نقش حسن خلق و سيرت عملي رهبران ديني در جامعه
حضرت علامه جوادی آملی حفظه الله تعالی:
اگر خداي سبحان رسولش را به عنوان ﴿و إنك لعلي خُلُقٍ عظيم﴾ معرفي كرد، روي #علم او تكيه نكرد، با اينكه علم او باعث خُلق اوست، عظمت، مال علم اوست؛ آن «علم عظيم» اين «خُلق عظيم» را به دنبال دارد. سرّش آن است كه مردم از علم استفاده نميكنند، مردم از خُلق شما استفاده ميكنند. ما الآن در اين حوزه درسها خواندهايم، مردم چه بهره از درس ما ميبرند؟ مردم از سنّت ما و از اخلاق ما بهره ميبرند. بسيار خوب اگر يك كسي مؤلف بود، كتابهاي علمي نوشت مردم چه بهرهاي از او بردند شاگردانش از او استفاده علمي كردند، اينكه شما ميبينيد محبّت اهلبيت(عليهم السلام) در دلهاي مردم است مخصوصاً حضرت امير(سلام الله عليه)، اكثري آنها روي خُلق اهل بيت است وگرنه آن معارف بلند اهل بيت را اكثري مردم متوجّه نميشوند. عظمت نهج البلاغه در همان ايثارگريهاي حضرت ظهور كرده است، شما خود نهج البلاغه را الآن ميبينيد كه همان كلمات قصارش بيشتر از آن خُطَبش مطرح است با اينكه در خطب مطالبي است و معارفي است كه بسياري از بزرگان به زحمت ميفهمند، اين خطب نهج البلاغه اين چنين است.
آن معارف نهج البلاغه كه در جامعه كمتر مطرح است، آن مزاياي عِلْوي عَلَوي كه كمتر مطرح است، همين اخلاق و گذشت حضرت مطرح است، همين ايثار و فداكاري مطرح است. مردم به چيزي احترام ميگذارند كه از آن طرفي ببندند، مردم از اخلاق طرف ميبندند، احترام ميگذارند. مردم از علم كه بهرهاي ندارند، چه ميفهمند كه اين شخص چه ميداند؟ همين كه اين شخص عمل كرده است او را در محور عملش ميشناسند، لذا خدا به پيغمبرش فرمود: تو اخلاق عظيمي داري، چون آنچه كه مردم را در هدايت راه ميبرد خُلق رهبر است، ﴿و إنك لعلي خلق عظيم﴾
برگرفته از دروس تفسیر سوره بقره
امام رضا(ع) و ماه محرم
ثقه جليل القدر، ريّان بن شبيب(رحمه الله علیه)نقل میکند:
داخل شدم بر ابى الحسن الرضا عليه السّلام در روز اول محرم پس به من فرمود:
اى پسر شبيب! محرم آن ماه است كه مردم جاهليت در گذشته حرمت آن ماه را نگاه میداشتند اما اين امّت نه حرمت ماه را شناختند و نه حرمت پيغمبر خود را، و در اين ماه ذريه او را كشتند و زنان او را اسير كردند و اثاث او را به تاراج بردند،
خداوند هرگز آنان را نيامرزد؛
اى پسر شبيب اگر براى چيزى گريه خواهى كرد براى حسين بن على بن أبي طالب عليهما السّلام گريه كن براى آنكه او را مانند گوسفند ذبح كردند و هيجده مرد از خاندان او با او كشته شدند كه روى زمين مانند آنها نبود
و هفت آسمان و زمينها براى كشته شدن او گريستند
و چهار هزار فرشته براى يارى او فرود آمدند او را يافتند كشته شده و نزد قبر او آشفته موى و گردآلودند تا وقتى كه قائم(امام زمان عليه السّلام)برخيزد و از ياران او باشند و شعار آنان يا لثارات الحسين(ای طالبین خون حسین) عليه السّلام است.
اى پسر شبيب پدرم حديث كرد از پدرش از جدّش كه چون جدّ من حسين عليه السّلام كشته شد آسمان خون باريد با غبارى سرخ رنگ.
اى پسر شبيب اگر بر حسين عليه السّلام بگريى چندانكه اشك تو بر دو گونه ات روان گردد خداى تعالى هر گناهى كه كرده باشى بيامرزد خرد يا بزرگ،(صغیرا او کبیرا) اندك يا بسيار.
اى پسر شبيب اگر خشنود میكند تو را كه خداى تعالى را ملاقات كنى در حالى كه گناهى بر تو نباشد حسين عليه السّلام را زيارت كن.
اى پسر شبيب اگر خوشحال میكند تو را كه در غرفه هاى ساخته در بهشت همنشين پيغمبر خدا و خاندان او باشى كشندگان حسين عليه السّلام را زيارت كن.
اى پسر شبيب اگر خوشحال میكند تو را كه در غرفه هاى ساخته در بهشت همنشين پيغمبر خدا و خاندان او باشى كشندگان حسين عليه السّلام را لعنت کن.
