زنده کردن استخوان های پوسیده
معاد جسمانی
زنده کردن استخوان های پوسیده
وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَميمٌ (78)
قُلْ يُحْييهَا الَّذي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَليمٌ (79)
در خالی که آفرینش نخستین خود را از یاد برده براى ما مَثَلى زد [و] گفت: چه کسی این استخوانها را در حالى كه پوسيده اند زنده مى كند؟ (78)
بگو: همان کسی كه نخستين بار آن را پدید آورد، زنده اش مى كند، و او به هر چیزی داناست. (79) (سوره مبارکه یس)
توضیح:
این آیه هم پاسخی به انکار معاد از سوی کافران است و هم دلیلی بر معاد جسمانی؛ زیرا از زنده کردن همان استخوان پوسیده سخن می گوید. گفتنی است این آیه زمانی نازل شد که فردی از مشرکان استخوان پوسیده ای از قبرستان یافته و به نزد پیامبر صل الله علیه و آله آمد. سپس آن استخوان را با دست خود خردکرد و به آن حضرت گفت: چه کسی این استخوان متلاشی شده را دوباره زنده می کند؟ آیه ی فوق نازل شد و جواب او را داد.
حدیث:
شخص مادی گرایی به امام صادق علیه السلام عرض کرد: چگونه انسان پس از مرگ دوباره زنده می شود؛ درحالی که بدن او پوسیده و اعضای بدن متلاشی شده است؛ یک عضو در فلان شهر طعمه درندگان شده و عضو دیگر در جای دیگر خوراک خزندگان، عضو دیگر خاک گردیده و با گل آن دیواری بنا شده است؟ حضرت فرمود: آن کسی که بدن را از هیچ آفرید و بدون الگوی سابقی آن را صورتگری کرد، می تواند مانند اول آن را بازگرداند».
خانه ای در کنار خانه ی رسول خدا در بهشت
به امام صادق عرض شد:
” والله لو فلقت رمانة بنصفين فقلت هذا حرام و هذا حلال؛ به خدا قسم اگر یک انار را دو نیم کنید و بفرمائید این نیمه اش حرام و نیمه دیگرش حلال است، قطعا گواهی می دهم که آن قسمتی را که فرمودید حرام است، می گویم حرام است؛ حضرت دوباره فرمودند: ” رحمك الله، رحمك الله؛ خداوند تو را مورد لطف و رحمتش قرار دهد".
این یعنی اعتماد به حجت خدا، باور عصمت امام، ماموم امام بودن….
وقتی از دنیا رفت، حضرت در نامه ای به مفضل چنین نوشتند:
” عبد الله بن ابی یعقوبی از دنیا رفت در حالی که به عهده با خدا و رسول خدا و امامش وفادار بود، به فرزند رسول خدا بودنم قسم! ما کان في عصرنا أحد أطوع لله و لرسوله و لامامه منه؛ در زمان ما کسی پیروز تر از او نسبت به خدا و رسول خدا و امامش نبود! و پیوسته چنین بود تا این که از دنیا رفت و خداوند در بهشت، خانه ای در کنار خانه رسول خدا و امیر المومنین به او داده است".
و می توان چنین بود…
خانواده ات را به نماز امر کن
نکاتی درباره آیه ۱۳۲ سوره طه:
وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى.
1️⃣ این آیه را باید مرتبط با آیه قبل و برای رهایی از دنیاطلبی و خیره شدن به دنیاپرستان ببینیم.
2️⃣ أمـر:
اولا: غیر از تحکم و اجبار و نصیحت و اندرز و موعظه است.
ثانیا: برای افراد کافر و تارک الصلوه نیست.
ثالثا: دستوری برای پنج زمان نیست بلکه فرمانی دائمی و لاینقطع و برای تمام لحظات زندگی است. مانند فرمان به عدل و احسان که برای تمام ابعاد زندگی است:
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ،
رابعا: باید کاری شبیه کار شیطان!! باشد که دائما افراد بشر را با وسوسه های جذاب و با رغبت به زشتی و فحشاء، می کشاند: إِنَّما يَأْمُـــرُكُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاءِ.
پس به نظر می رسد: أمـر به معنی: فعال کردن و اجرایی کردن و جــاری ساختن باشد.
