ضرورت هسته ای
دغدغه اصلی جهان عادت کرده به مصرف انرژی، تولید انرژی و ساخت نیروگاه اتمی به عنوان تنها راه خروج از بحران انرژی است. در این بین، از آنجا که ساخت یک نیروگاه اتمی بیشتر علوم و فنون را به کار میگیرد، این کاربری به مفهوم توسعه و پیشرفت در همه علوم و فنون است. از طرفی هم میتوان ادعا کرد که نیروگاه برق اتمی، اقتصادی ترین نیروگاهی است که امروز در دنیا احداث میشود. دلایل دیگری هم برای استفاده از انرژی اتمی برای تولید برق وجود دارد که از مهم ترین آنها میتوان به پاکیزه بودن این روش، تولید نکردن گازهای گلخانه ای و دیگر آلایندههای زیست محیطی اشاره کرد. سوختهای فسیلی مانند زغال سنگ، مقدار قابل توجهی از انواع آلاینده ها، همانند ترکیبات کربن و گوگرد را وارد محیط زیست میکنند که برای سلامت انسان زیان بار است. از سوی دیگر، باتوجه به افزایش مصرف برق و پایان پذیر بودن منابع سوخت فسیلی، به نظر میرسد استفاده از انرژی هسته ای بهترین گزینه موجود باشد.
لایه های نظارت...
4. فرشتگان
خداوند متعال، فرشتگانى دارد كه ناظر بر اعمال بشرند و هر آنچه را آنان انجام مى دهند، ثبت مى كنند. فلسفه وجودى اين فرشتگان، برانگيختگى حيا در انسان است، نه كمك به خداوند براى آگاهى از اعمال بندگان. خداوند از همه چيز آگاه است. كاركرد در نظر گرفته شده براى اين گروه از فرشتگان، آن است كه توجّه به حضور آنان، شرم را در انسان برانگيزد. زنديقى از امام صادق عليه السلام مى پرسد: چرا فرشتگانى گماشته شده اند تا نيك و بد اعمال مردم را بنويسند، در حالى كه مى گوييد خداوند، از سِر و آنچه مخفى تر از سِر است، آگاهى دارد؟ حضرت در پاسخ وى فرمود:
خداوند، آنها را براى اين كار به بندگى گرفته است و آنان را شاهد بر خلق خود قرار داده، تا بندگان خدا به خاطر همراهى فرشتگان با آنان، مواظبت شديدترى بر طاعت خداوند و گريز شديدترى از معصيت او داشته باشند.
امام عليه السلام، پس از ذكر فلسفه وجودى فرشتگانِ نويسنده، در توصيف واكنش برخى از مردم نسبت به اين پديده مى فرمايد: چه بسا بنده اى كه قصد معصيت كرده، ولى يادآور مكانت و جايگاه فرشتگان مى شود و در نتيجه، مراعات كرده، دست مى كشد و مى گويد: «پروردگارم مرا مى بيند و فرشتگان نگهبان من، شاهدند». در اين روايت، به فرايندى اشاره شده كه داراى چند مرحله وابسته به هم است: اوّل قصد معصيت، دوم يادآورى نظارت فرشتگان، سوم به وجود آمدن حالت رعايت، چهارم دست كشيدن و پنجم مرور جمله «پروردگارم مرا مى بيند وفرشتگان نگهبان من، شاهدند». اين فرايند شرم به جهت يادآورى حضور فرشتگان به وجود مى آيد.