اى پسر شبيب اگر تو را مسرور میكند كه ثواب تو مانند ثواب آن كسانى باشد كه با حسين عليه السّلام شهيد شدند هرگاه ياد او كنى بگو: يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً(ای کاش با آنها بودم و به رستگاری عظیم میرسیدم)
اى پسر شبيب اگر خوشحال میكند تو را كه در درجات بلند بهشت با ما اهلبیت باشى، براى اندوه ما اندوهناك باش و از فرح ما شادمان و بر تو باد دوستى ما كه اگر مردى سنگى را دوست بدارد خدا او را روز قيامت با آن سنگ محشور گرداند.
مقتل نفس المهوم،شیخ عباس قمی
مقام مجلس عزای سیدالشهدا
مجاهدان الی الله تنها با گرفتن خونبهای شهدای کربلا آرام میشوند، اولیا و انبیای الهی به مثابه پدران امت هستند مگر کسی میتواند از انتقام خون پدر خویش بگذرد.
«آه» اسمی از اسماء خداست، شأن و مقام مجلس عزای سیدالشهدا(علیه السلام) آنقدر والاست که حتی آه کشیدن در آن عبادت است.
در مرثیه سیدالشهدا(علیه السلام) باید چنان اشکی جاری شود که گویی کل شبکه چشم در حال ریزش است.
در سیره امام حسین(علیه السلام) بیتفاوتها و بیطرفها جایی ندارند، تنها راهکار نجات و رستگاری اسلام در آن دوران خون و شهادت بود به همین جهت بود مال و اندوختهای که برخی از افراد به امام عرضه کردند مورد پذیرش قرار نگرفت.
کفار قرآنی را دوست دارند که بتوانند بر سرنیزه کنند، تنها کسانی کربلایی شدند که جان خود را تقدیم کردند.
امام حسین(علیه السلام) در کربلا در مقام کشف و شهود بودند، به همین خاطر است که برخی از علما و عرفا میگویند بهترین حالت کربلا عصر عاشورا بود.
از بیانات حضرت علامه، آیت الله جوادی آملی حفظه الله در مراسم سال گذشته عزاداری تاسوعای حسینی
روش هاى ائمّه (عليهم السلام) در زنده نگهداشتن عاشوراوعاشوراييان
امامان اهل بيت (عليهم السلام) در تلاش براى زنده نگهداشتن ياد امام حسين (عليه السلام) از شيوه هاى گوناگونى استفاده مى كردند، از جمله:
۱ برپايى مجالس سوگوارى
علقمه حضرمى نقل مى كند كه امام باقر (عليه السلام) در روز عاشورا براى امام حسين (عليه السلام) در خانه اش اقامه عزا مى كرد.
«… ثُمَّ لَيَنْدِبُ الْحُسينَ (عليه السلام) وَ يَبْكِيهِ وَ يَأْمُرُ مَنْ فِي دارِهِ مِمَّنَ لا يَتَّقِيهِ بِالْبُكاءِ عَلَيْهِ… وَلْيَعُزِّ بَعْضُهُمْ بَعْضاً بِمُصابِهِمْ بِالْحُسَيْنِ (عليه السلام) ;
امام باقر (عليه السلام) بر امام حسين مى گريست و به افرادى كه در خانه بودند و از آنان تقيّه نمى كرد، مى فرمود: بر آن حضرت سوگوارى كنند… و به آنان مى فرمود در مصيبت حسين (عليه السلام) به يكديگر تسليت بگويند».
بركاتى كه امروز از مجالس سوگوارى آن حضرت نصيب امّت اسلام شده و مى شود بر كسى پوشيده نيست. آثار فرهنگى و تربيتى وآموزشى اين سنّت ماندگارِ ائمّه اطهار (عليهم السلام) آنقدر زياد است كه قسمت اعظم فرهنگ شيعى به طور مستقيم يا غير مستقيم از آن متأثّر است.
۲ يادآورى مصايب آن حضرت (عليه السلام) در مناسبت هاى مختلف
در حديثى مى خوانيم امام صادق (عليه السلام) به داود رقّى فرمود:
«إِنِّي ما شَرِبْتُ ماءً بارِداً إِلاَّ وَ ذَكَرْتُ الْحُسَينَ (عليه السلام) ; من هرگز آب سرد ننوشيدم مگر اين كه به ياد امام حسين (عليه السلام) افتادم».
