ضرورت تدبر و انس با قرآن
«کتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیک مُبارَک لِیدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیتَذَکرَ أُولُوا الْأَلْبابِ »
این کتاب پربرکتی است که آن رانازل کرده ایم تاتدبّر کنند وخردمندان متذکرشوند.(سوره ص، آیه 29)
توضیح
قرآن کریم از مؤمنان خواسته است تا قرآن را در حد توانشان تلاوت نموده و در انس با این کتاب مقدس کوتاهی نکنند.تدبر در قرآن به معنای اندیشیدن در اهداف و مقاصدی است که آیات به آن اشاره دارد.
تلاوتی که با تدبر در آیات همراه نشود، کم ثمر است.متأسفانه برخی از مسلمانان به آداب مقدماتی چون تجوید،
زیبایی صوت و…بیشتر از ادب نهایی تلاوت اهمیت می دهند.
پیشوایان دینی ما،تأکید نموده اند که تلاوت اندک همراه با ترتیل و تدبر، از زیاد خواندن همراه با تندخوانی بهتر و با
هدف قرآن سازگارتر است.
در روایات اسلامی، تأکید فراوانی بر انس کودکان و نوجوانان با قرآن شده است تا آیات دل نشینش در قلب صاف و
پاکشان نشسته و با گوشت و خونشان در هم آمیزد.
امام خمینی قدس سره به شدّت تأسّف می خورد که چرا تمام عمر خود را صرف تدّبر در قرآن نکرده است، همان
گونه که مرحوم ملّا صدرا در تفسیر سوره واقعه این تأسّف را دارد.
قرآن، مبارک و برای تدبّر است،نه فقط تبرّک جستن به ظاهر آن.
تدّبر در قرآن مقدّمه تذکر است .شرط تدبّر و بهره گیری و پندپذیری، عقل و خرد است
منابع: قرائتی محسن، تفسیر نور،هاشمی مهدی، طرح بزرگ قرآنی 1448
انظروا إلی اثار رحمة الله..
آگاهی از علوم روز برای مبلغ علوم دینی
«تبلیغ دین علاوه بر اخلاص وشور وتوفیق الهی،نیاز به یک سری اطلاعات وسیعی دارد،از جمله آشنایی به قرآن کریم ونهج البلاغه،سیره پیامبر اکرم صل اله علیه وآله وایمیه معصومین وکلمات بزرگان،آشنایی با شعروتمثیل،آشنایی با مشکلات وروحیات مردم،داشتن سلیقه لازم که برای هرصنف مطلب ویژه آماده کند،آشنایی بامسایل اجتماعی وروان شناسی،آشنایی با مسایل ومشکلات وآگاه بودن از توطیه هاوخطوط فکری وشیطنتها وعمل به آنچه می گوید.»(قرآن وتبلیغ،محسن قرایتی،ص25)
محّبت به مردم
امام حسن علیه السّلام شیرین بیان، خوش معاشرت و با الفت و محبوب بود. پیر و جوان، و عموم مردم او را برای خصایص حمیدهای که داشت، دوست میداشتند. همواره به مردم عطا و بخشش میکرد؛ چه از او درخواست میکردند و چه تقاضایی نمیکردند.
پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب، در تعقیب مینشست، سپس به دیدار کسانی که میبایست میرفت، و به آنان مهر و محبّت مینمود. وقتی نماز ظهر را میخواند، در مسجد مینشست و به مردم علم و ادب میآموخت.
سخاوت بی نظیر
کرم و سخاوت حضرت مجتبی علیه السّلام نیز امر عجیبی است. سخاوت حقیقی که بذل خیر به داعی خیر، و بذل احسان به داعیِ احسان باشد، از صفات ممتاز و از جمله خصایصی است که خدا آن را دوست میدارد.
امام حسن مجتبی علیه السّلام این صفات عالی را در روشن ترین مظاهر و بلندترین مفاهیم و معانیاش دارا بود؛ تا حدّی که آن حضرت را «کریم اهل البیت» لقب دادند.
صفت سخاوت، صفتی بود که امام حسن علیه السّلام به علّت جود و سخا و کرم و کمک به ضعفا و احسان به امّت و انفاق اموال بر فقیر و غنی، بدان معروف و مشهور شده بودند.
امام، برای مال دنیا ارزشی قایل نمیشد و اهمیّتی به آن نمیداد؛ مگر آن که به وسیله آن، گرسنهای را سیر کند و برهنهای را بپوشاند و به کمک مصیبت زدهای بشتابد؛ یا قرض مقروضی را بپردازد.
سخاوت، عنصری از عناصر ذاتی و جزئی از اجزای وجود امام علیه السّلام بود. با آن که سیل نیازمندان و انبوه انسانهای محتاج، بر در خانه امام علیه السّلام ازدحام میکردند، باران سخای آن حضرت بر همه میبارید و هیچ سایلی را از درِ خانه کرمش، رد نمیکرد.
از آن حضرت سؤال شد: چگونه است که نمیبینم سایلی را رد نمی نمایی؟
امام پاسخ داد: من خود سایل درگاه خدا هستم؛ شرم میکنم که خود سایل باشم و سایلی را رد کنم.