5 . خداوند
لايه پنجم نظارت، نظارت خداوند متعال است. خداوند متعال، عالى ترين و فراگيرترين نظارت را دارد. نظارت خداوند، نقص هاى نظارت هاى پيشين را ندارد. خداوند، در هر مكانى و هر زمانى وجود و حضور دارد. هيچ مكانى و هيچ زمانى بدون حضور خداوند نيست. اين كه چه تصويرى از خداوند داشته باشيم، نقش بسيار مهمى در شكل گيرى حيا دارد. تصوير خداوند در ذهن ما چيست؟ خداى غايب يا خداى حاضر؟ ناظر ندانستن خدا، منحصر در كسانى كه به «خداى معدوم» (يا عدم وجود خدا) معتقدند، نيست. ممكن است كسانى هم كه به «خداى موجود» معتقدند، به حضور و نظارت خداوند، باور عملى نداشته باشند. اين گروه به «خداى غايب»، باور عملى دارند؛ يعنى خدا را در جايى غير از جايى كه آنان هستند، مى دانند، حال آن كه خداى موجود، «خداى حاضر و ناظر» است. ابن ابى العوجا به امام صادق عليه السلام گفت: نام خدا را آوردى و ما را به چيزى كه «غايب» است، حواله كردى!؟ امام صادق عليه السلام در پاسخ وى فرمود: واى بر تو! چگونه كسى كه همراه خَلق خود و شاهد آنان است و از رگ گردن به آنان، نزديك تر است و سخن آنان را مى شنود و پيكر آنان را مى بيند و اسرار آنان را مى داند، مى تواند غايب باشد؟ براى باورى كه خدا را «غايب» مى داند، برانگيختگىِ شرم بى معناست؛ امّا باورى كه خدا را «حاضر و ناظر» مى داند، از او شرم مى كند.
غنچه های شرم (نگاهی نو به مفهوم حيا) - عباس پسندیده.
انواع نظارت ها
لايه هاى نظارت
از آن جا كه نظارت، محورى ترين عنصر احساس شرم است، شناسايى انواع ناظرها و نظارت ها نيز لازم و ضرورى است كه عبارتند از :
1. مردم
ملموس ترين نظارت، نظارت انسان هاست، شايد بتوان گفت بيشترين درصد اوقات زندگى فرد، با همنوعان او مى گذرد. تقريبا هميشه كسانى هستند كه حضور داشته باشند و اگر كارى از انسان سر بزند، شاهد آن باشند: دوست، همشاگردى، همسر، همسفر، همشهرى، همكار و … .
2. خود
پديده «خجالت كشيدن از خود» كه انسان ها آن را به خوبى شناخته اند و شايد بارها تجربه كرده باشند، به خوبى بر وجود ناظرى در درون، دلالت مى كند. اين ناظر درونى، اگر مورد توجّه قرار گيرد و حضور و نظارتش «درك» شود و نزد فرد، داراى ارزش و منزلت باشد، شرم برانگيز خواهد شد.
3 . حجّت هاى خداوند
حجّت هاى خداوند از جنس بشرند؛ امّا اين انسان هاى ارزشمند، داراى دو حضور و دو نظارت می باشند:
نوع اوّل ، حضور فيزيكى (جسمانى) است و از اين جهت، با لايه اوّل نظارت - كه مردم بودند - تفاوتى ندارد. امّا نوع دوم حضور و نظارت آنان، حضورى است كه متوقّف بر وجود جسمانى آنان نيست و با عدم آن نيز پايان نمى يابد. اين نوع نظارت، در چند حالت وجود دارد: يكى نظارت معصومان در زمان حيات و ظهورشان نسبت به كسانى است كه در كنار آنان نيستند؛ چراكه نظارت معصومان در زمان حيات و ظهورشان، محدود به كسانى نمى شود كه در محضر آنان بوده، در دايره ديد بصرى آنان قرار دارند؛ بلكه از حال ديگر بندگان نيز آگاهى دارند، هر چند در جاى ديگرى باشند. حالت دوم، مربوط به دوران حيات و غيبت آن بزرگواران است. در اين حالت، حجّت خداوند، حيات و حضور دارد؛ امّا ظهور ندارد و در غيبت به سر مى برد و لذا، مردم، ايشان را نمى بينند؛ ولى او مردم را مى بيند. از ديد مردم، اين نوع نظارت، نظارت محسوس و حضور فيزيكى نيست.
