محبوبیت در میان مردم

امام حسن عسکری علیهالسلام:
«أَوْلَى النَّاسِ بِالْمَحَبَّةِ مِنْهُمْ مَنْ أَمَّلُوهُ.»
مردم کسی را بیشتر دوست دارند که به او امید بیشتری داشته باشند.
📚 بحارالأنوار، ج۷۸، ص۳۷۹، ح۴
توضیح و تبیین:
این عبارت کوتاه به یکی از رازهای شکلگیری محبت میان انسانها اشاره میکند: «نقطه امید بودن». امام میفرماید: «أَوْلَى النَّاسِ بِالْمَحَبَّةِ مِنْهُمْ مَنْ أَمَّلُوهُ»؛ یعنی از میان مردم، کسی به محبت سزاوارتر است که دیگران به او امید بستهاند. بر اساس این روایت، وقتی انسان دیگری را منشأ گشایش، کمک و دستیابی به یک خیر میبیند، نسبت به او محبت پیدا میکند.
از نظر روانشناختی، امید بستن به یک شخص نشان میدهد که او در ذهن فرد، منبع امکان شده است؛ یعنی حضور او میتواند رسیدن به یک مطلوب، حل یک مشکل یا عبور از یک وضعیت دشوار را ممکنتر کند. همین ادراک، ارزش عاطفی و رابطهای او را افزایش میدهد و زمینه محبت را فراهم میسازد. بنابراین، محبت همیشه از جذابیت شخصیتی یا معاشرت خوش آغاز نمیشود؛ گاهی از اینجا آغاز میشود که انسان در دیگری، امکانِ گشایش در زندگی خود را میبیند.
از این منظر، یکی از رازهای محبوبیت این است که انسان چنان باشد که دیگران در موقع نیاز، به او امید ببندند؛ نه صرفاً بهعنوان کسی که دوستش دارند، بلکه بهعنوان کسی که حضورش میتواند گرهی بگشاید، خیری برساند و آیندهای بهتر را ممکن کند.
📣 گفتار پسندیده
وجود امام
وجود امام در تمام خوبی ها گسترده است؛ حتی اگر کسی کمترین بهره ای از خوبی دارد به همان میزان آینه ای است که امام را نسان می دهد.
تشییع های جاودانه تشیع
«از بدرقه قائد شیعه در بغداد تا بدرقه قائد امت در تهران»
تاریخ، گاه در یک لحظه، چنان گره میخورد که نسلها برای گشودنِ رازِ آن، قرنها به تأمل مینشینند. تشییعِ شیخ مفید، یکی از همان گره هایِ زرّینِ تاریخِ تشیّع است؛ بدرقهای که در آن، شیعه با پیکر پاکی وداع گفت، اما با روحِ یک مکتب، پیمانی ابدی بست. اساسا تشییع زعما و علمای شیعه، نه آداب وداع جمعی با مردن، که آیین به ودیعه گرفتن دوباره زندگی است.
آیت الله العظمی شهید خامنهای، در پیامِ ماندگارِ خود به کنگرهٔ هزارهٔ شیخ مفید، این رویدادِ عظیم را آنچنان به تصویر کشیده که گویی نه، هزار سال پیش، که امروز، در برابرِ چشمانِ ما رخ میدهد. امین ادب ایران، با بیانی شیوا و نافذ، به زیبایی پرده از چهرهٔ آن زعیم «مرزبانِ هویتِ شیعه» برمیدارد و تشییعِ او را، نه یک سوگواری، که یک کنش تاریخی برای ماندگاریِ مکتب، تفسیر میکند. با این روایت از آن روزِ بزرگ می توان درک کرد که چگونه تاریخ شیعه، ایستاده بر دوشِ مفید، تا عصر خمینی کبیر و قائد شهید ادامه یافته است. راوی فقیه شهید نوشته اند:
«هزار سال پیش از این، در یکی از روزهای پر حادثهٔ بغداد، میدان «اشنان»، بر مردمی که به خاطر واقعهٔ غمانگیزی در آن انبوه شده بودند تنگ آمد. و هزاران چشم بر مردی که مرگش حادثهٔ بزرگ بود، گریست. و دهها هزار نفر بر جنازهٔ انسان والایی نماز گزاردند که پنجاه سال، چون مشعلی تابناک، بخش گستردهای از جهان اسلام را با دانش و معرفت خود، روشن ساخت، و در کرانهٔ دجلهٔ بغداد، دجلهٔ دیگری از علم و معرفت به راه انداخته بود. تندباد حوادث تلخ و خونین در پایتخت عباسی و طوفان تعصبها و بددلیها نتوانسته بود چراغ علم و عملی را خاموش سازد که به شجرهٔ زیتونهٔ علوم قرآن و معارف اهلبیت (علیهمالسّلام)، متصل گشته و با مصباح خِرَد بشری تلألؤ یافته بود. و خار و خاشاک کجفهمیها و بدسگالیها نتوانسته بود در برابر آن شطّ خروشانی سدّ گردد که فقه و کلام و عقل و نقل را در بستر پر فیضش به سرزمینهای حاصلخیز رسانیده بود. آن روز که پیکر مفید را انبوه خلایق تشییع کردند و به امامت سید شریف، علی مرتضی بر او نماز گزاردند، دلهایی پر از کینه و تهی از کیاست و حکمت، این را پایان کار آن بزرگمرد شمرده و سادهاندیشان مرگ او را جشن گرفتند. اما چشم و دل هر فرزانهای میتوانست به وضوح در یابد که مرگ آن سالار فرزانگان نمیتواند پایان کار کسی باشد و فیضان پنجاه سالهٔ او، چشمه ساری از دانش و فرهنگ و اخلاق و حکمت، در فضای اندیشهٔ بشری جاری ساخته و ارادهٔ الهی و سنت تاریخ، زایندگی و فزایندگی آن را در عبور جاودانهاش از لابلای نسلها و دورهها و قرنها، تا رسیدن به دریای منتهای رشد نهایی بشر، تضمین کرده است. آن روز بدن نحیف مفید در خانهاش در دربالریاح بغداد به زمین سپرده شد تا روزی به جوار بارگاه حضرت ابیجعفر جواد (علیهالسّلام) منتقل شود و در آن دارالسّلام رحمت الهی بیارامد، اما شخصیت سترگ او که پنهانکردنی و از یادرفتنی نبود، پیوسته در برابر چشم زمان باقی ماند و هر گز از یاد نرفت، و در روند شکوفایی فقه و کلام و مذهب اهلبیت (علیهمالسّلام) نقش برجستهٔ خود را ایفاء کرد. امروز پس از گذشت هزار سال از آن روز، تشکیل هزاره شیخ مفید به همّت شما عزیزان، تجدید خاطرهٔ آن حادثهٔ بزرگ و تجلیل از آن قلهٔ علم و تقوا است که گذشت ده قرن و رشد ده قرنی علم و فرهنگ نتوانسته است از سرافرازی او بکاهد و او را از نظرها بیندازد….»*
اکنون فقیه راویِ این روایت، خود، سالها بعد، نه فقط در قامتِ استوارِ یک مرزبان راحل بلکه یک ولی راهبر شهید، تشییعِ دیگری خواهد شد؛ این بار، نه در بغداد عباسی که در تهران علوی و نه با دهها هزار، که با دهها میلیونِ مشتاق، تشییعی که بزرگترین بدرقه تاریخ بشر تا کنون خواهد شد إن شا الله، تا به جوار بارگاه حضرت ابالحسن رضا (علیه السلام) منتقل شود و در آن دارالسلام رحمت الهی بیارآمد.
◽تاریخ شیعه گرچه لبریز از بغضِ تشییعهای غریبانه و مظلومانه ائمه اطهار است اما از تشییعِ با شکوه شیخ مفید تا تشییعِ سید قائد شهید، همه بدرقه های بزرگ علما و شهدا، یک حقیقتِ واحد را فریاد میکنند. مکتب زندگی ساز اهل بیت(علیهمالسلام) تا رسیدن به ظهورِ منجیِ عالم بشریت، با فقاهت و شهادت، جاوادنه میماند.
