راه تربیت
راه تربیت درست، راهی است که همهی وجوه آدمی را مورد توجه قرار دهد و در مسیر تربیت انسان هیچ وجه ی از وجود او را تعطیل نگذارد و فطریات آدمی را شکوفا سازد و انسان را در بستر فطرتش به سوی کمالش راه برد و این امر زمانی میسر است که موانع تربیت آدمی رفع و مقتضیات آن فراهم گردد و تربیت آدمی بر اساس شناختی درست از انسان بنا شود و انسان به سوی هدفی سیر نماید که برای آن آفریده شده و آفرینشش بدان میخواند و این سیر بر اساس اصولی صحیح و روشهایی مناسب سامان یابد، زیرا اگر تربیت آدمی برخلاف ویژگیهای فطری او باشد و دریافتی درست از انسان و نیازها و گرایشهای او در میان نباشد و سیر تربیت انسان بر مبنای اصولی صحیح و روشهایی مناسب سامان نیابد، تلاشها و زحمتهای تربیتی به نتیجه نخواهد رسید و گاه تلاشها وزحمتهای تربیتی نتایجی غیرتربیتی به بار میآورد و آدمیان از سیر به سوی کمال فطریشان دور میشوند. امیرمومنان علی (ع) چنین رهنمود داده است:
«ایها الناس، من سلک الطریق الواضح ورد الماء و من خالف وقع فی التیه.»
مردم! آن که راه آشکار را بپیماید به آب درآید و آن که بیراهه را پیش گیرد، در بیابان بینشان افتد (و از تشنگی بمیرد.).
علی (ع) خود نمونهی کامل تربیت نبوی و سرچشمهی دریافت راه و رسم سیر دادن آدمیان به مقصد کمال است. آن حضرت فرموده است:
«نحن الشعار و الاصحاب و الخزنه و الابواب و لا توتی البیوت الا من ابوابها.»
ما خاصگان و یاران و گنجوران نبوت و درهای رسالتیم و در خانهها جز از درهای آن نتوان وارد شد.
آموزههای پیامبر ختمی مرتبت و عترت آن حضرت و سیرت آنان بهترین مسیر تربیت و راه اتصاف به صفات و کمالات الهی است. پیشوای آزادگان، امیرمومنان علی (ع) همگان را بدین راه فراخوانده و فرموده است:
«فاین تذهبون؟ و انی توفکون! و الاعلام قائمه و الایات واضحه و المنار منصوبه، فاین یتاه بکم! و کیف تعمهون و بینکم عتره نبیکم! و هم ازمه الحق و اعلام الدین و السنه الصدق! فانزلوهم باحسن منازل القرآن و ردوهم ورود الهیم العطاش.»
پس کجا میروید؟ و کی باز میگردید؟ که علامتها برپاست و دلیلها هویداست و نشانهها برجاست. گمراهی تا کجا؟ سرگشتگی تا کی و چرا؟ خاندان پیامبرتان میان شماست که زمامداران حق و یقینند و پیشوایان دینند. با ذکر جمیل و گفتار راست قرینند. پس همچون قرآن، نیک حرمت آنان را در دل بدارید. و چون شتران تشنه کهبه آبشخور روند، به آنان روی آرید.
ماه مهرپرور - تربیت در نهج البلاغه - مصطفی دلشاد تهرانی
ارسال شده توسط بازار كتاب
http://www.ghbook.ir/book/8173
جایگاه، اهمیت و ضرورت تربیت
توجه به تربیت، توجه به حیاتیترین مقولهی انسانی است، زیرا همهی سامانها و نابسامانیها، صلاحها و فسادها، سعادتها و شقاوتها به نوع تربیت بازمیگردد و تربیت بستر خوشبختی و بدبختی انسانها و جوامع انسانی است. انسان موجودی است مستعد همهی والایی ها و همچنین همهی تباهی ها و اینگونه شدن یا آنگونه گردیدن به نوع تربیت آدمی بسته است. عالم طبیعت، عالم شدن آدمی است، به هر سوی که روی کند و هر گونه که بخواهد و تربیت یابد. سعادت و شقاوت آدمی به دست خود اوست و در نتیجهی تربیتی است که مییابد. انسان به سبب تربیت درست، الهی و متخلق به اخلاق ربانی میشود و به سبب تربیت نادرست، از سیر به سوی حقیقت انسانی خود بازمیماند و متخلق به اخلاق نفسانی میگردد. امیر بیان، علی (ع) دربارهی شدن آدمی و راههایی که در برابر آدمی است- تا چه شود- فرموده است:
«الناس ثلاثه: فعالم ربانی و متعلم علی سبیل نجاه و همج رعاع اتباع کل ناعق، یمیلون مع کل ریح، لم یستضیئوا بنور العلم و لم یلجووا الی رکن وثیق.»