ابوبصير به يكى از زنان مسلمان، قرآن مى آموخت. روزى با وى شوخى كرد ! ابوبصير، خود مى گويد وقتى خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم، به من فرمود: «هر كه خدا را در خلوت، مراقب خود نداند، خداوند، ارزشى براى وى قائل نيست. چه چيزى به آن زن گفتى ؟!». من از شرم، سرم را به زير انداختم و همان جا توبه كردم. در اين واقعه به خوبى روشن است كه امام عليه السلام بدون حضور فيزيكى در جلسه آنان، از كردار آنان مطّلع شده بود. امام صادق عليه السلام، روزى بدون مقدّمه به داوود رَقّى فرمود:
اى داوود ! روز پنج شنبه، اعمال شما بر من عرضه شد. در ميان كارهايى كه از تو به رؤيت من رسيد، كمكى بود كه به پسر عمويت فلانى كردى و من از اين كار، خوش حال شدم. اين صله رحم و كمك تو، نابودى او و كوتاه شدن عمرش را سرعت بخشيد.
داوود رقّى مى گويد: پسر عمويى داشتم كه دشمن اهل بيت و فردى پليد بود. خبردار شدم كه او و خانواده اش در وضع مالى بدى به سر مى برند. لذا پيش از آن كه راهى مكّه شوم، به قصد كمك به زندگى اش، مبلغى برايش حواله كردم. چون به مدينه رسيدم، امام صادق عليه السلام مرا از اين كار، خبر داد. و امّا حالت سوم، نظارت معصومان عليهم السلام پس از حيات شريفشان است. نظارت حجّت هاى خداوند، نه محدود به حيات و ظهور آنان است، و نه محدود به حضور ناپيداى آنان؛ بلكه حتى پس از مرگ نيز بر رفتار مردم، نظارت داشته و از آن آگاهى دارند. امام صادق عليه السلام بر اين رابطه تصريح دارد و مى فرمايد: هر بامداد، كارهاى بندگان، از نيك و بد، به رؤيت رسول خدا مى رسد. بنا بر اين به هوش باشيد، هر يك از شما بايد شرم كند كه كار زشت بر پيامبرش عرضه كند.
ادامه دارد…
تنظیم درونی...
حيا چيست ؟
حيا ، نيرويى است مهار كننده و نظم دهنده كه رفتار و افكار انسان را بر اساس «شرع» و «عُرف» ، تنظيم مى كند . براى روشن شدن اين تعريف بايد به اين نكته توجه كرد كه «مهار نمودن خود و تنظيم رفتارها، افكار و هيجان ها»، از اركان بنيادين موفّقيت بشر، چه در بُعد شخصى و چه در بُعد اجتماعى است . مهار كردن و تنظيم ، از يك ديدگاه به دو بخش بيرونى و درونى تقسيم مى شود و بهترين و مؤثّرترين نوع آن، مهار كردن و تنظيم درونى است . انسان به نيرويى درونى نياز دارد تا افكار، احساسات و رفتار او را مهار كند و به آنها نظم دهد كه در ادبيات دين به عنوان «تقوا» شناخته مى شود و مجموعه اى از عوامل مهاركننده و نظم دهنده را در خود جاى داده كه يكى از مهم ترين و ارزشمندترين آنها «حيا»ست .
برترى اين عامل بر ديگر عوامل ، بدين جهت است كه حيا ، نه مبتنى بر ترس است، نه مبتنى بر طمع؛ بلكه مبتنى بر احترام به خود1 يا كرامت انسانى است كه بر اساس آن، وقتى فرد خود را در حضور شخصى كريم بيابد، از ارتكاب زشتى ها خوددارى و رفتار خود را تنظيم مى كند. به همين جهت می باشد كه خداوند متعال، پيش از آن كه مردم را به خوف (ترس) از خود فراخوانَد، به حيا فراخوانده و فرموده است:
«أَلَمْ يَعْلَم بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى»2؛آيا [انسان] نمى داند كه خداوند ، او را مى بيند؟
عنصر محورى در حيا، همين نظارت ديگران و خود را در محضر آنان دانستن است. بدين معنا كه حضور يك ناظر محترم، حيا را در انسان بر مى انگيزد3. به همين جهت امام صادق عليه السلام مى فرمايد: دانستم كه خداوند عز و جل بر من مطّلع است، پس شرم كردم4.
