مفهوم معترضانه مکتب امام علیه السلام
«فقه جعفری» در برابر فقه فقیهان رسمی روزگار امام صادق (ع) تنها تجلی بخش یک اختلاف عقیده دینی ساده نبود، بلکه در عین حال دو مضمون متعرضانه را نیز با خود حمل می کرد:
نخستین و مهمترین آن دو، اثبات بی نصیبی دستگاه حکومت از آگاهیهای لازم دینی و ناتوانی آن از اداره امور فکری مردم - یعنی در واقع، عدم صلاحیتش برای تصدی مقام «خلافت» - بود.
و دیگری، مشخص ساختن موارد تحریف دین در فقه رسمی که ناشی از مصلحت اندیشی غیر اسلامی فقیهان وابسته در بیان احکام فقهی و ملاحظه کاری آنان در برابر تحکم و خواست قدرتهای حاکم بود. امام صادق (ع) با گستردن بساط علمی و بیان فقه و معارف اسلامی و تفسیر قرآن به شیوهای غیر از شیوه عالمان وابسته به حکومت، عملاً به معارضه با آن دستگاه برخاسته بود آن حضرت بدین وسیله تمام تشکیلات مذهبی و فقاهت رسمی را که یک ضلع مهم حکومت خلفا به شمار می آمد، تخطئه می کرد و دستگاه حکومت را از وجهه مذهبی اش تهی می ساخت.
در مذاکرات و آموزشهای امام به یاران و نزدیکانش، بهرهگیری از عامل «بی نصیبی خلفا از دانش دین» به عنوان دلیلی بر اینکه از نظر اسلام، آنان را حق حکومت کردن نیست، بوضوح مشاهده می شود؛ یعنی اینکه امام همان مضمون متعرضانهای را که درس فقه و قرآن او را دارا بوده، صریحا نیز در میان می گذارده است. در حدیثی از آن حضرت چنین نقل شده است:
«نَحْنُ قَوْمٌ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَنَا وَ أَنْتُمْ تَأْتَمُّونَ بِمَنْ لَا یُعْذَرُ النَّاسُ بِجَهَالَتِهِ»
«ما کسانی هستیم که خداوندفرمانبری از آنان را فرض و لازم ساخته است، در حالی که شما از کسی تبعیت می کنید که مردم به خاطر جهالت او در نزد خدا معذور نیستند»
یعنی، مردم که بر اثر جهالت رهبران و زمامداران نااهل دچار انحراف گشته به راهی جز راه خدا رفتهاند، نمی توانند در پیشگاه خدا به این عذر متوسل شوند که: «ما به تشخیص خود راه خطا را نپیمودیم، این پیشوایان و رهبران ما بودند که از روی جهالت، ما را به این راه کشاندند!» ، زیرا اطاعت از چنان رهبرانی، خود، کاری خلاف بوده است، پس نمی تواند کارهای خلاف بعدی را توجیه کند.
درد دل با امام زمان
ای تجدید کننده احکام، و ای طلب کننده خون شهید کربلا ! کجا هستی؟
بیا و دیدگان را با ظهورت مزیّن کن و دریای محبّت را بردل مشتاقان جاری کن.
ای چشمه عدالت! با طولانی شدن انتظارت، غفلت وهوای نفس ما را به خطا کشانده است، چشمها نگاهشان را به رایگان میفروشند. بازار معامله پا یا پای قلبهای سکهای در برابر قلبهای سپیده، بسیار داغ است.
چقدر مردم بر گردنشان قلبهای سکهای آویزان کردهاند؟
ای کاش میدانستم در کدامین سرزمین قرار داری:
«لیت شعری، این استقرّت بک النوی، بل ایّ ارض تقلّک او ثری»؟
ای بلندای نیکی، دوست دارم هر آدینه که میرسد، ندبههای زائرانت را دانه دانه در جامی جمع کنم و از آن قلب بلوری بسازم و هنگام ظهورت با قلبی بلوری به استقبالت بیایم. مولایمن! کی میشود که توما را ببینی و ما تو را ببینیم و کی میشود که این گفته مصداق پیدا کند که: «متی ترانا و نراک».