مردم سه دستهاند: دانایی که شناسای خداست، آموزندهای که در راه رستگاری کوشاست و فرومایگانی رونده به چپ و راست که درهم آمیزند و پی هر بانگی را گیرند و با هر باد به سویی خیزند. نه از روشنی دانش فروغی یافتند و نه به سوی پناه گاهی استوار شتافتند.
انسان میتواند به سبب تربیتی فطری به کمالات انسانی دست یابد و یا به عکس، استعدادهای خود را در جهت کمال مطلق بپوشاند و به پایینترین مراتب خود تنزل نماید و از حقیقت وجود خویش بیبهره ماند و از صورت و سیرتی حیوانی سر درآورد و هر گونه شر و بدی را جلوهگر شود. به بیان امیرمومنان علی (ع):
«عدم الادب سبب کل شر.»
فقدان ادب سبب هر شر و بدی است.
بنابراین، روی کردن به تربیت صحیح، پرداختن به ضروریترین امور انسان و جامعهی انسانی است و رسالت همهی پیامآوران الهی رسالت تربیت انسانها بوده است و اینکه موانع تربیت فطری را از سر راه آدمیان بردارند و آنان را
از اسارت بت و جاهلیت برهانند و غل و زنجیرها را از دست و پای انسانها بگشایند و بستر مناسب سیر آنان به سوی کمال مطلق را فراهم نمایند. به بیان امیرمومنان علی (ع):
«و اصطفی سبحانه من ولده انبیاء اخذ علی الوحی میثاقهم و علی تبلیغ الرساله امانتهم، لما بدل اکثر خلقه عهد الله الیهم فجهلوا حقه و اتخذوا الانداد معه و اجتالتهم الشیاطین عن معرفته و اقتطعتهم عن عبادته. فبعث فیهم رسله و واتر الیهم انبیاءه، لیستادوهم میثاق فطرته و یذکروهم منسی نعمته و یحتجوا علیهم بالتبلیغ و یثیروا لهم دفائن العقول و یروهم آیات المقدره.»
خدای سبحان از فرزندان آدم پیامبرانی برگزید و هر یک به زبان وحی پیمان او را شنید، که امانت او نگاه دارد و حکم خدا را به دیگران برساند و این هنگامی بود که بیشتر آفریدگان از فطرت خویش بگردیدند و طومار عهد درنوردیدند، حق او را نشناختند و برابر او خدایانی ساختند. شیطانها آنان را از خداشناسی به گمراهی کشیدند و پیوندشان را با پرستش خدا بریدند. پس هر چندگاه پیامبرانی فرستاد و به وسیلهی آنان به بندگان هشدار داد تا حق میثاق فطرت بگزارند و نعمت فراموش کرده را به یاد آرند. با حجت و تبلیغ، چراغ معرفتشان را بیفروزند تا به آیتهای خدا چشم دوزند.
رسالت پیامبر اکرم (ص) نیز چنین بوده و تمام تلاش آن حضرت تلاشی تربیتی بوده است و قرآن کریم- آخرین کتاب الهی- کتاب تربیت انسان در جهت کمال مطلق است. به بیان نمونهی اعلای تربیت نبوی، علی (ع):
«فبعث الله محمدا- صلی الله علیه و آله- بالحق لیخرج عباده من عبادهالاوثان الی عبادته و من طاعه الشیطان الی طاعته، بقرآن قد بینه و احکمه، لیعلم العباد ربهم اذ جهلوه و لیقروا به بعد اذ جحدوه و لیثبتوه بعد اذ انکروه.»
پس خدا، محمد (ص) را به راستی برانگیخت تا بندگانش را از پرستش بتان برون آرد و به عبادت او وادارد و از پیروی شیطان برهاند و به اطاعت خدا کشاند، با قرآنی که معنی آن را آشکار نمود و اساسش را استوار فرمود، تا بندگان بدانند- بزرگی- پروردگار خود را که دانای آن نبودند و بدو اقرار کنند، از پس آنکه بر انکار میفزودند و او را نیک بشناسند، از آن پس که خود را ناآشنا بدو مینمودند.
ماه مهرپرور - تربیت در نهج البلاغه - مصطفی دلشاد تهرانی
تحلیل رفتار متقابل3
تحلیل رفتار متقابل چیست؟ (TA)
قسمت سوم
TA عقیده دارد که:
▫️همه انسان ها زخم دارند
▫️انسان ها در رابطه زخمی شده اند
▫️در رابطه نیز باید درمان گردند
مثلا فردی که خوب نمی تواند صحبت کند و دچار اضطراب می شود دلیل اصلی آن می تواند این باشد که در کودکی مهارت صحبت کردن در او به دلیل توجه نکردن والدینش رشد نکرده است. (در خانواده زخمی شده است) اگر چنین فردی در گروهی قرار بگیرد که به حرف زدنش با توجه و دقت گوش دهند و او را به حرف زدن بیشتر تشویق کنند اضطراب و مشکلات تکلم او بهبود می یابد (درمان در گروه )
و نکته مهمی که TA به آن اشاره می کند این است:
▫️برای بهتر شدن لازم نیست بیمار باشید. حتما لازم نیست که افسرده شده باشید یا اضطراب شدید داشته باشد که به فکر بهتر شدن بیفتید. می توانید در هر وضعیتی که هستید (آرام، مضطرب، عصبانی، افسرده یا …) برای بهتر بودن تلاش کنید.
