برنامه جامع استراتژیک من
موفقیت شما در زندگی تا حد بسیار زیادی بستگی به استفاده شما از توانایی هایی همچون فکر کردن، برنامه ریزی، تصمیم گیری، قدرت حل مساله، تلاش و … است.
در این مطلب به نحوه خلق برنامه جامع استراتژیک من در هفت مرحله خواهیم پرداخت:
1-زمانی را برای فکر کردن، برنامه ریزی، تصمیم گیری اختصاص دهيد.
برای اين كار نياز داريد كه از وظائف و مسئوليت های روزانه خود فاصله گرفته و به تامل و تعمق در اين خصوص بپردازید
2- ارزشهای كليدی خود را تعيين كنيد.
چه ارزشهای مهمی در زندگی شما وجود دارند كه برايتان حياتی هستند؟
عموما تعيين اين مورد كار چندان سختی نخواهد بود،ارزش هایی مثل: خانواده، سلامتی، شاد زيستن و ….ولی نياز هست با در نظر گرفتن شخصيت، ويژگی ها، خواسته ها و شرايط خودتون عميقتر فكر كنيد.با دقت به اين فكر كنيد كه چه چيزهای ديگری هستند كه شما واقعا و عميقا به آنها پايبند هستيد و برايتان ارزشمند هستند.
3- بيانيه ماموریت خود را بنويسيد.
اين يک بيانيه مكتوب خلاصه و كوتاه است، در يک يا دو جمله، و بر اساس ارزشهایی كه به آنها پايبند هستيد و شرافت و وجود شما در گرو آنهاست.تعريف دوباره اينكه شما چه كسی هستيد مدنظر نيست. در عوض، اين بيانيه بعنوان يادآور اهداف غايی شما ، كمك خواهد كرد.
بيانيه ماموريت تان، سنگ محک و معياری با ارزش خواهد بود كه شما می توانيد از آن برای اخذ تصميمات زندگی و هدايت رفتار و كردارتان، ياری بگيريد.
4- یک تحليل SWOT بر روی خود انجام دهيد؛
نقاط قوت (S)، نقاط ضعف (W)، فرصتهای پيش رو (O)، تهديدات (T) پيش روی شما كدامند؟
از كسی که می تواند صادقانه و با حسن نيت، نقاط ضعف و قوت تان را به شما بگويد، کمک بگیرید.پيش بينی های اقتصادی چه خوب و چه بد مربوط و تاثيرگذار مستقيم بر كار و زندگی شما كدامند؟
5-اهداف خود را تعيين كنيد.
اهداف خود را با مركزيت ارزشهای كليدی كه قبلا مشخص كرده ايد تعيين كنيد.بعنوان مثال اگر «رشد در زندگی حرفه ای و كاری» يا «دستيابی به موقعيت های بالای سازمانی» را بعنوان ارزش كليدی در نظر گرفته ايد، ليست اهداف شما می تواند شامل يک “هدف كاری” باشد.
در زير هر هدف معين، مراحل عملی مشخص و زمانبندی آنها را مشخص كنيد.مراحل عملی نيز بايستی دقيق و دارای محدوده زمانی مشخص باشند.
6- عواملی که شما را به وفاداری و پاسخگویی نسبت به دستیابی به اهدافتان ترغیب و پشتیبانی می کنند را تعیین کنید.
برای مداومت در مسیر دستیابی به اهدافتان از این عوامل کمک بگیرید مخصوصا در شرایط سخت و ناامید کننده. می توانید از همسر یا دوست صمیمی تان نیز برای پیگیری حصول اهدافتان کمک بگیرید.
7- میزان نزدیکی به اهدافتان را بصورت ماهیانه یا دوهفته یکبار کنترل و درصورت لازم اصلاحات موردنیاز را انجام دهید.