کرامتی از فاطمه معصومه سلام الله علیها
هلاکت مزدور گستاخ
در عصر رضاخان و کشف حجاب، روزی رئیس شهربانی قم که مردمی گستاخ و بدزبان بود، به حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام وارد شد و در همانجا به زنان باحجاب حمله کرد، تا چادر از سرشان بگیرند، آه و ناله زنان بلند شد در همین احوال غیرت آیة اللَّه مرعشی نجفی رحمه الله که در آنجا حضور داشت، به جوش آمد و به آن قسمت رفته و برای جلوگیری از این واقعه، پس از بگو و مگو با او، سیلی محکمی به صورت رئیس شهربانی زد، او که از این سیلی سخت یکه خورده بود، آیة اللَّه مرعشی نجفی را تهدید به قتل نموده ولی روز بعد همین رئیس گستاخ وارد بازار قم گردید، از قضا قسمتی از سقف ساختمان بازار بر سر او خراب شده، و او در همان دم به هلاکت رسید و از دنیا رفت.
و این حادثه هم از کرامتهای حضرت معصومه علیها السلام است که در حرمش، ستمگر گستاخی به زنان باحجاب حمله کرد، و سپس عالم بزرگ آیة اللَّه العظمی نجفی را تهدید به قتل نمود، و هم از کرامت آیة اللَّه العظمی مرعشی به حساب میآید.
عمه سادات زندگی حضرت معصومه ( سلام الله علیها ) - ابوالقاسم حمیدی
پیام امام صادق علیه السلام :جوانان را دریابید
جوانان و دین شناسی
یکی از علل فاصله گرفتن جوانان از دین و مسایل مذهبی ناآگاهی آنها از دین است. جوانان چون بصیرت و آگاهی کافی از دین ندارند، تحت تأثیر تبلیغات سوء دشمنان قرار میگیرند. امام صادق علیهالسلام به بشیر فرمود: «لاخیرَ فی من لا یَتَفَقَّهُ مِن اَصْحابنا یا بشیر اِنَّ الرَّجُلَ مِنْکُم اذا لَم یَسْتَغْنَ بِفِقْهِهِ اِحْتاجَ اِلَیْهم فَاِذا اِحْتاجَ اِلَیهم اَدْخَلُوهُ فی بابِ ضَلالَتِهِم و هُوَ یَعْلِم» ؛ خیری نیست در آن گروه از اصحاب ما که تفقه در دین نمیکنند. ای بشیر! اگر یکی از شما به مسایل دینیاش آشنا نباشد به دیگران محتاج میشود و زمانی که به آنها نیازمند شد آنها ناخواسته او را در وادی گمراهی خود وارد میسازند. در این زمان که همه ابزارها و راههای انحراف فکری از سوی دشمنان دین مهیاست ـ از رسانههای صوتی و تصویری گرفته تا مطبوعات و کتابهای انحرافی و…ـ جوانان با طوفانی از تهاجم فرهنگی مواجهاند و اگر آمادگیهای لازم دینی را نداشته باشند در برابر شبهات و القائات فکری مکاتب و فلسفههای مختلفتسلیم میشوند. امام صادق علیهالسلام عنایت ویژهای به بصیرت و بینش دینی جوانان داشت. آن حضرت فرمود: «لواُتیتُ بشّابٍ مِن شَبابِ الشّیعة لا یتفقَّهَ لاََدُّبتُهُ»؛ اگر به جوانی از جوانان شیعه برخورد کنم که در دین تفقّه نمیکند او را تأدیب خواهم کرد. نیز فرمود: «اَلْعامِلُ عَلیَ غیر بَصیرَةٍ کَالسّائِرِ عَلیَ غیرالطَّریق و لا یَزیدُهُ سُرْعِةُ السَیّرْ مِنَ الطَّریقِ اِلاّ بُعْداً» کسی که بدون آگاهی و بینش به دین عمل میکند همانند کسی است که از بیراهه میرود و تند روی او جز دوری از راه نمیافزاید. نیز فرمود: «اُنْظُر لِکُلِّ مِنْ لا یُفْیُدَکَ مَنْفَعَةً فی دینک فَلا تَعْتَدَنَّ بِه و لا تَرْغَبَنَّ فی صُحْبَتِهِ فَاِنَّ کُلَّ ماسِوَی اللّهِ تَبارَکَ و تعالی مُضْمَحلٌّ وخیم عاقِبَتُهُ»؛ هرکسی که مفید به حال دین تو نیست به او اعتنا مکن و علاقهای به رقابت با او نشان