جلوی حاجت مردم را نگیرید
حضرت علامه جوادی آملی حفظه الله تعالی:
لَا تُحْشِمُوا أَحَداً عَنْ حَاجَتِهِ وَ لَا تَحْبِسُوهُ عَنْ طَلِبَتِهِ وَ لَا تَبِيعُنَّ لِلنَّاسِ فِي الْخَرَاجِ كِسْوَةَ شِتَاءٍ وَ لَا صَيْفٍ
فرمود جلوی حاجت مردم را نگیرید ، سخت گیری نکنیدمشکلات برای مردم تولید نکنید دست آنها را باز بگذارید ، و اگر چیزی مورد نیاز آنها بود لباس های گرم را در زمستان نگیرید و نفروشید ، لباسهای خنک را در تابستان نگیرید و نفروشید ، بگذارید دست اینها برای رفع حوائجشان باز باشد.
وَ لَا دَابَّةٍ يَعْتَمِلُونَ عَلَيْهَا وَ لَا عَبْداً ، اگر دابّه ای دارند ، اسبی دارند ، استری دارند ، که وسیله نقلیه اینها را حمل می کند از اینها نگیرید ، قبلا که متاسفانه نظام برده داری بود ، فرمود : عبد کسی را هم از او نگیرید ، که مورد نیاز آنهاست .
وَ لَا تَضْرِبُنَّ أَحَداً سَوْطاً لِمَكَانِ دِرْهَمٍ مبادا کسی را برای یک درهم مالیات بزنید ، آبروی او را از بین ببرید .
وَ لَا تَمَسُّنَّ مَالَ أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ مُصَلٍّ وَ لَا مُعَاهِدٍ
بدون قانون و بدون اجازه و اذن مال کسی را دست نزنید ، چه مسلمان ، چه یهودی ، چه اهل نماز باشد ، چه مسلمان نباشد اما یهودی است ،مسیحی است ولی در پناه دولت اسلامی دارد زندگی می کند ،
مُصَلٍّ وَ لَا مُعَاهِدٍ ، کسی که اهل نماز باشد و کسی که عهدی با نظام_اسلامی داشته باشد ، اقلیتهای_دینی ،
إِلَّا أَنْ تَجِدُوا فَرَساً أَوْ سِلَاحاً يُعْدَى بِهِ عَلَى أَهْلِ الْإِسْلَامِ مگر اینکه برای شما روشن بشود که اینها ارتباطی با بیگانه ها دارند ، مزدور داخلی اند ، جاسوسان بیگانه هستند ،در داخل وسائل را فراهم می کنند ، که این وسائل علیه نظام اسلامی بکار ببرد ، آنگاه دستتان باز است .
فَإِنَّهُ لَا يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ أَنْ يَدَعَ ذَلِكَ فِي أَيْدِي أَعْدَاءِ الْإِسْلَامِ برای هیچ #مسلمان غیرتمندی این نیست ، اجازه نمی دهد که در داخل کشور او برای بیگانه جاسوسی کند ، علیه نظام اسلامی مقدمات فراهم کند ، فرمود این را هیچ مسلمانی به خودش اجازه نمی دهد.
تدبر و تدبیر در امور
رسول خدا صلوات الله علیه، به شخصی می فرماید:
«سفارش می کنم هرگاه خواستی کاری انجام دهی، به سرانجام آن بیندیش؛ اگه مایه ی رشد بود، آن را انجام بده و اگر مایه ی فساد و تباهی بود آن را رها کن.»
همچنین آن حضرت می فرماید:
« خدای متعال دوست دارد هریک از شما وقتی کاری می کند آن کار را محکم و استوار سازد.»
