درسهایى از روز عرفه
1- همه به سوى او
امام چهارم حضرت زین العابدین علیه السلام در روز عرفه مردى تهیدست را مشاهده كرد كه گدایى مىكند و درخواست خود را با مردم در میان مىگذارد . حضرت به او فرمود:
«وَیحَكَ! اَغَیرَ اللَّهِ تَسأَلُ فى هذَا الْیوْمِ؟ اِنَّهُ لَیرْجى لِما فى بُطُونِ الْحُبالى فى هذَا الْیوْمِ اَنْ یكُونَ سَعیداً؛ واى بر تو! در چنین روزى از غیر خدا طلب حاجت مىكنى؟ در چنین روزى این امید هست كه انسانهایى كه در دل مادرانند سعادتمند شوند . »
2 - سیره حسنین(ع)
مسروق، یكى از یاران اهل بیت علیهما السلام مىگوید: در روز عرفه به حضور امام حسین علیه السلام شرفیاب شدم در حالى كه پیش روى آن حضرت و دوستانش كاسه آرد چیده شده و قرآنها بر دامنهایشان قرار داشت و آنان منتظر افطار بودند . از آن بزرگوار سؤال كردم و پاسخ خود را دریافت نموده و از حضورش بیرون آمدم . سپس به محضر امام حسن علیه السلام رفتم و مشاهده كردم كه مردم بر سفره هاى آماده از طعام وارد مى شدند و مى خوردند و با خود مى بردند . امام حسن علیه السلام مرا آشفته حال دید و فرمود: اى مسروق! چرا غذا نمىخورى؟ عرضه داشتم: سرورم! من روزه دارم، امّا چیزى به ذهنم رسید . امام حسن علیه السلام فرمود: هر چه مىخواهى سؤال كن! گفتم: به خدا پناه مىبرم كه رفتار شما خاندان نبوت با همدیگر تفاوت داشته باشد . بر امام حسین علیه السلام وارد شدم و او را دیدم كه به انتظار افطار نشسته است و بر شما وارد شدم و مىبینم كه روزه نیستید . امام مجتبى علیه السلام مرا به سینه اش چسبانیده و با مهربانى فرمود: اى فرزند اشرس! آیا نمىدانى كه خداى متعال ما اهل بیت پیامبر را براى تدبیر امور امت فراخوانده است؟ اگر همه ما بر چیزى اتفاق كنیم دیگر غیر آن بر شما روا نخواهد بود . من در این روز روزه نگرفته ام به جهت روزه خواران شما و برادرم حسین علیه السلام روزه گرفته است جهت روزه داران شما .
3 - خیرخواهى براى اهل ایمان
یونس بن عبدالرحمن مىگوید: عبد اللَّه بن جندب را در روز عرفه در موقف عرفات در یكى از بهترین حالات دیدم . او پیوسته دستها را به سوى آسمان بلند كرده و اشك چشمانش از گونه هایش بر سنگریزه هاى سرزمین عرفات جارى بود و همچنان در خوشترین حالات عرفانى با خداوند راز و نیاز مىكرد . در مراجعت به او گفتم: اى ابا محمد! عجب حال خوشى داشتى و چه زیبا دعا مىكردى، من چنین حالى تا به حال ندیده بودم . عبداللَّه پاسخ داد: به خدا قسم یك كلمه براى خودم دعا نكردم و در همه این مدت براى برادران دینىام دعا مىكردم، زیرا از مولایم حضرت موسى بن جعفرعلیه السلام شنیدم كه فرمود: «مَنْ دَعا لِاَخیهِ بِظَهْرِ الْغَیبِ نُودِىَ مِنَ الْعَرْشِ: ها! وَلَكَ مِأَةُ اَلْفِ ضِعْفٍ مِثْلُهُ؛ هر كس برادر مؤمن خود را در غیاب او دعا كند، از عرش الهى به او ندا مىرسد: هان! [اى بنده من!] براى تو صدهزار برابر باد . » بدین
جهت راضى نشدم از صدهزار دعاى تضمین شده و مورد قبول در برابر یك دعا كه معلوم نیست مستجاب گردد صرف نظر كنم .
حرم كجاست؟
عرفه روزی است که حاجیان فروتنانه سر به آستان پروردگارشان می سایند تا اذن دخول گیرند برای ورود به حرم الله.
امام علی(عليه السلام) می فرمایند: «عرفات، خارج از مرز حرم است و مهمان خدا باید بیرون دروازه، آن قدرتضرع کند تا لایق ورود به حرم شود».
دعای امام حسین (عليه السلام) در روز عرفه
حرم کجاست؟ امام صادق (عليه السلام) فرمود: «القَلْبُ حَرَمُ اللهِ». حرم خدا قلب توست. و عرفات آن گوشه دنجی است که اشک حیا جاری می شود از چشمانت.
صحرای عرفات همان خاکی است که سجده گاه نیایش توست و تکلیف تو امروز وقوف است در عرفات، پس سجده ات را طولانی کن. اشکهایت که جاری شد راه یافته ای به حرم.
پس لبیک بگو: لبیک یا الله، لبیک یا وهاب لبیک یا تواب، لبیک یا کریم…
حالا قلبت را طواف کن تا بیابی سخن امامت را که فرمود: «مَن عَرَفَ اللَّهَ أحَبَّهُ».
هر كس خدا را بشناسد، دوستش بدارد.