مده. هر آنچه غیر الهی است نابود شدنی است و عاقبت ناخوشایندی خواهد داشت. نیز فرمود: «بادِرُوا اَحْداثَکُم بالحدیث قَبْلَ اَنْ یَسْبِقَکُم اَلَیهِمُ الْمرجئهَ» نوجوانان را با حدیث و فرهنگ اهلبیت علیهمالسلام آشنا کنید؛ قبل از آن که مرجئه بر شما سبقت بگیرند. فضیل بن یسار میگوید: امام صادق علیهالسلام به شیعیان فرمود: «اِحْذَرو عَلی شَبابِکُم الْغُلاة لا یُفْسِدو هم فَاِنِّ الْغُلاةَ شَرُّ خَلْقٍ یَصْغرونِ عَظَمَة اللّه و یَدعون الرّبوبیة لِعِبادِاللّه و اللّه اِنَّ الْغُلاةَ لَشَرُّ مِنَ الیَهُود و النَّصاری وَالمَجُوس»؛جوانانتان را از غلات برحذر دارید.مبادا آنها را فاسد کنند. غلات بدترین خلق خدا هستند. آنها عظمت خدا را کوچک به حساب میآورند و ربوبیت را برای بندگان نیز اعتقاد دارند. به خدا قسم!غلات از یهود، نصاری و مجوس بدترند. امام صادق علیهالسلام به یکی از یارانش فرمود: «یابن جُندب! بَلّغ مَعاشرَ شیعتنا و قُل لَهُم: لا تذهبَنَّ بِکُمُ الْمَذاهِبُ، فَوَاللّهِ لا تُنالُ و لا یتنا الاّ بالورعِ و الاجتهاد فی الدنیا و مُوساةِ الاَخوان فیاللّه» ؛ ای پسر جندب! به شیعیان ما بگو: مواظب باشید فرقهها و گروهها شما را منحرف نسازند. به خدا سوگند! هیچ کس به جرگه ولایت ما در نمیآید، مگر با رعایت پارسایی و تلاش در دنیا و همیاری با برادران دینی.
پیام امام صادق علیه السلام جوانان را دریابید - محمود اکبری
چند کرامت از درگاه حضرت معصومه علیها السلام
حل مشکل آیه الله نجفی به دست حضرت معصومه علیها السلام
آیت الله العظمی سید شهاب الدین نجفی مرعشی(وفات یافته شهریور 1369 شمسی) می فرمود: روزگاری که جوان تر بودم، روزی بر اثر مشکلات فراوانی که داشتم، از جمله می خواستم دخترم را شوهر دهم، ولی مال و ثروتی نداشتم تا برای دخترم جهیزیه تهیه کنم، با ناراحتی به حرم حضرت معصومه(ع) رفتم، و با عتاب و خطاب در حالی که اشک هایم سرازیر بود گفتم:"ای سیده و مولای من، چرا نسبت به امر زندگی من اهمیت نمی دهی؟ من چگونه با این دست خالی دخترم را شوهر دهم؟” سپس با دلی شکسته به خانه برگشتم، حالت غشوه(کشف) مرا فرا گرفت در همان حال شنیدم در می زنند، رفتم و در را باز کردم، شخصی را دیدم که در پشت در ایستاده، وقتی مرا دید گفت:"سیده تو را می طلبد” با شتاب به حرم رفتم، وقتی که وارد صحن شریف آن حضرت شدم، چند کنیز را دیدم که به تمیز کردن ایوان طلا اشتغال داشتند، از سبب آن پرسیدم، گفتند: اکنون سیده می آید، پس از اندکی حرم حضرت فاطمه معصومه(ع) آمد، در حالی که در شکل و شمایل، مانند مادرم فاطمه زهرا(ع) بود(چون جده ام زهرا(ع) را سه بار قبل از آن، در خواب دیده بودم) نزد عمه ام حضرت معصومه(ع) رفتم و دستش را بوسیدم، به من فرمود:"ای شهاب! کی ما در فکر تو نبوده ایم، که ما را مورد عتاب قرار داده و از دست ما شاکی هستی، تو از زمانی که به قم آمدی زیر نظر ما و مورد عنایت ما بوده ای.” وقتی که از خواب بیدار شدم، فهمیدم که نسبت بهحرم حضرت معصومه(ع) اسائه ادب کرده ام، همان دم برای عذرخواهی به حرم شریفش رفتم، از آن پس حاجتم برآورده شد و در کارم گشایشی صورت گرفت، و مشکل زندگیم حل وآسان گردید.
حضرت معصومه سلام الله علیها فاطمه دوم - محمد محمدی اشتهاردی