شاید فرق أمر به نماز با إقامه نماز در این باشد که در أمر به نماز، ابتدا باید مفاهیم نماز در درون فرد چنان روشن جاری شوند که توجــه او به آسمان و به معبودش دوخته شود،
اما در إقامه نماز، کاربرد مفاهیم نماز باید چنان روشن باشد که روابط بیرونی فرد را عاقلانه و مؤمنانه مدیریت کند و او را از هر گونه فحشاء و منکری، گریزان سازد،
3️⃣ أهل:
یک خصوصیت ثابت ذاتی نیست بلکه شامل هر فردی می شود که با أمرکننده، أهلیت یافته باشد. پس ممکن است همسر و فرزند هم أهل باشند یا مانند همسر و پسر حضرت نوح علیه السلام و همسر حضرت لوط علیه السلام، أهل نشده باشند و ممکن است افرادی مثل جناب سلمان و جناب فضه ….. هم، به أهلیت رسیده باشند.
4️⃣ الصلوه:
به احتمال زیاد، خواندن نماز نیست، زیرا صلوه در اصل، توجه دائمی به معبود است. پس احتمالا این فرمان، برای تفهیم مفاهیم نماز و برای إقامه و جاری شدن أجزاء آن در درون و بیرون و در تمام ابعاد زندگی انسان مؤمن است. لذا بلافاصله می فرماید:
وَ اصْطَـــبِرْ عَلَیْهَا
اِصطَبر علیها:
هم شامل پایداری دائمی در جریان داشتن نماز در خود فرد و هم پایداری دائمی در توجه دادن به أهل برای اجرای نماز است.
5️⃣ هرگاه وضع زندگى رسول أکرم صلی الله علیه و آله تنگ مى شد با خواندن این آیه به أهلشان دستور نماز مى دادند. پس این احتمال هم هست که این آیه برای کارگشایی و إجابت تقاضاهای خاص و عبور از مشکلات سخت است. مثلا: برای تقاضای باران، و یا رفع فتنه ها و …. باید تقاضا کننده، أهل نماز باشد. برخی از معصومین صلوات الله علیهم هم، قبل از ورود به دربار خلفاء غاصب و ظالم، نماز می خواندند.
6️⃣ همانطور که هر سروان، سرگرد، سرهنگ و امیر و سرداری، باید زیر مجموعه خود را فعال و با توجه و با نشاط و آماده باش نگهدارد، هر پدری، هر همسری، هر فرماندهی و هر رهبری هم طبق این آیه، باید تفهیم مفاهیم نماز و کاربردی و جاری شدن آنها در أهل خود را تکلیف الهی و واجب خود بداند.
7️⃣ أمر أهل به نماز و صبر بر نماز و صبر بر این أمر، نبـــــاید برای ترحم به اسلام و رفع نیاز خدا باشد بلکه هر مسلمان مؤمنی، باید برای سلامت و سعادت خودش، خودش را محتاج این أمر و این نماز بداند: لَا نَسْـــئَلُکَ رِزْقاً نَّحْنُ نَـــرْزُقُکَ
8️⃣ خلاصه اینکه این أمر و این نماز و این صبر بر آن دو، باید به نحوی ترجمه شوند که مسلمانان مؤمن را به تقوای الهی برساند.
پیشنهاداتی برای عادت کتابخوانی
آیا شما هم دوست دارید کتاب بخوانید ولی انگیزه، وقت و حوصله لازم را ندارید؟
بر خلاف گمان عدهای، کسی ناگهان کتابخوان حرفهای نمیشود. برای کتابخوان شدن باید دست کم از یک تکنیک کتابخوانی یا ترکیبی از چند تکنیک بهره بگیرید. ما در این جا پنج تکنیک به شما معرفی میکنیم.
1️⃣ خودتان را در فضا قرار بدهید.
یک کتاب نیمه کاره یا کتاب جذابی که امتحان خودش را پس داده بردارید، به یک محیط دلپذیر بروید، یک فنجان چای سفارش بدهید و خوش بگذرانید. کتابخانههای عمومی، موزهها، کافهها، یا هر محیط پوشیده دیگری که فقط و فقط به دلیل خواندن چندین برگ از این کتاب مقصد شما باشد، خوب است. شما با این تکنیک، فضاها را نشانه گذاری میکنید. خواهید دید که پس از آن هر بار که از آن مکان عبور کنید، حال و هوای خواندن پیدا میکنید. برای گام اول محیط باز پیشنهاد نمیشود.
2️⃣ جو سازی کنید!
وصفالعیش، نصف العیش. خود را مجبور به خواندن یک کتاب نکنید، ولی اگر میدانید که کتابی است که ارزشش را دارد، اول آن را مزمزه کنید. اینترنت با قابلیتهای جستجوی بی پایانش شما را به شبکه گستردهای وصل میکند که از وصف لذت بیپایان دیگران درباره یک کتاب یا قطعه موسیقی بهره ببرید. جستجو درباره کتاب را تا جایی ادامه دهید که رغبت و انگیزه کافی برای خواندنش به دست بیاورید. همان کتاب بی رنگ و بویی که گوشه قفسه مانده و حال خواندنش را ندارید، شاید به بهترین اتفاق زندگی شما تبدیل شود.
