مقصد کجاست؟
اما این مقصد و هدفی که خداوند برای ما طراحی کرده چیست؟ این هدف باید برای خودمان و فرزندانمان روشن و شفاف باشد. هر روز باید با یاد این هدف بزرگ از خواب بیدار شویم و هر قدمی که در زندگی برمی داریم، نسبت آن را با این هدف بررسی کنیم.
این مقصد بزرگ که حتما به آن می رسیم کجاست؟ قرآن به عنوان نقشه راه این مقصد را به ما نشان می دهد. یکی از آیاتی که مقصد و هدف خداوند را معرفی می کند، چنین می فرماید:
(وَتُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَيْتَةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ)(قصص: ۵)
ما می خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم.
تو رو خدا ببینید خداوند چقدر دقیق و حساب شده سخن می گوید. می فرماید: «ما اراده کردیم.» این مسئله مسئله اراده خداوند است.
خدا تصمیم گرفته یعنی…..
اراده خداوند یعنی تصمیم قطعی او هیچ مانعی برای تحقق این اراده وجود ندارد. او فرموده است: (إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ)(یس: ۸۲)
فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند تنها می گوید: «باش» و آن فوراً موجود می شود.
برخی افراد قدرت اراده خدا را نادیده می گیرند. اما آقاجان اراده خداوند با اراده ما زمین تا آسمان فرق دارد.
اراده ما ممکن است به در و دیوار بخورد، اما اراده خداوند چطور؟ هیچ چیز نمی تواند مانع اراده او شود. با صدای بلند بگو هیچی!!
خداوند در اینجا اراده خود را به رخ ما می کشد و
می فرماید: «ببین عزیزم من اراده کردم. حواست هست؟ من وقتی چیزی را بخواهم حتماً محقق خواهد شد. تردید نکن.
حالا خداوند چه اراده کرده است؟ خداوند می فرماید: «ما اراده کردیم منت بگذاریم بر مستضعفان و می خواهیم آن ها را امامان زمین رؤسا و فرماندهان زمین قرار دهیم و می خواهیم آنها را وارث ثروت و قدرت زمین کنیم
خدا چه تصمیمی گرفته؟ شما بشوی وارث قدرت و ثروت. معنای آیه این نیست که خداوند فقط میخواهد مستضعفان زمین را نجات دهد، یعنی امامی برای آنها بفرستد که نجاتشان دهد بلکه خود مستضعفان در این مسیر نقش آفرین هستند. خداوند می فرماید: «ما میخواهیم بر مستضعفان منت بگذاریم و دو ویژگی به آن ها بدهیم؛ اول اینکه آنها را امام قرار دهیم! خداوند می خواهد مستضعفان «ائمه شوند؛ مدیران، فرماندهان و اداره کنندگان زمین نه اینکه فقط نجات یابند. بعد از آن می فرماید: (وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ) در اینجا خداوند دوباره واژه (نجعلهم) را تکرار می کند. چرا؟ برای تأکید. خداوند می توانست بگوید ما آنها را امامان و وارثین زمین قرار می دهیم اما با تکرار این واژه می خواهد بگوید: «من دو کار با شما مستضعفان انجام می دهم یکی اینکه شما را امامان زمین قرار می دهم و دیگر اینکه شما را وارثین زمین قرار می دهم.
البته یک کار سوم نیز هست که خداوند در این آیه از آن حرف نزده است، زیرا واضح است نجات مستضعفان پس از نجات این دو کار دیگر اتفاق می افتد.
وارثین یعنی چه؟
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می فرماید: وارثین یعنی وارثین قدرت و ثروت زمین، خداوند می خواهد مستضعفین را وارث این قدرت و ثروت کند.
وراثت و ارث به طوری که راغب گفته به معنای انتقال مالی است به تو بدون اینکه معامله ای کرده باشی و مراد از وراثت زمین، این است که سلطنت بر منافع، از دیگران به صالحان منتقل شود و برکات زندگی در زمین مختص ایشان شود و این برکات یا دنیایی است که بر می گردد به تمتع صالحان از حیات دنیوی و یا این برکات اخروی است که عبارت است از مقامات قربی که در دنیا برای خود کسب کردند. چون این مقامات هم از برکات حیات زمینی است هر چند که خودش از نعیم آخرت است» (ترجمه تفسیر المیزان ج ۱۲، ص ۲۶۶).
