رهيافت هاي اساسي سبك زندگي
برخي از جامعه شناسان مشهور مانند پير بورديو، آنتوني گيدنز، ميشل سوبل و ديويد چني كه در مباحث خود به سبك زندگي توجه داشته اند داراي دو نگرش كلي در طرح اين مباحث هستند. در نگرش نخست برخي جامعه شناسان، سبك زندگي را از جنس كنش و رفتار مي دانند و ارزش ها، نگرش ها و جهت گيري هاي ذهني افراد را از دايره اين مفهوم خارج دانسته اند. بر خلاف نگرش دوم كه ارزش ها و نگرش ها را بخشي از سبك زندگي به شمار مي آورند.
حال آنكه سبك زندگي مجموعه اي از الگو هاي رفتاري پايدار است كه بر اساس بينش ها، ارزش ها و باورها سامان مي يابد و از زمانه و زمينه زندگي افراد و گروه هاي اجتماعي متاثر مي شود.
رهيافت هاي اساسي سبك زندگي
رهيافت هاي اساسي سبك زندگي در دو دسته كلي جامعه شناختي و روان شناختي قرار مي گيرد. پر واضح است كه بر اين دو رهيافت، رهيافت سومي هم بايد افزود كه ضمن استفاده از يافته هاي قطعي هر دو روش پيش گفته، از تعريف، ويژگي و شاخص هاي ويژه خود برخوردار است.از اين رهيافت به رهيافت ديني تعبير مي شود.
سبك زندگي در اين رهيافت عبارت است از الگوي كنش مرجّح وپايدار كه بر اساس منابع معتبر ديني وشيوه زندگي پيشوايان دين و عرف متشرعه و نيز مباني ارزشي دين استخراج شده است. اين رهيافت بر اساس متون اصلي و معتبر ديني سامان مي يابد و عنصر زمان و مكان در آن جايگاه ويژه اي دارد.
در تعريف هايي كه از سوي جامعه شناسان مطرح مي شود، بيشتر بر هنجار هاي اجتماعي افراد و توصيف نگرش و منش اجتماعي آنان در جامعه تاكيد مي شود. در حالي كه روان شناسان بيشتر، بعد فردي و شخصيتي را مورد توجه قرار داده اند. چنانكه«آدلر» اصطلاح سبك زندگي را به جاي شخصيت و براي اشاره به حال و هواي زندگي فرد بكار برده است. از ديدگاه او سبك زندگي هدف فرد نسبت به ديگران و نگرش فرد نسبت به دنيا را شامل مي شود.
طلوع صبح
نجمه، مادر امام رضا عليه السلام، مي فرمايد: زماني كه فرزند بزرگوارم را باردار بودم، هرگز احساس سنگيني نمي كردم. وقتي مي خوابيدم، صداي تسبيح و تهليل و تمجيد حق تعالي را از درونم مي شنيدم. هراسان از خواب بيدار مي شدم; ولي ديگر آن صدا به گوش نمي رسيد. وقتي به دنيا آمد، دستهايش را بر زمين گذاشت; سر مطهرش را به سوي آسمان بلند كرد، لب هايش را تكان داد، ولي نفهميدم چه مي گويد. نزد امام كاظم عليه السلام رفتم، او فرمود: «نجمه، كرامت پروردگار گوارايت باد.»
فرزندم را در پارچه يي سفيد پيچيدم و نزد حضرت بردم. وي در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه خواند. آن گاه آب فرات خواست و كامش را با آن برداشت. سپس نوزاد را به من بازگرداند و فرمود: بگير اين را كه ذخيره ي خداوند در زمين و حجت خدا بعد از من است.
و چنين بود كه هشتمين خورشيد امامت در روز جمعه، يازدهم ذي قعده، در مدينه ديده به جهان گشاد. پدرش امام موسي كاظم عليه السلام، هفتمين امام شيعيان، و مادرش «نجمه » الگوي خردورزي، دين باوري، حيا و عبادت بود. بزرگواري اين بانو چنان بود كه حميده، مادر امام كاظم عليه السلام، هرگز نزدش نمي نشست و در جهت تعظيم و احترام وي مي كوشيد. رؤياي صادق حميده را مي توان يكي از دليل هاي احترام بسيار وي به نجمه دانست. او شبي رسول خدا صلي الله عليه و آله را در خواب ديد كه فرمود: حميده، نجمه را به فرزندت موسي ده; از او فرزندي به دنيا خواهد آمد كه بهترين اهل زمين است.
بر اين اساس، وي نجمه را در اختيار امام موسي كاظم عليه السلام قرار داد و به وي گفت: فرزندم، كنيزي است كه در زيركي و كرامت هاي اخلاقي بهتر از او نديده ام. مي دانم هر نسلي كه از وي به وجود آيد پاكيزه و مطهر خواهد بود.
چيستي سبك زندگي
سبك زندگي اصطلاحي مركب از دو واژه «سبك» و «زندگي»است. از واژه سبك در زبان عربي به «اسلوب» و در زبان انگليسي «style» تعبير مي شود. تركيب life style(سبك زندگي) نخستين بار در آثار دو جامعه شناس آلماني به نام جورج زيمل و ماكس وبر به كار برده شد. ولي از آنجا كه آثار آنها تا دهه پنجاه قرن بيستم به انگليسي ترجمه نشد، مشهور اين است كه «الفرد آدلر»، بنيانگذار روان شناسي فردي اين اصطلاح را در سال 1929 ميلادي به منظور توصيف ويژگي هاي زندگي آدميان بكار برده است. در كتاب هاي لغت انگليسي، «lif style» اين گونه معنا شده است:مجموعه اي از طرز تلقي ها، ارزش ها، شيوه هاي رفتار، حالت ها وسليقه ها، روش زندگي فرد، گروه يا فرهنگ، وروشي كه يك فرد يا گروهي از مردم بر اساس آن كار و زندگي مي كنند.
سبك زندگي
سبك زندگي مجموعه اي از الگوهاي نظام مند رفتاري افراد است كه در باورها، ارزشها وهنجارهاي شكل گرفته در يك فرهنگ يا خرده فرهنگ ريشه دارد. امروزه اصطلاح سبك زندگي با مجموعه اي از مفاهيم پيوندي تنگاتنگ دارد.
مفاهيمي مانند فرهنگ، جامعه، رفتار، اخلاق، شخصيت، هويت، توليد، مصرف، طبقه اجتماعي، سليقه و نياز.
سبك زندگي بسته به شرايط فرهنگي، سياسي، اقتصادي و جغرافيايي، مدل هاي مختلفي را شامل مي شود. از اين رو مي توان رويكرد و مدل سبك زندگي غربي و سبك زندگي ايراني اسلامي را متمايز دانست. حاصل رويكرد غربي، تلاشي گسترده براي معرفي، ترويج و تثبيت سبك خاصي از زندگي است كه خاستگاه و پشتوانه معرفتي آن، فرهنگ سكولار و مادي گرايانه غربي است. بدون ترديد پذيرش منفعلانه اين نوع از سبك زندگي از سوي مسلمانان، كه خود ميراثي ارزشمند در حوزه سبك زندگي دارند، سزاوار نيست.