نویسنده :حوریه جهانی
دانشجوی دکترای تخصصی مدیریت دولتی
گرابش منابع انسانی
مركز مشاوره دانشگاه تهران
الگوها و زیر ساخت های سبک زندگی
سبک زندگی در شکل ساده فردی که معطوف به امور انسانی انفرادی است ،تا حدود زیادی از سبک زندگی اجتماعی تبعیت می کند ،اگر سبک زندگی کنونی را بشکافیم ،مجموعه ای از نظام ها و سبک های رفتاری را در در درون خود جای داده است . در واقع ،با توجه به تنوع موضوعات زندگی در دنیای امروز ،الگوها و سبک های متنوعی تعریف شده که همگی در ذیل عنوان جامع سبک زندگی گرد آمده و نظام پیدا می کنند و باهم مرتبط هستند.
نگرشی در مسئله سبک زندگی
سبک زندگی، شیوه هایی است که ما برای حل نیازمندی های خود در حوزه های مختلف زندگی انتخاب می کنیم . این شیوه ها مبتنی بر ارزش ها ،هنجار ها و جهان بینی ها شکل می گیرد و سامان پیدا می کند.
سبک زندگی پیشینه ای تاریخی دارد و همه ی جوامع مذهبی و غیر مذهبی ،آداب و شیوه هایی برای زندگی خود به کار گرفته اند. در ادبیات مذهبی ما هم مباحث فراوانی درباره ی سبک زندگی به چشم می خورد و کتاب های مختلفی در باب آداب زندگی در طول شبانه روز و آداب معنوی نوشته شده است . کتاب «حلیه المتقین» مرحوم علامه مجلسی و سایر کتب فقهی و غیر فقهی که در این زمینه وجود دارد عهده دار این شیوه ها بوده اند و از آداب و روش زندگی افراد در خوردن ، پوشیدن ، خوابیدن ، معاشرت اجتماعی و سایر شوون زندگی گفت و گو میکردند.
اما سبک زندگی در شکل امروزین خود از مشخصات دوران تجدد است که به ویژه در صد سال اخیر ، متناسب با مبانی و غایات مادی و مبتنی بر اهداف نظام سرمایه داری ، برنامه ریزی و مدیریت شده و الگوی همه جانبه و به هم پیوسته ای برای همه زوایای زندگی به وجود امده است. در سبک زندگی کنونی واحد مطالعه از فرد به جامعه ارتقا پیدا می کند و به جای رفتار های منفرد ، الگوها و سبک های رفتار اجتماعی ساماندهی می شود.
آیت الله میر باقری
پذیرش و تعهد نسبت به سلسله مراتب در خانواده
راهکارهای حل اختلافات خانوادگی بر اساس تعالیم اسلام
در این بخش به راههایی اشاره می کنیم که پس از بروز اختلاف و تشدید آن، استفاده قرار می گیرد و بیشتر جنبه رفع مشکل دارد تا پیشگیری آن:
1-پذیرش و تعهد نسبت به سلسله مراتب در خانواده:
یکی از کاربرد های موثر سلسله مراتب در خانواده ، حل مشکلات در مواردی است که اعضای خانواده پس از بحث و بررسی و ارائه دلایل متعدد، به تصمیم گیری یکسانی نمی رسند و اختلاف همچنان بر جای می ماند. در این شرایط در برخی مسائل باید نظر مرد خانواده، یعنی شوهر مورد توجه قرار گیرد و به آن عمل شود؛ برای نمونه در مورد کودکان و نیز انتخاب محل سکونت، اگر مشورت به توافق نینجامید باید نظر شوهر رعایت شود؛ چرا که مرد ولی و سرپرست خانواده است و نیز این مسائل متضمن هزینه های اقتصادی است که شوهر متکفل آن است. البته مرد نمی تواند بر خلاف عرف و مصلحت، نظری را بر همسر و فرزندان خود تحمیل کند و در صورت پافشاری وی، باید مراجع بالاتری به حل مشکلات خانواده بپردازند.