3️⃣ حس ماجراجویی را تقویت کنید.
یک نویسنده که از چند جملهاش خوشتان میآید، در حکم دوست نشان کنید. فرض کنید همین الان با رفیقی دمخور شدهاید که وقت ارزشمند خودش را به شما اختصاص میدهد تا مسئله مهمی را با جزییات و ظرایف برای شما بازگو کند. مثلا گوته، چندین قرن پس از حافظ چنین احساسی به او داشت. به علاوه، میتوانید ناگهان کتابی را بی مقدمه شروع به خواندن کنید که تاکنون اصلا «اهلش نبودهاید»، از جملات خسته کننده سریعتر رد شوید تا جان کلام نویسنده را دریابید. در این مورد خیلی کمالگرا نباشید و به قولی «مته به خشخاش» نگذارید. تندخوانی خودش یک تکنیک است. یادتان باشد که کتاب را نیمه کاره نگذارید که احساس بدی به شما بدهد، مگر این که مطمئن باشید کارتان با آن کتاب تمام شده است.
4️⃣ یاد گرفتن یک زبان خارجی یا داخلی را در دستور کار قرار دهید.
تسلیم سختی های اولیه نشوید. از هزینه مالی و زمانی که در این مورد میکنید پشمان نخواهید شد، هر چند اگر گاهی پیش خودتان بهانه بگیرید که این کار بیهوده و وقت تلفکنی است. وقتی کمی در یک زبان پیشرفت کنید از مقایسه دیدگاههای مردم در یک قالب زبانی دیگر، حیرت خواهید کرد و انرژی که هزینه کردهاید به شما باز خواهد گشت. یادتان باشد که وقتی زبان مادریتان را شروع کردید، چند ماه بیشتر نداشتید، ابزار ترجمه نداشتید، و حتا توانایی درست تلفظ کردن را هم نداشتید. شرایط امروز شما به نسبت چند ماهگیتان، خیلی بهتر است. از این جهت کسانی که زبان دیگری بلدند، از آثار به زبان اصلی لذت میبرند. بعضی از عبارتها اگر نگوییم ترجمه ناپذیر، که سخت-ترجمهاند. به علاوه با خواندن آثار به زبان اصلی، در هزارتوی ترجمههای ناپخته گم نمیشوید و قدر ترجمههای خوب را بیشتر خواهید دانست.
5️⃣ معتاد شوید، به کتابخوانی
برای معتاد شدن به کتابخوانی باید از دوزِ کم و تفننی شروع کنید. ببینید کدام ساعت روز را می توانید ۲۰ دقیقه به مطالعه اختصاص دهید.وقتی سرعت کتابخوانیتان بالا رفت و به اندازه کافی مهارتهای مطالعه به دست آوردید، خواهید دید که انتظار آن ۲۰دقیقه مخصوص خودتان را میکشید. اگر برای شما ۲۰دقیقه هم ۲۰دقیقه است و نمی توانید جای خالی پیدا کنید، حین یک فعالیت، به کتابهای صوتی گوش دهید. مراقب عادت خود به تلویزیون باشید و نگذارید به موسیقی متن زندگیتان تبدیل شود.
هنر مدیریت زمان
از مهم ترین راه های دست یابی به نظم، تقسیم وقت است.
تنظیم وقت افزون بر آن که باعث پدید آمدن نظم است ،سبب می شود انسان از اوقات فراغت نیز به خوبی بهره مند گردد و برای همه اوقات خود برنامه ریزی کند و از فرصت ها بهره جوید.
برای تنظیم زمان خود در آغاز باید بدانید که وقتتان صرف چه فعالیت هایی می شود.
برای این کار می توانید دفترچه ای تهیه کرده و به مدت یک هفته فعالیت های روزانۀ خود را در آن یادداشت کنید.
با مرور این دفترچه می توانید فعالیت های ضروری، فعالیت های غیر ضروری و فعالیت هایی که باعث اتلاف وقتتان می شوند را از هم تشخیص داده و با حذف فعالیت های نامطلوب زمان بیشتری را به فعالیت های سودمند و مفید اختصاص دهید.
به علاوه سعی کنید هیچ گاه کارهایتان را تا آخرین فرصت اعلام شده به تعویق نیندازید.