کلاس های آموزش تحلیل رفتار متقابل در بسیاری از کشورها به همه گروه های مردم تدریس می شود. مثلا در برخی از دبیرستان های انگلستان به نوجوانان یا به افراد ۲۰ تا ۴۰ سال برای بهبود روابط خانوادگی یا بهبود روابط کاری و … و حتی به افراد میان سال و پیر تر برای مسلط شدن به زندگی و مدیریت زندگی خود ارائه می شود.
تحلیل رفتار متقابل2
تحلیل رفتار متقابل چیست؟ (TA)
قسمت دوم
وقتی ما با فردی در ارتباط هستیم در واقع هر کدام بخشی از والد و بالغ و کودکمان را وارد رابطه می کنیم. در واقع ۶ قسمت دارند با هم حرف می زنند. که آنها را معمولا با ۶ دایره نشان می دهند.
وظیفه تحلیل رفتار متقابل این است که روابط انسانی را به وسیله این مدل به سمت آرامش و رابطه بهتر هدایت کند.
تحلیل رفتار متقابل برخی پیش فرض ها هم دارد:
1.پیش فرض اول – تو مساوی رفتارت نیستی
از کودکی خانواده ما را برابر با رفتارمان می دانست، اگر اتاقمان نا مرتب بود به ما می گفتند که “تو شلخته ای ” به جای اینکه بگویند : “اتاق ات شلخته است”
خانواده ما را با رفتارمان می دیدند و ما را مساوی رفتارمان می دانستند. اما TA می گوید:
تو مساوی رفتارت نیستی
2.پیشفرض دوم – تو مسئول ۱۰۰ درصد زندگی ات هستی
همه انسان ها مسئول کارهای خودشان هستند زیرا همه توانایی فکر کردن دارند به جز آنهایی که دچار آسیب مغزی هستند.
مسئولیت ۱۰۰ درصد زندگی را پذیرفتن یعنی اینکه اطلاع داشته باشی هر اتفاقی برایت می افتد خودت خالق آن هستی
3. پیشفرض سوم – سرنوشت انسانها در کودکی شکل گرفته و می توان این سرنوشت را تغییر داد.
علم تحلیل رفتار متقابل با شناخت و اصلاح روابط، به شما کمک می کند تا به آرامش نزدیک و نزدیک تر شود.
تحلیل رفتار متقابل
تحلیل رفتار متقابل چیست؟ (TA)
تحلیل رفتار متقابل یا TA یک روش روانشناسی است که درون هر فرد را به سه قسمت تقسیم می کند: والد، بالغ، کودک
والد
والد همه باید و نباید های زندگی و آن چیزهایی است که از والدین و جامعه به ما منتقل شده است و در اعماق وجود ما نقش بسته است و ما در مورد درست یا غلط بودن آنها معمولا فکر نمی کنیم و فقط آن را اجرا می نماییم . برای روشن شدن مفهوم والد مثال زیر را بررسی می کنیم.
▫️روزی مردی به همسرش گفت : “تو چرا وقتی می خواهی ماهی را در ماهی تابه قرار دهی اینقدر سر و ته ماهی را می بری وآن را کوچک می کنی؟”
▫️زن پاسخ داد : “مادرم اینطور ماهی درست می کرد.”
▫️وقتی زن از مادرش هم پرسد او هم همچین پاسخی داد: “مادرم اینطور ماهی درست می کرد.”
▫️بعدها که به روستای مادر بزرگ آن زن سفر کردند و از مادر برزرگ دلیل زدن سر و ته ماهی ها را پرسیدند او گفت که چون قدیم ها تابه ها کوچک بودند مجبور بودند که ماهی را کوچک تر کنند تا در ماهی تابه جا شوند.
والد آن قسمت از ما است که فقط آن را اجرا می کنیم و در مورد آن فکر نمی کنیم که می تواند مثبت باشد مانند: “به بزرگتر ها احترام بگذار” ، یا منفی باشد مانند: “مرد که گریه نمی کند” یا ” دختر که نباید بخندد” و همه باید و نباید ها و سنت های زندگی ما
بالغ
بالغ قسمتی از وجود ماست که فکر می کند و متناسب با زمان و مکان رفتار می کند.
کودک
تمام احساسات درونی ما در این قسمت وجود دارد، شادی، غم، اضطراب و …