سیره اقتصادی امام زمان عج
سیره اقتصادی امام
روش امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در امور مالی حکومت بر مبنای مساوات قرار دارد و این همان روش پسندیده ای است که در زمان پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم وجود داشته است و پس از او، این شیوه تغییر یافت و معیارهای دروغینی برای پرداختهای بی حساب به افراد، جای آن را گرفت و سبب پیدایش فاصله طبقاتی در جامعه اسلامی آن روز شد و اگرچه امام علی علیه السلام و امام حسن علیه السلام در مدت خلافت خود به نظام برابری در پرداخت اموال مسلمین پای بند بودند ولی پس از ایشان بنی امیه اموال مسلمانان را مانند ملک شخصی خود و بر طبق مصالح فردی، به کار میبردند و از این راه پایههای حکومت نامشروع خود را محکم میکردند. آنها زمینهای کشاورزی یا غیر آن از ثروتها و اموال عمومی را به نزدیکان خود میبخشیدند و این کار که به ویژه در زمان خلیفه سوم و دوران بنی امیه رایج گردیده بود حالتی رسمی پیدا کرد.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که مظهر عدالت و دادگری است، بیت المالِ مردم را به عنوان ثروتی عمومی که همگان در آن شریک هستند قرار میدهد به گونه ای که هیچ گونه تبعیض و امتیاز خواهی در آن راه نداشته باشد و بخشش ثروتها و زمینها به کلّی ممنوع باشد.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
«… اِذا قامَ قائِمُنا اضْمَحَلَّت الْقَطائِعُ فَلاقَطائِع ؛
زمانی که قائم ما قیام کند، قطایع (زمینهایی که زمامداران و حکام جور در مالکیت خود در آوره و یا واگذار کرده اند) از بین میرود به طوری که دیگر قطایعی در میان نخواهد بود. »
و دیگر از شاخصههای شیوه مالی امام آن است که در راستای رفع نیازهای مادّی و ایجاد رفاهی معقول برای زندگی تمام افراد، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اموال فراوانی به مردم میبخشد و در حکومت او هر نیازمندی که از او طلب میکند، اموال زیادی دریافت میکند.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
«… فَهُوَ یحْثُوا الْمالَ حَثْواً ؛
او (مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) اموال را به فراوانی میبخشد. »
و این شیوه برای ایجاد زمینههای اصلاح فردی و اجتماعی است که هدف بزرگ امام خوبان است. آن حضرت با بی نیاز کردن مردم از جهت مادّی، در پی ایجاد زمینه مناسب برای پرداختن افراد به طاعت و عبادت پروردگار است.
[نگین افرینش ( درسنامه دوره مقدماتی معارف مهدویت ) ،صفحه۱۸۷]
سخن گفتن قرآن
امام علی علیه السلام از سویی در مورد اوصاف قرآن در نهج البلاغه می فرمایند : این کتاب کتاب ناطق است ؛ خودش سخن میگوید ؛ از سخن گفتن خسته نمی شود . سخن و مطلب خویش را به روشنی بیان میکند و از دیگر سوی ، میفرمایند این قرآن ، ناطق نیست ؛ باید آن را به سخن درآورد و من هستم که این قرآن را برای شما تبیین میکنم . و گاه در بعضی از تعابیر آمده است که قرآن صامت ناطق ؛ قرآن ساکت است و در عین حال ناطق- و گویا (نهج البلاغه ، خطبه 147 ) . به راستی معنای این سخن چیست ؟
به نظر میرسد این تعبیر بیانگر دو نگاه متفاوت به این کتاب آسمانی است که در یک نگرش قرآن کتابی مقدس ، ولی خاموش در گوشه ای نشسته است و با کسی سخن نمیگوید و کسی با او ارتباطی ندارد و از نگاهی دیگر کتابی است گویا که همه انسانها را مخاطب خویش قرار داده است و آنها را به پیروی از خود فرامی خواند و به پیروان خود نوید بهروزی و سعادت میدهد .
بدیهی است قرآنی که تنها وصف آن تقدس باشد و بس ، کلمات و جملات و آیاتی است منقوش بر صفحاتی از کاغذ که مسلمانهابه آن احترام میگذارند ، آن را میبوسند و آن را در بهترین جای خانه خویش نگه میدارند و گاه در مجالسی بدون توجه به حقیقت و معانیش آن را تلاوت میکنند . اگر با این دید به قرآن بنگریم ، قرآن کتاب صامتی است که با صوت محسوس سخن نمیگوید و کسی که چنین نگرشی به قرآن دارد هرگز سخنی از قرآن نخواهد شنید و قرآن کریم مشکلی از او حل نخواهد کرد .
بنابراین ما موظفیم به نگرش دوم روی بیاوریم ؛ یعنی قرآن را کتاب زندگی بدانیم و با ایجاد روحیه تسلیم در برابر خدای متعال ، خود را برای شنیدن سخنان قرآن کریم که تمامی آنها دستورات زندگی است آماده کنیم . در این صورت است که قرآن ناطق و گویاست ؛ با انسانها سخن میگوید و آنها را در تمام زمینه ها راهنمایی میکند .
