرد شمرده و ساده‌اندیشان مرگ او را جشن گرفتند. اما چشم و دل هر فرزانه‌ای می‌توانست به وضوح در یابد که مرگ آن سالار فرزانگان نمی‌تواند پایان کار کسی باشد و فیضان پنجاه سالهٔ او، چشمه ساری از دانش و فرهنگ و اخلاق و حکمت، در فضای اندیشهٔ بشری جاری ساخته و ارادهٔ الهی و سنت تاریخ، زایندگی و فزایندگی آن را در عبور جاودانه‌اش از لابلای نسل‌ها و دوره‌ها و قرن‌ها، تا رسیدن به دریای منتهای رشد نهایی بشر، تضمین کرده است. آن روز بدن نحیف مفید در خانه‌اش در درب‌الریاح بغداد به زمین سپرده شد تا روزی به جوار بارگاه حضرت ابی‌جعفر جواد (علیه‌السّلام) منتقل شود و در آن دارالسّلام رحمت الهی بیارامد، اما شخصیت سترگ او که پنهان‌کردنی و از یادرفتنی نبود، پیوسته در برابر چشم زمان باقی ماند و هر گز از یاد نرفت، و در روند شکوفایی فقه و کلام و مذهب اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) نقش برجستهٔ خود را ایفاء کرد. امروز پس از گذشت هزار سال از آن روز، تشکیل هزاره شیخ مفید به همّت شما عزیزان، تجدید خاطرهٔ آن حادثهٔ بزرگ و تجلیل از آن قلهٔ علم و تقوا است که گذشت ده قرن و رشد ده قرنی علم و فرهنگ نتوانسته است از سرافرازی او بکاهد و او را از نظرها بیندازد&amp;#8230;.»*&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; اکنون فقیه راویِ این روایت، خود، سالها بعد، نه فقط در قامتِ استوارِ یک مرزبان راحل بلکه یک ولی راهبر شهید، تشییعِ دیگری خواهد شد؛ این بار، نه در بغداد عباسی که در تهران علوی و نه با دهها هزار، که با ده‌ها میلیونِ مشتاق، تشییعی که بزرگترین بدرقه تاریخ بشر تا کنون خواهد شد إن شا الله، تا به جوار بارگاه حضرت ابالحسن رضا (علیه السلام) منتقل شود و در آن دارالسلام رحمت الهی بیارآمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;◽تاریخ شیعه گرچه لبریز از بغضِ تشییع‌های غریبانه و مظلومانه ائمه اطهار است اما از تشییعِ با شکوه شیخ مفید تا تشییعِ سید قائد شهید، همه بدرقه های بزرگ علما و شهدا، یک حقیقتِ واحد را فریاد می‌کنند. مکتب زندگی ساز اهل بیت(علیهم‌السلام) تا رسیدن به ظهورِ منجیِ عالم بشریت، با فقاهت و شهادت، جاوادنه می‌ماند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علی اصغر اسلامی تنها&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yaseman.kowsarblog.ir/تشییع-های-جاودانه-تشیع&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://yaseman.kowsarblog.ir/تشییع-های-جاودانه-تشیع</link>
							</item>
				<item>
			<title>قاب ماندگار</title>
						<description>&lt;p&gt; نمایی دیگر از مراسم اقامه نماز بر پیکر یگانه‌ی دوران، مرجع عالیقدر جهان تشیع، رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی شهید سیّدعلی حسینی خامنه‌ای اعلی‌الله‌مقامه‌الشریف؛ مصلی تهران، ۱۴ تیرماه ۱۴۰۵&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/yaseman/quick-uploads/img_20260705_171202_066.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;853&quot; height=&quot;1280&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yaseman.kowsarblog.ir/قاب-ماندگار-4&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://yaseman.kowsarblog.ir/قاب-ماندگار-4</link>
							</item>
			</channel>
</rss>