با رشد کودکان و رسیدن آنها به مرحله نوجوانی و جوانی، گاه در خانواده ها اختلاف هایی پدید می آید به عدم رعایت اقتدار والدینی باز می گردد. در پژوهشهای روان-تاریخی به الگویی از روابط والدین و فرزندان به عنوان یاری دهنده اشاره شده است که بر اساس آن فرزندان، والدین خود را بیشتر خدمتکار و نه دارای اقتدار می پندارند؛ زیرا آنها بهتر از والدین آگاهند که در هر مرحله ی تحول، چه چیز برای آنها مفید و مطلوب است. همین الگو باعث شده که فرزندان از روی توقع و طلبکارانه با والدین برخورد کرده و در اختلافها به نظریات آنها وقعی ننهند و مشکلات را تشدید کنند. در حالی که بر اساس تعالیم اسلام، فرزندان در هر مرحله سنی یا جایگاه اجتماعی، باید برای دیدگاههای پدر و مادر ارزش قائل شوند و در حد امکان از نظرات آنها پیروی کنند، مگر آنکه مستلزم تخلف از قوانین دینی و عرفی باشد(حکمت399نهج، لقمان آیه 45).
فرزندان تا زمانی که در چهار چوب خانواده اصلی زندگی می کنند در اختلافات و تشخیص مصالح باید به نظریات والدین خود اولویت دهند؛ زیرا مسئولیت اداره آنها بر عهده والدین است.البته همانطور که اشاره شد، والدین باید اعضای خانواده، بویژه نوجوانان و جوانان را در تصمیم گیری ها دخالت دهند تا آنها نظر والدین را با استدلال منطقی و معقول بپذیرند، هر چند اگر مذاکرات به تصمیم یکسانی نینجامید، برای حفظ انسجام خانواده پذیرش نظریات والدین ضروری است.
شکایت پیامبر صل الله علیه و اله از مهجورت قرآن
«وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً؛
پیامبر[در قیامت] می گوید: ای پروردگار من همانا قوم من این قرآن را متروک گذاشتند!»(فرقان:30)
توضیح
قرآن سرمایه ی معنوی مسلمانان و ودیعه ی ماندگار پیامبر اسلام است که بارها امتش را به تمسک به آن سفارش نمود، ولی با نهایت تاسف جوامع اسلامی این رکن مهم هدایت را وانهاده و به احکام و معارف آن عمل نمی کنند. قرآن هم در تلاوت و هم در حفظ، هم در تفسیر، هم در تدبر، هم در عمل و هم در برپا شدن احکام آن در جامعه و خلاصه در همه ابعاد آن مهجور واقع شده است. متاسفانه کم نیستند کسانی که روزها، ماهها و حتی سالها از عمرشان می گذرد ولی آیه ای از قرآن را تلاوت نکرده اند.
آیه ی فوق از شکایت پیامبر صل الله علیه و آله نسبت به گروهی از مسلمانان حکایت می کند که قرآن را به انزوا کشانده اند. نکته قابل توجه آن که در آیه مذکور پیامبر نفرموده است: امت من قرآن را رها کردند؛ بلکه می فرماید: امتم آن را در اختیار گرفته و به مهجوریت کشانده اند؛ یعنی گرچه در ظاهر به قرآن می پردازند ولی دستورات آن را بر زمین نهاده اند.
حدیث: امام صادق علیه السلام:
« ثلاثة یشکون إلی اله عزوجل؛ مسجد خراب لایصلی فیه أهله و عالم بین جهال و مصحف معلَّق قد وقع علیه الغبار لا یقرأ فیه؛ سه چیز است که[در قیامت] به درگاه خدا شکایت می کند:
1- مسجد ویرانی که اهلش در آن نماز نخوانند؛
2-عالمی که میان نادان ها باشد؛
3- قرآنی که غبار بر ان نشسته و خوانده نشود.