روز «جمهوری اسلامی»
۱۲ فروردین روز شکل گیری نظام جمهوری اسلامی و از مهمترین اعیاد ملی ایران است. تشکیل نظام جمهوری اسلامی در دوازدهم فروردین 1358 که در پی برگزاری رفراندوم عمومی در دو روز پیاپی دهم و یازدهم فروردین اعلام شد، مهمترین رویداد سیاسی در ایران، پس از پیروزی انقلاب در 22 بهمن 1357 محسوب می شود.
نام «جمهوری اسلامی» که از سوی امام خمینی بر نظام سیاسی حاکم بر کشور نهاده شد نیز قابل تأمل است. این عبارت ترکیبی از دو کلمه جمهوری به معنای حکومتی که مردم آن را به وجود آورده اند، و اسلامی به معنی ریشه و ماهیت دینی نظام و جهت دهنده اصلی حکومت است. جمهوری اسلامی به معنی حکومتی است که با الهام از تعالیم دینی و با اراده مردم شکل گرفته است.
واژه «اسلامی»، متمایز کننده حکومت جمهوری حاکم بر ایران از سایر نظامهای جمهوری متداول در جهان است. هدف این است که در این نظام، ارزشهای الهی و قرآنی بر تمامی شئون حاکمیت داشته باشد و ولی فقیه، ولایت امر و امامت امت را بر عهده گیرد و علاوه بر تأمین زندگی مردم مسئولیت هدایت آنها و کمک به رشد و تعالی ایشان را نیز بر عهده داشته باشد.
از این رو عبارت ترکیبی «جمهوری اسلامی» جامع ترین عنوانی است که بر یک نظام مردمی متکی بر مبانی اسلامی نهاده شده است. آنچه که در 12 فروردین 1358شکل گرفت نیز اولین حکومتی است که در ایران با این مختصات موجودیت خود را در فضای سیاسی دنیای امروز اعلام کرد. از این رو توفیق در برقراری چنین نظامی آن هم در کشوری که در طول تاریخ چند هزار ساله خود همواره در سلطه شاهان وابسته به بیگانه قرار داشته یک امتیاز بزرگ برای انقلاب اسلامی ایران به حساب می آید.
.چرا روزۀ عید فطر حرام است؟
در روز اول شوال، روزه حرام است. این یک مانور است.
می دانید چرا؟ چون می خواهد بگوید: «خوردنشان به امر من است؛ نخوردنشان هم به امر من است»
اگر روزۀ اول شوال را حرام نمی کردند، عده زیادی روز اول شوال را روزه می گرفتند و می گفتند:
«می خواهیم بدرقه ماه رمضان برویم»! خداوند چون می خواهد همه [با هم] دست بکشند، روزه را حرام کرده.
امام صادق(علیه السلام) درباره روز عید فطر و تشخیص آن می فرمایند: «دست امام مسلمین است»؛ اگر امام مسلمین گفت: «عید است»، همه باید افطار کنند و نماز عید بخوانند. اگر امام مسلمین گفت: «این آخر رمضان است»، بر همه واجب است روزه بگیرند.
چرا این را برای امام مسلمین گذاشته؟ برای اینکه اینجور نشود که زن مقلد این آقاست و آقا می گوید برای من ثابت نشده که امروز آخر رمضان است؛ شوهر مقلد دیگری است؛ او گفته برای من ثابت شده امروز عید بگیریم. اگر بعضی روزه باشند و بعضی روزه نباشند، در خانه چه اتفاقی می افتد؟ روزی که باید جشن بشود، روز عیش باشد، روز سرور باشد، روز خوشحالی باشد، روز حزن می شود.
[اعیاد رسمی مسلمین یعنی] عید فطر و عید قربان را برای این خاطر روزه اش را حرام کردند که وحدت ایجاد بشود؛ یعنی همه «با هم» دست بکشند از روزه. خود این وحدت یک ابهتی دارد، اسلام را در نظر دشمنان با مهابت می کند.
آیت الله حائری شیرازی
عید آمد و عید آمد
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
عید سعید فطر، عید بندگی بر همه مسلمین تهنیت باد.
سلام بر تو...
وداع با ماه مبارک رمضان
در اینجا بخشی از دعای ۴۵ صحیفه سجادیه امام سجاد علیه السلام را مرور می کنیم. ایشان چه زیبا با این ماه مبارک سخن گفته و خدا حافظی فرموده اند:
سلام بر تو ای کسی که آمدنت مایه انس و کامیابی شد، ولی رفتنت موجب وحشت و دلهره دردناک گردید.
سلام بر تو ای همسایه و همنشین که در پرتو تو دلها تحت تأثیر قرار گرفت و نرم شد، و گناهان کاهش یافت.
سلام بر تو ای یاوری که یاور ما در پیروزی بر شیطان شد و ای رفیق شفیقی که راه های احسان را آسان نمود.
سلام بر تو که چه فراوان است آزاد شدگان خداوند در تو و چقدر سعادتمندند آنان که با روزه داشتن، احترام حریم تو را پاس داشتند.
سلام بر تو که چقدر موجب نابودی گناهان و پوشیدن انواع عیب ها شدی.
سلام بر تو ای که چه بسیار، درنگ تو موجب سنگینی و طولانی شدن بر مجرمان، و چه اندازه باعث هیبت و شکوه در دل مؤمنان شد.
سلام بر تو ای ماهی که هیچ ایام دیگری را یارای رقابت بر آن نیست.