عرفه
روز نهم ذیالحجه را عرفه میگویند. عرفات نام جایگاهی است که حاجیان در روز عرفه در آنجا توقف میکنند و به دعا و نیایش میپردازند. عرفه جایگاه بلندی در میان مسلمانان دارد و نیایش و عبادت در شب و روز آن بسیار سفارش شده است. سفره های جُود و احسان پروردگار برای انسان گسترده و شیطان خشمناکترین اوقات را خواهد داشت. توبه در آن مقبول و دعا مورد استجابت است. روایت شده که حضرت امام زین العابدین (ع)در روز عرفه صدای سائلی را شنید که از مردم تقاضای کمک مىنمود. امام به او فرمود: واى بر تو آیا در این روز از غیر خدا تقاضا مىکنى؟ حال آن که در این روز امید مىرود که بچههاى در شکم هم از فضل خدا بی نصیب نمانند و سعید شوند.
شيعه علي عليه السلام
امام باقرعليه السلام مي فرمايد: “إِنَّمَا شِيعَةُ عَلِيٍ عليه السلام الْمُتَبَاذِلُونَ فِي وَلَايَتِنَا الْمُتَحَابُّونَ فِي مَوَدَّتِنَا الْمُتَزَاوِرُونَ لِإِحْيَاءِ أَمْرِنَا الَّذِينَ إِذَا غَضِبُوا لَمْ يَظْلِمُوا وَ إِذَا رَضُوا لَمْ يُسْرِفُوا بَرَكَةٌ عَلَي مَنْ جَاوَرُوا سِلْمٌ لِمَنْ خَالَطُوا؛
همانا شيعيان علي آنهايند كه در راه ولايت ما نسبت به يكديگر [فداكاري و] بذل و بخشش مي كنند، در محور دوستي ما همديگر را دوست دارند، به خاطر احياي فرهنگ و معارف ما به ديدار همديگر مي روند، هرگاه خشمگين شوند، ظلم و ستم روا نمي دارند و هر گاه راضي و خشنود گردند، زياده روي نمي كنند، موجب بركت براي همسايگان و مايه صلح و صفا براي همنشينان خود هستند.”
چرا باقر؟
چگونه امام پنجم عليه السلام به باقر لقب يافت با اين كه همه ي معصومين شكافنده ي دانش و علم بوده اند؟
براي بررسي و تحليل آن لازم است كه به موقعيّت و زمان ويژه ي امام باقر عليه السلام توجّه نمائيم.
بعد از رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله حوادث تلخ و ناگواري براي جهان اسلام و اهل بيت عليهم السلام پيش آمد كه موجب شد امام علي عليه السلام به مدّت بيست و پنج سال خانه نشين گردد و مردم نتوانند از دانش آن امام بهره ي لازم را ببرند. در دوره ي پنج ساله ي حكومت آن حضرت ناكثان (عهدشكنان)، قاسطين (معاويه و اصحاب او) و مارقين (خوارج نهروان) نيز با جنگ هاي خود فرصت تعليم گسترده را از آن امام سلب نمودند.
امام مجتبي عليه السلام نيز پس از دوره ي حكومت كوتاه خود، همين مشكلات و تنگناها را داشته و خفقان حاكم اموي و تبليغات مسموم آنان راه هاي روي آوري مردم بسوي آن حضرت را سد نموده بود. اين خفقان در دوران امام حسين عليه السلام به اوج خويش رسيد. به طوري كه هر گونه امكان تبليغ و بيان فروعات احكام را از ابي عبداللّه عليه السلام سلب نمودند.
اگر روايات فقهي را مورد مطالعه و دقّت قرار دهيم مشاهده مي كنيم كه روايات امام حسين عليه السلام در اين زمينه اندك است، تازه همان روايات نيز از طريق فرزندان معصومش عليهم السلام به ما رسيده است.
اين خفقان در كربلا به اوج خود رسيد و پس از شهادت آن حضرت تا پايان عمر امام زين العابدين عليه السلام نيز سايه سنگين و شوم استبداد بر امّت اسلامي گسترده بود امّا در زمان امام باقر عليه السلام وضعيّت به گونه اي ديگر شده بود. از يك سو فرقه هاي مختلف و مكتب هاي گوناگون سؤالات زيادي را در ذهن ها پديدار ساخته بود كه جواب و تحقيق درباره ي آن را دنبال مي كردند كه مناظرات امام عليه السلام گواه آن است و از سويي ديگر مظلوميّت اهل بيت عليهم السلام براي جامعه ي اسلامي به صورت روشن تري پديدار شده بود و موجب توجّه و جذب دل هاي مستعدّ بسوي آن بزرگواران شده بود و اين در حالي بود كه ضعف حكومت اموي و قيام هاي مختلفي كه در مملكت اسلامي عليه آنان انجام مي گرفت فرصت پرداختن و ايجاد حسّاسيّت نسبت به اهل بيت را از آنان گرفته بود.
در اين زمان بود كه امام باقر عليه السلام در صحنه ي علمي ظهور يافت و علوم ديني و الهي را فرا راه حقّ جويان قرارداد و با تبيين درست و اصيل ديدگاه دين، جلوه ي زيبايي از دانش و آگاهي و معرفت را ترسيم نمود و انسان هاي دور افتاده از ساحل را به آب هاي زلال حقيقت رهنمون شد. او بار ديگر اعجاز علمي نسل كوثر را متجلّي ساخت و گل واژه هاي علم و آگاهي را از بوستان قرآن و سنّت به دل هاي حق جو هديه نموده تا همچنان به عنوان باقرالعلوم آل محمّد بر تارك قرون و اعصار هرچه شكوهمندتر بدرخشد.