علاوه بر این تفسیری که برای صامت بودن و ناطق بودن قرآن بیان کردیم ، معنایی عمیقتر از این نیز برای این مطلب وجود دارد که آن معنا مورد نظر حضرت علی علیه السلام است و بر اساس آن معنای خاص است که می فرمایند قرآن صامت است و باید آن را به سخن درآورد و این من هستم که قرآن را برای شما تبیین میکنم :
هر چند قرآن کریم کلام خدای متعال است و حقیقت این کلام الهی و صدور و نزولش برای ما شناختنی نیست ، امااز آن جا که هدف از نزول آن هدایت انسان هاست ، این کلام الهی آن قدر تنزل پیدا کرده است که به صورت کلمات و جملات و آیات قابل خواندن و شنیدن برای بشر درآمده ، ولی در عین حال چنین نیست که مضامین همه آیات آن برای انسانهای عادی قابل فهم و دسترسی باشد و خود مردم بدون تفسیر و تبیین پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام و راسخین در علم بتوانند به مقاصد آیات نایل شوند .
به عنوان مثال ، تفصیل و تبیین جزئیات احکام در قرآن نیامده است ، همچنین آیاتی از قرآن کریم مجمل است و نیاز به تبیین و توضیح دارد . بنابراین قرآن از بسیاری از جهات ((صامت))است یعنی برای انسانهای عادی ، بدون تفسیر و تبیین کسی که با غیب ارتباط دارد و به علوم الهی آگاه است قابل استفاده نیست .
قرآن در آیینه نهج البلاغه - محمد تقی مصباح یزدی
قرآن ، تنها کتاب آسمانی در اختیار انسان
امام علی (ع) در بیش از بیست خطبه نهج البلاغه به معرفی قرآن و جایگاه آن پرداخته است و گاه بیش از نصف خطبه به تبیین جایگاه قرآن و نقش آن در زندگی مسلمانان و وظیفه آنان در قبال این کتاب آسمانی اختصاص پیدا کرده است . امام علیه السلام در خطبه 133 می فرماید :
و کتاب الله بین اظهر کم ناطق لا یعیی لسانه
قرآن در دسترس و جلوی روی شماست . بر خلاف کتب آسمانی ادیان دیگر از قبیل کتاب حضرت موسی و حضرت عیسی علیه السلام ، قرآن در اختیار شماست . گفتنی است که امم گذشته و به خصوص در بین یهود بنی اسرائیل کتاب مقدس در اختیار عموم مردم نبوده است ؛ بلکه تنها نسخههای محدودی از تورات در نزد علمای یهود موجود بوده و برای عموم امکان مراجعه به تورات وجود نداشته است .
درباره کتاب آسمانی حضرت عیسی علیه السلام وضع از این هم نگران کننده تر بوده و هست ؛ زیرا آنچه امروز به نام انجیل در میان مسیحیان شناخته میشود کتابی نیست که بر حضرت عیسی مسیح علیه السلام نازل شده ؛ بلکه مطالبی است که به دست افرادی گردآوری و به نام اناجیل اربعه معروف شده است . بنابراین امم پیشین از دسترسی به کتب آسمانی محروم ماندند . اما وضعیت در مورد قرآن متفاوت است . کیفیت نزول قرآن و قرائت و تعلیم آن از جانب پیامبر صلی الله علیه و آله به گونه ای بود که مردم میتوانستند آن را فرا بگیرند و آیاتش را حفظ کنند و قرآن به طور کامل در دسترسشان باشد . از دیگر ویژگیهای مهم این کتاب آسمانی آن است که خداوند متعال بر امت اسلام منت نهاده و خود ، حفظ قرآن کریم را از هر گونه تهدیدی به عهده گرفته است . به علاوه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به قدری به فراگیری مسلمانان و حفظ آیات الهی اهتمام داشتند که در همان زمان رسول الله ، عده زیادی از مسلمانان حافظ قرآن بودند و نسخه هایی از آیاتی که جدیدا نازل میشد در اختیار داشتند و به تدریج آنها را حفظ میکردند و به هر حال از طریق تکثیر این نسخه ها یا نقل سینه به سینه از حافظی به حافظ دیگر ، قرآن در اختیار همگان قرار میگرفت .
حضرت علی علیه السلام می فرماید : کتاب الله بین اظهرکم ؛ کتاب خدا در میان شماست ، در دسترس شماست . ناطق لا یعیی لسانه . بجاست روی این جمله تاکید و تکیه شود . حضرت می فرماید : این کتاب گویاست و زبانش به کندی نمیگراید ، از سخن گفتن خسته نمی شود و هرگز لکنت پیدا نمیکند ، بنایی است که پایه هایش فرو نمیریزد و پیروزمندی است که یارانش شکست نمیخورند .
قرآن در آیینه نهج البلاغه - محمد تقی مصباح یزدی