سلام بر تو ای ماهی که از هر آفت و گزندی، در سلامت هستی
سلام بر تو ای ماهی که همنشینی و همدمی با تو ناپسند و نکوهیده نیست.
سلام بر تو، همان گونه که برکت های فراوان به ما رساندی و پلیدی های گناهان را از ما شستشو دادی.
سلام بر تو که وداع با تو از روی دل تنگی و ملال خاطر نیست و ترک روزه تو از روی خستگی نمی باشد[ بلکه عبور زمان ما را از تو جدا نمود، و گرنه به تو عشق می ورزیم و روزه در تو موجب نشاط روح و جان ما است].
سلام بر تو ای ماهی که قبل از فرا رسیدنش، مطلوب و پیش از به پایان رسیدنش (به خاطر حسرت رفتنش) موجب اندوه است.
سلام بر تو ای کسی که بلاهای بسیار به خاطر تو از ما دور شد و خیر و برکت فراوان در پرتو تو به ما رسید.
سلام بر تو و بر هر شب قدری که از هزار ماه بهتر است.
سلام بر تو که قبلا به شدت، دل به تو بسته بودیم [و محبوب ما بودی] و فردا چقدر اشتیاق به تو خواهیم داشت [یعنی هنگام رفتن موجب غم و اندوه ما شدی].
سلام بر تو و سلام بر فضیلت تو که از آن بی نصیب شدیم و سلام بر برکت های گذشته ات که از آن دور ماندیم.
خداوندا! ما اهل آشنای این ماه هستیم [و در میان امت ها شایستگی اختصاص به این ماه را یافته ایم] که ما را به این ماه شرافت دادی و به لطف و کرمت، ما را به انجام روزه در این ماه توفیق دادی در حالی که تیره بختان، موقعیت و قدر آن را نشناختند و بر اثر بدبختی از برکات این ماه محروم شدند.
ای خدای من! تویی ولی نعمت ما که ما را به شناخت عظمت این ماه برگزیدی و برتری دادی و ما را به آداب آن آشنا فرمودی و ما به همه تقصیر و کوتاهی و ادای اندکی از حق بسیار آن در پرتو توفیق تو روزه داری و شب زنده داری این ماه را بر عهده گرفتیم.
خداوندا احمد و سپاس ویژه تو است همراه با اقرار به بدی ها و اعتراف به تبهکاری های خود، و در دل پیمان پشیمانی با تو می بندیم و با زبان به طور صادقانه عذرخواهی می کنیم، پس با اقرار به همه تقصیر هایی که در این ماه نمودیم، پاداشی به ما بده تا در سایه آن، فضیلت و احساس دلخواه از دست رفته را باز یابیم و جایگزین اندوختههایی را که مورد علاقه ما است دریابیم.
سبل و صراط
«صراط» در قرآن به شکل مفرد و «سبل» به صورت جمع به کار رفته است. این بدان معناست که اساسا برای خود صراط امکان تعدد و تکثر ، نه در عالم ثبوت و نه احیانا در عالم اثبات وجود ندارد، لیکن در درون صراط، امکان تعدد و تکثر راهها و سُبُل جزئی و کلی وجود دارد. به عبارت دیگر، اساسا صراط به جهت بی حد و حصر بودن خیرات و خوبیها درآن، امکانی برای دوئیت در خیرِ مطلق وجود ندارد، ولی سبیل به جهت محدود بودن خیرات و نیکیهای وجودی، تعدد و تکثر در آن ممکن میشود. همین محدودیت در خیر و نیکیِ سبیلها و نیاز هریک به دیگری، آنها را در درون صراط به هم پیوسته و وابسته کرده و شبکهای از خیرات و نیکیها را در عرصۀ اجتماعی بوجود میآورد. وجود خیرات محدود در جمعیت نیکان موجب نوعی از وفاق و انسجام و دوری از تنازع و شقاق میشود هرچند که نیکیها درآن کم و شاید ناچیز باشد. به دیگر بیان، تأکید بر اصل خیر و خوبی هرچند محدود و ناقص ظرفیت چسبندگی اجتماعی را دارد هرچند که نتواند یک خیر کلی و سرهای را بوجود آورد. عمل نیک به جهت نیک بودناش، خود زبان مشترکی است با نیکان دیگر و نیکیهایی که دیگران انجام میدهند.
مهم اینکه، تحقق عینی شبکۀ نیکیها در جامعه از سبل جزئی به سبل کلی سیر میکند و هر میزان محدودیتها در بستر اجتماعی کمتر میشود و نیکیهای آن بیشتر میگردد سبیل جزئی به سبیل بزرگتر و کلیتری تبدیل میشود. با تبدیل شدن سبل جزئی به سبل کلی، محدودیتها همچنان کمتر و کمتر شده، ظرفیتها مجددا فزونی مییابد، و آنگاه تعدد و تکثر سبل کمتر میشود و وحدت و درهمتنیدگی وجودی به جای آن مینشیند. با شکلگرفتن سبل کلی و کلان و پیوستن این سبل کلان، شاهراهِ صراط عینیت و تحقق مییابد. در این تفسیر، صراط مستقیم هرچند در دقیق بودناش تیز است و برای سُبُل طاغوت و راههای باطل بسیار باریک و تنگ است، ولی در نسبت به نیکان و نیکیها هیچ تنگنایی ندارد و بلکه میتواند خوبیها و نیکیهای نامتناهیای را میتواند در خود جمع بکند و از انباشت خیرات نامتناهی به یک صراط نامتناهی دست پیدا کند.( حبيب الله بابایی)