پیام سیاسی پیادهروی اربعین
پیادهروی اربعین حاوی بزرگترین پیام سیاسی برای وهابیت تکفیری است
آیت الله علیدوست درگفتگو با حوزه:
اجتماع و پیادهرویاربعین با حضور بیش از 20 میلیون زائر از کشورها و ملیت های مختلف در هیچ کجای دیگر جهان از هیچ دین و آیینی سابقه ندارد و این مساله افتخاری است برای شیعیان و مسلمانان و حتی غیرمسلمانانی که با تاسی به سیره و مرام امام حسین(ع) به این دریای خروشان و عظیم پیوستهاند.
در روایات اسلامی اگر دقت کنیم متوجه می شویم که زیارت اربعین با این هم تاکید و استحباب فراوان آن تنها اختصاص به سیدالشهدا(ع) داریم و این هم یکی از ویژگی های خاص حضرت است که ما به حضور در آن دعوت شده ایم.
هرچند بدخواهان اسلام و مسلمین و دشمنان می کوشند که به خیال باطل خود از عظمت این حرکت بزرگ و تحول آفرین بکاهند اما باید بدانند که نور خدا و محبت و حرارت عشق به سیدالشهدا(ع) هیچ گاه خاموش شدنی نیست بلکه روز به روز رونق و تلالو بیشتری به خود می گیرد.
مردم آزاده
حضرت علامه جوادی آملی حفظه الله تعالی:
بیان نورانی حضرت امیر سلام الله علیه در نامه ای که برای مالک اشتر مرقوم فرمود ، که امروز هم مورد نیاز مردم مصر و حکومت اسلامی مصر است این است :
فرمود: مالک به مردم بگو ” إن هَذَا الدِّينَ قَدْ كَانَ أَسِيراً فِي أَيْدِي الْأَشْرَارِ يُعْمَلُ فِيهِ بِالْهَوَى وَ تُطْلَبُ بِهِ الدُّنْيَا:
به مردم مصر بگو قبلا قرآن بود ، قبلا نماز بود قبلا حج عمره بود اما همه ی اینها اسیر بودند، هر جوری که دیگران می خواستند اینها را تفسیر می کردند و عمل می کردند .
إن هذا الدین کان اسیر في ایدی الاشرار يُعْمَلُ فِيهِ بِالْهَوَى وَ تُطْلَبُ بِهِ الدُّنْيَا:
وسیله دنیا طلبی حکام بود من آمدم این خلافت را پذیرفتم ، اولین کاری که کردم دین را آزاد کردم ، قرآن را آزاد کردم ، نماز و روزه را آزاد کردم ، آنگاه دین آزاد، ملت آزاده می پروراند ، قرآن آزاد، مردم آزاده می سازد .
حيات، ممات و بيماريهاي قلبي انسان در قرآن
حضرت علامه جوادی آملی حفظه الله تعالی:
اينكه فرمود: وساوس شيطان براي آن است كه خواستههاي انبيا در خارج محقّق نشود، سرّش يك امتحان الهي است [كه] در اين امتحان دو گروه ميمانند و يك گروه پيروز ميشود.
آن دو گروه اين است:
﴿لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ﴾ ؛ افرادي كه زندهاند ولي بيمارند؛ مثل مؤمنينِ ضعيفالايمان
﴿وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ﴾ ؛ آنهايي كه دلهايشان قسي و مرده است؛ مثل كفّار و منافقين.
همانطوري كه انسان از نظر جسدِ ظاهري، يا زنده و سالم است يا زنده و مريض است يا مرده است، از نظر #قلب هم يا زنده و سالم است، يا زنده و مريض است، يا مرده است.
كافر و منافق از نظر قلب مردهاند و قرآن اينها را ميّت ميداند (اموات ميداند)؛
مؤمنِ ضعيفالايمان قلبش زنده است؛ ولي مريض؛
[و] مؤمنِ قويالايمان قلبش زنده و سالم است (اين سه گروه).
