حقیقت دنیا
بماند سالها این نظم و ترتیب ز ما هر ذره خاک افتاده جایی
غرض نقشی است که از ما باز ماند که هستی را نمیبینم بقایی
((سعدی))
نخستین گام برای شناخت جان پس از مرگ ، شناختن دنیا است ، زیرا زندگی جان دیگر در فرا سوی دنیا قرار گرفته و هر انسان خردمند دوست دارد به فرا سوی خود بیندیشد و حقیقت آن را درک کند و این چیزی است که در این جهان برای او میسر است ، دنیایی که گروهی از انسانها آنچنان به آن چنگ زدهاند که گویا برای همیشه در آن خواهند ماند ، و آنچنان به آن دل بستهاند که گویا ویژه آنان بوده و دیگران را در آن سهمی نیست، مرگ دیگران و حتی نزدیکترین خویشاوندان خود را میبینند و لحظههای دردناک آخر عمر آنان را به چشم نظاره میکنند ، ولی به هیچوجه پند نمیگیرند و آن چنان در این دنیا زندگی میکنند که گویا از بیوفایی و پیامدهای بسیار دشوار و اندوه بار دلبستگی به آن کاملا ناآگاهند . بر این اساس است که شناختن حقیقت دنیا از ارزش و جایگاه ویژهای برخوردار است .
معاد در نهج البلاغه - احمد باقریان ساروی
استعانت از صبر و صلاة
حضرت علامه جوادی آملی حفظه الله تعالی:
*«وَاسْتَعِينُوْا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَي الْخَاشِعِينَ َ»*
ميفرمايد: شما كه اكنون از سلطه و ذلّت نجات پيدا كرديد و حكومتي تشكيل دادهايد، اين اموري كه لازمهٴ يك نظام اسلامی است، اجرا كنيد ولي در اين كار رنج و خستگي فراوان است؛ انسان يا بايد تمام خستگيها را شخصاً دفع كند يا اگر قدرت دفاع ندارد، ديگري را به عنوان معين و ياور استنصار كند؛
قرآن كريم ميفرمايد: به اينكه شما آن قدرت را نداريد كه در مشكلات فائق بياييد و به تنهايي همهٴ دشواريها را حلّ كنيد؛ شما كمك ميخواهيد، كمكي هم غير از خدا نيست چون «والله المستعان» هيچ ناصري غير از خدا نيست، پس فقط از خدا بايد كمك گرفت.
در بخشي از قرآن فرمود: *«و استعينوا بالله»*﴿سورهٔ اعراف، آيهٔ 128﴾ تنها تكيه گاه كمك خواهي شما خداست امّا راه كمكگيري از خدا، صبر و صلاة است. اگر خدا به انسان فرمود شما ضعيفايد در برابر مشكلات ميمانيد. *«خلق الإنسان ضعيفاً»*﴿سورهٔ نساء، آيهٔ 28﴾؛
اگر فرمود انسان در محور رنج خلق شده است *«لقد خلقنا الإنسان في كبد»*﴿سورهٔ بلد، آيهٔ 4﴾ يعني در مكابده و رنج؛
اگر فرمود هيچ ناصري جز خداي سبحان نيست زيرا *«القوّة لله جميعاً»*﴿سورهٔ بقره، آيهٔ 165﴾ روي اين سه اصل به انسانها ميگويد *«و استعينوا بالله»*
در اصل چهارم به ما ميفرمايد كه ميدانيد راه استعانت از خدا چيست؟ *«و استعينوا بالصّبر و الصّلوة»* مشكلات كه رسيد صابر و مستقيم باشيد؛ اين استقامت، اطاعت است و صلاة اطاعت است. حادثه سخت پيش آمد وضو بگيريد، دو ركعت نماز بخوانيد، از خدا بخواهيد مشكلات پيش آمد صابر و مستقيم و استوار باشيد اين صبر فرمان خداست اين صلاة مناجات خداست از خدا به وسيله صبر و صلاة مدد طلب كنيد اين در طليعه امر است.
سیره قضایی امام زمان عجل الله تعالی فرجه
از آنجا که موعود منتظر برای استقرار عدالت در تمام زمین ذخیره شده است، برای انجام رسالت خود نیاز به یک سیستم قضایی مستحکم دارد بنابراین آن حضرت در این بخش به شیوه جدّ بزرگوارش امام علی علیه السلام عمل میکند و با جدّیت و قدرت به دنبال بدست آوردن حقوق پایمال شده مردمان است و حق را در هر کجا باشد، گرفته و به صاحب آن بر میگرداند.
و چنان به عدالت رفتار میکند که مطابق روایات، زندگان آرزو میکنند که مردگان بر گردند و از برکت عدل او بهره مند شوند.
گفتنی است که بخشی از روایات بیانگر آن است که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در مقام قضاوت مانند حضرت سلیمان علیه السلام و حضرت داود علیه السلام عمل میکند و مانند آنها با علم الهی که دارد حکم میکند و نه با استناد به شاهد و گواه.
امام صادق علیه السلام فرمود:
«وقتی قائم آل محمد قیام کند مانند داود و سلیمان علیهما السلام داوری میکند، (یعنی) شاهد و گواه طلب نمی کند. »
و شاید راز اینگونه داوری آن است که به سبب اعتماد بر علم الهی، عدالت حقیقی بر پا میشود در حالی که وقتی بر گواهان و سخن آنها تکیه میشود، عدالت ظاهری حاکم میشود زیرا به هر حال شاهدان از میان انسانها هستند و احتمال اشتباه هست.