علی اصغر اسلامی تنها
قاب ماندگار
نمایی دیگر از مراسم اقامه نماز بر پیکر یگانهی دوران، مرجع عالیقدر جهان تشیع، رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی حسینی خامنهای اعلیاللهمقامهالشریف؛ مصلی تهران، ۱۴ تیرماه ۱۴۰۵

غرب شناسی تجربی امام شهید
(سه پند دیپلماتیک در روابط ایران و آمریکا)
امام شهید بر لزوم توجّه به تجربهها در روابط ایران و آمریکا تأکید کرده و میگویند:
«اگر از تجربهها درس نگرفتيم، قطعاً ضرر خواهيم كرد. بايد تجربهها را در مقابل چشم خودمان بگذاريم، ملاحظه كنيم و از اين تجربهها درس بگيريم». سپس ایشان به چندین تجربهى واضح اشاره میکنند و ضرورت توجّه به آن را گوشزد مینمایند:
۱. پایبند نبودن آمریکا بر تعهّدات خود
«آمريكا پابند به تعهّدات خودش نيست. نگوييد اينها كار اين دولت است و كار ترامپ است؛ نه، دولت قبل هم كه با ما نشست، صحبت كرد و وزير خارجهاش ده روز، پانزده روز در اروپا پابند جلسات بود، آنها هم تقريباً همينجور [بودند]؛ حالا به شكل ديگرى عمل كردند ولى نقض كردند؛ آنها هم تحريم كردند، آنها هم بر خلاف تعهّدات خودشان عمل كردند. دولت آمريكا بر خلاف تعهّدات خودش عمل ميكند؛ اين بارِ اوّل هم نيست؛ قضاياى گوناگون قبلى هم همين را تأييد ميكند. مجموعهى برخوردهايى كه از اوّل با برجام كردند، به تعبير حضرات ديپلماتهاى ما، نقض روح و جسم برجام بود… خب، دولتى با اين خصوصيّات كه به اين راحتى معاهدهى بينالمللى را نقض ميكند، بعد هم مثل آب خوردن زير امضائيش ميزند و ميگويد من از معاهده خارج شدم - با كارهاى نمايشى تلويزيونى؛ امضائيش را نشان ميدهد كه ما خارج شديم از فلان [معاهده] - خب پيدا است كه با اين دولت لااقل جمهورى اسلامى نميتواند تعامل كند.
۲. عمق دشمنی آمریکا با ما
«دشمنى، دشمنىِ عميق است، دشمنىِ سطحى نيست. مخالفت بر اساس و بر محور مسئلهاى مثل مسئلهى اتمى نيست؛ اين را همه فهميدهاند؛ بحث، فراتر از اينها است. بحث اين است كه اينها با نظامى كه در اين منطقهى حسّاس سر بلند كرده، ايستاده، قد برافراشته، رشد كرده، با ظلمهاى آمريكا مخالفت ميكند، نسبت به آمريكا هيچ گونه ملاحظهكارى نميكند، روحيّهى مقاومت را در منطقه توسعه ميدهد، پرچم اسلام را در دست گرفته، مخالفند؛ عميقاً مخالفند. مسئلهى آنها اين است كه اين نظام اسلامى و جمهورى اسلامى نبايد باشد؛ نه فقط اين نظام نباشد، [بلكه] آن مردمى كه اين نظام را حمايت ميكنند يعنى ملّت ايران هم منفور سران حكومتهاى آمريكايند. يكى از معاونان رئيسجمهور آمريكا - نه اين رئيسجمهور، يكى از رؤساى جمهور قبلى - صريحاً گفت كه ما بايد ريشهى ملّت ايران را - نه ريشهى جمهورى اسلامى را - بكَنيم.»
۳. تجربهی کُرنش در برابر آمریکا
«انعطاف در مقابل اين دشمن - به خاطر مصلحتسنجىهاى موسمىاى كه خب ما در يك مواردى داريم - تيغ دشمنىِ او را كُند نخواهد كرد؛ بلكه او را گستاختر خواهد كرد؛ اين هم يك تجربه است. فراموش نكنيم هر جايى كه ما مقدارى كوتاه آمديم، آنها تندتر آمدند. همان رئيسجمهور شريرى كه خودش مجسّمهى شرارت بود - بوش دوّم - در مقابل انعطافهايى كه دولت وقت نسبت به او نشان داده بود، ايران را محور شرارت ناميد و با افتخار ايستاد، اسم محور شرارت را روى ايران گذاشت؛ [چون] در مقابل او انعطافهايى نشان داده شده بود … چنانچه فرض كنيم كسى هست كه احساس ميكند «خب، يك دشمنِ اينجورى را ما از سر باز كنيم، نگذاريم دشمنى كند.»، راه جلوگيرى از دشمنىِ او، انعطاف و كوتاه آمدن نيست؛ اگر ميخواهيد كارى كنيد كه او دشمنى نكند، خيلى خب، راهش را پيدا كنيد، امّا اين راهش نيست كه ما در مقابل او كوتاه بياييم و عقبنشينى كنيم. [اين] البتّه مخصوص آمريكا هم نيست؛ غربىها عمدتاً همينجور هستند. ما فراموش نميكنيم - يعنى اين جزو چيزهايى است كه در تاريخ ما قابل فراموش شدن نيست - كه در يك دورهاى رئيسجمهوری ما كه طرفدار نرمش در مقابل غرب و مانند اينها بود، از طرف يك دولت غربى - از طرف آلمان؛ در ماجراى ميكونوس - به دادگاه احضار شد سرِ يك حرف بىربط و بىمنطقى؛ يعنى اينقدر اينها چشمسفيد و پُررو و وقيحند».
حبیب الله بابایی