﴿فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ﴾؛ افراد ضعيفالايمان كه ايمان در قلبشان هست، قلبشان زنده است؛ ولي مريض،
﴿وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ﴾؛ آنهايي كه قلبشان مرده است، ﴿وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفَي شِقَاقٍ بَعِيدٍ﴾
و گروه سوم كساني هستند كه زنده و سالماند: ﴿وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَبِّكَ﴾ ؛ اينها كسانياند كه در قيامت ﴿إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ﴾ خواهند بود، اينها كسانياند كه ﴿إِلاَّ مَنْ أَتَي اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ﴾ شامل حالشان ميشود و مانند آن.
بنابراين به قرينهٴ تقابل، گاهي ﴿الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَرَضٌ﴾ غير از منافقين خواهد بود؛ نظير همان آيهاي كه قبلاً بيان شد كه ﴿لَئِن لَمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ﴾ و اما در مواردي كه تقابل نباشد، مريضالقلب بر خود منافق هم اطلاق ميشود؛ يعني البته آن مرضي كه براي او مهلك است، لذا در همين آيات محل بحث سورهٴ بقره فرمود: ﴿فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾ .
معدن رحمت خدا
“ألسلام علیکم یا أهل بیت النبوّة
و موضع الرّسالة
و مختلف الملائكة
و مهبط الوحی
و معدن الرّحمة ”
و معدن رحمت خدا.
«معدن» اسم مكان از ريشهي عَدْن (بر وزن متن) به معناي استقرار همراه با الفت، سرور و رضامندي است.
ائمهي اهل بيت (عليهم السلام) مظاهر كامل (ذو رحمةٍ واسعة)
و وارثان (رحمة للعالمين) هستند. لذا چشمه هاي رحمت در خانه هايشان مي جوشد و از آنجا جاري شده، به ديگران مي رسد.
بنابراين، درس رحمت،عطوفت، گذشت و مهرباني بي منت را بايد از مكتب آنان آموخت؛ زيرا احسان و انعام انسان ها به يك ديگر معمولا ً با انتظار مقابله به مثل، انتظار تشكر و… همراه است، ليكن ترحم و تفضّل اهل بيت (عليهم السلام) صرفاً براي خداست و انتظار مقابله به مثل، تشكر و تقدير از هيچ كس ندارند، يعني همان گونه كه خداي سبحان با رحمت عامّه و واسعهي خويش موجودات را خلق كرده، نيازمندي هاي آنها را برآورده مي كند و از كسي انتظار پاداش و تشكر ندارد.
آزمون الهي
وسوسههاي شيطان ، آزمون الهي
آيهٴ 52 به بعد سورهٴ «حج» اين است؛ فرمود: ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلاَ نَبِيٍّ إِلاَّ إِذَا تَمَنَّي أَلْقَي الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ﴾؛
ما هر پيامبري كه اعزام كرديم، شيطان در مورد خواستههاي او وسوسه القا ميكند كه مورد خواستههاي او در خارج پياده نشود، آنگاه ﴿فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ﴾؛ خداي سبحان دسيسههاي شيطنت را نسخ ميكند و زايل ميكند، ﴿ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ﴾، آنگاه اين دسيسههاي شيطاني براي آن است كه مردم امتحان بشوند: ﴿لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفَي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ٭ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَبِّكَ…﴾
؛ فرمود: هر پيامبري كه آمد، شيطان در خواستههاي او و تحقّق دستورات او در خارج، وسوسه ميكند، خداي سبحان وساوس شيطان را نسخ ميكند و رسالت انبيا را در خارج محقّق ميكند؛ ولي اين وسوسه براي آن است كه آنها كه مريضاند و آنها كه دلمردهاند آزمون بشوند و آنها كه مؤمنيناند بفهمند.
نه شيطانِ انسي به انبيا راه دارند؛ نه شيطان جنّي، براي اينكه كسي كه حق را ميبيند؛ نه شيطان انسي در حريم او راه دارد، نه شيطان جنّي. وقتي دستورات انبيا و خواستههاي انبيا بخواهد در خارج پياده بشود، در تحقّق خواستههاي انبيا شياطين وسوسه ميكنند؛ نه در حرم امن قلب انبيا، آنجا نه شيطان انسي راه دارد، نه شيطان جنّي.