در روايتى ديگر مى خوانيم وقتى كه منصور دوانيقى درِ خانه امام صادق (عليه السلام) را آتش زد، آن حضرت در منزل حضور داشت و آتش را خاموش كرده و دختران و بانوان وحشت زده اش را آرام نمود. فرداى آن روز تعدادى از شيعيان براى احوالپرسى خدمت امام (عليه السلام) شرفياب شدند. امام (عليه السلام) را گريان و اندوهگين يافتند، پرسيدند: اين همه اندوه و گريه از چيست؟ آيا به دليل گستاخى و بى حرمتى آنان نسبت به شما است؟ امام (عليه السلام) پاسخ داد:
«لا، وَ لكِنْ لَمّا أَخَذَتِ النّارُ ما فِي الدِّهْلِيزِ نَظَرْتُ إِلى نِسائِى وَ بَناتِى يَتَراكَضْنَ فِي صَحْنِ الدّارِ مِنْ حُجْرَة إِلَى حُجْرَة وَ مِنْ مَكان إِلى مَكان هذا وَ أَنَا مَعَهُنَّ فِي الدّارِ فَتَذَكَّرْتُ فِرارَ عِيالِ جَدِّىَ الْحُسَيْنِ (عليه السلام) يَوْمَ عاشُورا مِنْ خَيْمَة إلى خَيْمَةوَ مِنْ خَباء إلى خَباء
امام فرمود: هرگز براى اين گريه نمى كنم، بلكه گريه من براى اين است كه وقتى آتش زبانه كشيد، ديدم بانوان و دختران من از اين اطاق به آن اطاق و از اين جا به آن جا پناه مى برند با اين كه (تنها نبودند و) من نزدشان حضور داشتم، با ديدن اين صحنه به ياد بانوان جدّم حسين (عليه السلام) در روز عاشورا افتادم كه از خيمه اى به خيمه ديگر و از پناهگاهى به پناهگاه ديگر فرار مى كردند (و مردان آنها همه شهيد شده بودند) ».
نقش ائمّه اطهار (عليهم السلام) در احياى ياد و نام امام حسين (عليه السلام)
در آيات متعدّدى از قرآن مجيد بر لزوم زنده نگه داشتن ياد پيامبران الهى و شخصيّت هاى برجسته تاريخ و بازگويى سرگذشت عبرت انگيز و درس آموز آنان تأكيد شده است. مطالعه اين دسته از آيات كه معمولاً با جملاتى نظير: (وَاتْلُ عَلَيْهِمْ، وَ اذْكُرْ فِى الْكِتابِ) آغاز مى شود به خوبى مى رساند كه غرض از يادآورى و احياى ياد و خاطره برگزيدگان الهى، بيان بيوگرافى و شرح نام و مسائل شخصى آنان نيست، بلكه همواره در اين گونه از آيات اشاره شده است كه دليل زنده نگه داشتن ياد آنان وجود صفات نيكو و خصلت هاى پسنديده و روش هاى الهى و انسانى در آنان است.
در آيات ذيل مى خوانيم:
(وَاذْكُرْ فِى الْكِتابِ إِبْراهِيمَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيّاً) ; در اين كتاب ابراهيم را ياد كن، كه او بسيار راستگو و پيامبر (خدا) بود. (۱)
(وَاذْكُرْ فِى الْكِتابِ مُوسى إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولا نَبِيّاً) ; و در اين كتاب از موسى ياد كن، كه او مخلص و رسول و پيامبرى والا مقام بود. (۲)
(وَاذْكُرْ فِى الْكِتابِ إِسْماعِيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ) ; و در اين كتاب از اسماعيل ياد كن، كه او در وعده هايش صادق بود. (۳)
(وَاذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحقَ وَ يَعْقُوبَ اُولِى الاَْيْدِى وَ الاْبْصارِ) ; و به خاطر بياور بندگان ما ابراهيم و اسحق و يعقوب را، كه داراى دستها (ىِ نيرومند) و چشمها (ىِ بينا) بودند. (۴)
همان گونه كه ملاحظه مى شود در اين آيات به جنبه هاى شخصى و خانوادگى و امور معمول زندگى آنان اشاره اى نشده است، بلكه از صلاحيّتها و فضايل اخلاقى و برنامه هاى سازنده آنان سخن به ميان آمده است، و اين به خوبى نشان مى دهد لزوم زنده نگهداشتن ياد و خاطره اينان، به جهت وجود اين صفات و ملكات پسنديده است و ذكر نام و نشان آنان هيچ موضوعيّت و خصوصيّتى ندارد، بلكه هر كس داراى چنين برجستگى هاى انسانى و الهى باشد، زنده نگهداشتن ياد و خاطره او از وظايف انسانى ودينى است.
از اين رو مى بينيم امامان معصوم (عليهم السلام) در زنده نگهداشتن ياد و نام شهيدان كربلا، به عنوان كامل ترين الگوهاى فداكارى و ايثار در راه نجات امّت، به خصوص سالار شهيدان اباعبدالله الحسين (عليه السلام) در مناسبت هاى مختلف سعى و تلاش فراوانى نمودند و هيچ فرصتى را در زنده نگهداشتن يادشان فروگذار نكردند.
بى ترديد، احياى نام و ياد اين مردان بزرگ، الهام بخش بوده و به زندگى انسانها جهت مى دهد و روح فداكارى و ايثار را زنده كرده و آدمى را در برابر مشكلات و حوادث سخت، مقاوم و استوار مى سازد. ذكر اين صالحان و طرح فضايل اخلاقى و روح حماسى شان باعث مى شود كه هر قوم و ملّتى به خصوص مسلمين از آنها الگو گرفته و به آنان تأسّى و اقتدا كنند.
………………….
۱. مريم، آيه ۴۱.
۲. مريم، آيه ۵۱.
۳. مريم، آيه ۵۴.
۴. ص، آيه ۴۵.