البته درکِ چگونگی قضاوت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به شیوه گفته شده کار دشواری است ولی میتوان فهمید که این شیوه با اوضاع روزگار آن حضرت سازگار است.
سیره جهادی و مبارزاتی امام زمان عج
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با انقلاب جهانی خود بساط کفر و شرک را از گستره زمین بر میچیند و همگان را به دین مقدس اسلام دعوت میکند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در این باره فرموده است:
«شیوه او [امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ]شیوه من است و مردم را بر آئین و شریعت من قرار میدهد. »
البته آن حضرت در شرایطی ظهور میکند که حق به گونه ای آشکار، معرفی گردیده و از هر جهت بر مردم جهان، حجّت تمام شده است.
با این حال طبق برخی از روایات، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تورات و انجیل واقعی و تحریف نشده را از غاری در انطاکیه بیرون میآورد و به وسیله آنها با یهودیان و مسیحیان جهان احتجاج می کند که بسیاری از ایشان مسلمان میشوند.
در این میان آنچه که گرایش ملّتهای گوناگون را به اسلام بیشتر میکند آن است که همگان آشکارا میبینند که مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با امدادهای غیبی یاری میگردد و نشانههای پیامبران همچون عصای موسی علیه السلام و انگشتر سلیمان علیه السلام و زره و شمشیر و پرچم پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را همراه دارد و برای تحقق اهداف پیامبران خدا و برقراری عدالت جهانی قیام کرده است. روشن است که در چنین بستری که حق و حقیقت آشکارا بر جهانیان عرضه شده است، تنها کسانی در جبهه باطل باقی میمانند که به کلّی هویت انسانی و الهی خود را از دست داده باشند و اینان همانها هستند که جز فساد و تباهی و ظلم از آنها سر نمی زند و لازم است ساحت دولت مهدوی از لوث وجود آنان پاک گردد. اینجاست که شمشیر برنده عدالت مهدوی از نیام برآمده و با قدرت و صولت بر پیکر ستمکاران لجوج فرود میآید و کسی از آنها را باقی نمی گذارد. این شیوه و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین علیه السلام نیز بوده است.
نگین افرینش ( درسنامه دوره مقدماتی معارف مهدویت )
چرا بايد براي امام حسين عزاداري كرد؟
چرا خاطره سيدالشهداء عليه السلام را فقط با بحث و گفتگو، سخنراني، تشكيل ميزگرد و نظاير آن زنده نگه نمي داريم؟ چرا بايد عزاداري كرد؟
جواب اين است كه اين صحنههاي بايد به وجود بيايد كه غير از عامل شناخت، عامل احساسي- عاطفي نيز در ما تقويت شود. اگر اين عواطف تحريك شود، آنگاه ميتواند اثر كند. نمونه چنين تأثيري را ميتوانيد در زندگي فردي و نيز زندگي اجتماعي خود بيابيد. به خصوص در اين سي- چهل سال اخير كه حركت حضرت امام عليه السلام عليه دستگاه طاغوت و كفر شروع شد. ملاحظه كرده ايد كه در ايام محرم و صفر نام سيدالشهداء (ع) و عزاداري سيدالشهداء (ع) مردم را به حركت وادار ميكرد. اين شور و هيجان جز در ايام عاشورا پيدا نمي شود و جز با همين مراسم سنتي عزاداري يا نظاير آن حاصل نمي شود؛ بايد عمل كرد. و رفتاري نشان داد كه احساسات و عواطف مردم را تحريك كند، آن گاه اثر بخش خواهد بود. اين جا است كه متوجه ميشويم چرا امام قدس سره بارها ميفرمود آنچه داريم از محرم و صفر داريم. چرا اين همه اصرار داشت كه عزاداري به همان صورت سنتي برگزار شود؟ چون در طول سيزده قرن تجربه شده بود كه اين امور نقش عظيمي در برانگيختن احساسات و عواطف ديني مردم ايفا ميكند و معجزه مي آفريند. تجربه نشان داد كه بيشتر پيروزيهايي كه در دوران انقلاب و يا در دوران جنگ در جبههها حاصل شد، در اثر شور و نشاطي بود كه مردم در ايام عاشورا و به بركت نام سيدالشهداء (ع) حاصل ميكردند. اين تأثير كمي نيست.
با چه قيمتي ميشود چنين عاملي را در اجتماع آفريد كه اين همه شور و حركت در مردم ايجاد كند؟ اين همه عشق مقدس بيافريند، تا جايي كه افراد را براي شهادت آماده كند؟ اگر بگوييم در هيچ مكتبي و يا در هيچ جامعه اي چنين عاملي وجود ندارد، سخن گزافي نگفته ايم.
پس اين كه بايد غير از بحث و گفتگو كار ديگري براي بزرگداشت حادثه عاشورا انجام داد، كاري كه در برانگيختن احساسات و عواطف مؤثر باشد، روشن شد. جواب كلي سؤال اين است كه انسان فقط به شناخت مجهز نگرديده است. علاوه بر شناخت، نيروي ديگري به نام انگيزشها و هيجانات وجود دارد كه عامل آن، احساسات و عواطف است. اين عوامل نيز بايد تقويت شود تا نقش خود را ايفا كند. برنامههاي عزاداري از جمله اين عوامل است.