از ديدگاه روايات، محور حيا و وجه تمايز آن از ديگر بازدارنده ها، عنصر «نظارت» است؛ يعنى آنچه حيا را بر مى انگيزد، حضور و نظارت ناظر است. معمولاً رفتار ما در جمع، با رفتار ما در خلوت، تفاوت مى كند. تفاوت رفتار در خلوت و جَلوت، به جهت تفاوت در حضور و عدم حضور است.
البته صرف وجود نظارت به عنوان واقعيتى خارجى، براى برانگيختن حيا كافى نيست. حيا هنگامى برانگيخته مى شود كه نظارت موجود ، از طرف شخص «درك» شود . پس « درك نظارت موجود » ، مهم تر از وجود نظارت است . كسانى كه نظارت موجود را درك نمى كنند، حيا نيز نمى كنند. بر همين اساس، مى توان نتيجه گرفت كه راه برانگيختن حيا در افراد، «توجّه دادن» به نظارت است. به همين جهت، معصومان عليهم السلام پيوسته مردم را به نظارت خداوند و فرشتگان توجه مى داده اند
ادامه دارد…
………………………………………………………………………
1- Self - esteem
2- علق: 14.
3. از همين جا روشن مى شود كه حيا مترادف عفّت نيست. عفّت، ثمره نيروهاى مهاركننده و نظم دهنده اى است كه يكى از آنها حياست.
2- بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 228
محبوبیت در میان مردم

امام حسن عسکری علیهالسلام:
«أَوْلَى النَّاسِ بِالْمَحَبَّةِ مِنْهُمْ مَنْ أَمَّلُوهُ.»
مردم کسی را بیشتر دوست دارند که به او امید بیشتری داشته باشند.
📚 بحارالأنوار، ج۷۸، ص۳۷۹، ح۴
توضیح و تبیین:
این عبارت کوتاه به یکی از رازهای شکلگیری محبت میان انسانها اشاره میکند: «نقطه امید بودن». امام میفرماید: «أَوْلَى النَّاسِ بِالْمَحَبَّةِ مِنْهُمْ مَنْ أَمَّلُوهُ»؛ یعنی از میان مردم، کسی به محبت سزاوارتر است که دیگران به او امید بستهاند. بر اساس این روایت، وقتی انسان دیگری را منشأ گشایش، کمک و دستیابی به یک خیر میبیند، نسبت به او محبت پیدا میکند.
از نظر روانشناختی، امید بستن به یک شخص نشان میدهد که او در ذهن فرد، منبع امکان شده است؛ یعنی حضور او میتواند رسیدن به یک مطلوب، حل یک مشکل یا عبور از یک وضعیت دشوار را ممکنتر کند. همین ادراک، ارزش عاطفی و رابطهای او را افزایش میدهد و زمینه محبت را فراهم میسازد. بنابراین، محبت همیشه از جذابیت شخصیتی یا معاشرت خوش آغاز نمیشود؛ گاهی از اینجا آغاز میشود که انسان در دیگری، امکانِ گشایش در زندگی خود را میبیند.
از این منظر، یکی از رازهای محبوبیت این است که انسان چنان باشد که دیگران در موقع نیاز، به او امید ببندند؛ نه صرفاً بهعنوان کسی که دوستش دارند، بلکه بهعنوان کسی که حضورش میتواند گرهی بگشاید، خیری برساند و آیندهای بهتر را ممکن کند.
📣 گفتار پسندیده