اما یادت باشد اگر خداوند اراده کرده که این اتفاق بزرگ بیفتد این اراده بدون تو محقق نمی شود. درست است که من اراده کرده ام ولی تو برای تحقق اراده من باید تو در این نقشه الهی نقش خود را ایفا کنی
چقدر پای کار ظهور هستی؟
خداوند می فرماید من جهانی را به سوی ظهور می کشانم
اما تحقق این اراده به تو بستگی دارد.
اراده خداوند با سپاهی از آسمان محقق نمی شود.
بلکه اراده تو باید وسط بیاید، تو تصمیم بگیری، وارد میدان شوی و اراده خدا را محقق کنی اگر این کار را انجام دهی زمین و آسمان نیز به کمک تو خواهند آمد.
خداوند می فرماید: «وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ)(فتح: ۴و۷)؛ سپاه آسمان و زمین برای من است. اما برای تحقق اراده من که ظهور است تو باید وارد میدان شوی.
من جهانی را به سوی ظهور می کشانم اگر هستی بسم الله! اگر نیستی کار من خداوند لنگ تو نیست. اما اگر می خواهی نقش آفرین باشی، حالا به تو خواهم گفت چگونه؟
هدف چیست؟
هدف چیست؟
نقشه راه کجاست؟
(وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ) (قصص:۵)
همه چیز در طراحی خداوند حساب شده است. او هم هدف را طراحی کرده و هم نقشه راه را مشخص کرده است. پس ما نیز در زندگی خود باید ابتدا هدف بزرگی که خداوند برای ما تعیین کرده است، بشناسیم. سپس باید نقشه راه رسیدن به این هدف بزرگ را بیابیم تا بتوانیم در این نقشه راه نقش خود را به درستی ایفا کنیم و به سوی هدف حرکت کنیم.
اما توقع خداوند را هم می دانید که فقط حرکت فردی نیست، او از ما توقع دارد که جامعه مان را نیز به حرکت در آوریم. خداوند می خواهد که حرکت تو جامعه را نیز در این نقشه راه به سمت هدف بزرگ هدایت کند. وقتی جامعه را در مسیر نقشه خداوند حرکت دهی خودت نیز هدایت خواهی شد.
*نظام استکباری هم در نقشه راه خدا اجازه غلط کردن دارد نه بیشتر
پیش از آنکه هدف و نقشه راه خود را بشناسیم و نقشمان را پیدا کنیم باید باور داشته باشیم که خداوند طراحی دقیقی برای عالم دارد و سر این موضوع با هم حرف بزنیم. اگر این باور وجود نداشته باشد، ممکن است فکر کنیم عالم هرج و مرج است یا خدای نکرده کار عالم از دست خدا خارج شده است.
اما طراحی خداوند چنان عجیب و دقیق است که حتی دشمنانش نیز در پازل نقشه او دشمنی میکنند.
خداوند نظاره گر است و به نظام استکباری نگاه میکند تا ببیند امروز برای رسیدن ما به آن هدف آن نظام چه غلطی می تواند بکند و تنها به اندازه ای به او میدان میدهد و اجازه می دهد که در مسیر تحقق هدف الهی لازم باشد؛ نه بیشتر.
اگر ما در نقشه راهی که خداوند ترسیم کرده است. حرکت کنیم هر اتفاق خوشایند یا نا خوشایند، هر تلخی یا شیرینی که در زندگی ما رخ می دهد، بی تردید ما را یک قدم به هدف نزدیک تر میکند. حتی اگر به ظاهر عقب گرد به نظر برسد این عقب گرد در واقع مقدمه ای است برای یک پرش بلندتر به جلو.
**رهایی از یأس و ناامیدی مهمترین فایده نگاه به طراحی خدا در هدف و نقشه راه
وقتی بدانید یک هدف واقعی حتمی و قطعی دارید و یک نقشه راه درست و دقیق برای رسیدن به این هدف طراحی شده است دیگر یأس و ناامیدی جایی در دل شما نخواهد داشت. پس اولین و شاید مهمترین فایده این آگاهی که خداوند برای کل بشریت یک نقشه کلان طراحی کرده است، رهایی از یأس و ناامیدی است.
البته طبیعی است که مسیر رسیدن به این هدف ناهموار باشد؛ بالا و پایین داشته باشد. اما این مسیر ناهموار بی تردید شما را به مقصد خواهد رساند. تنها باید حواستان باشد نقش من در این نقشه راه چیست؟ نقش ما در این نقشه راه چیست؟ باقی کارها را به او بسپارید.
نه زمان رسیدن به مقصد را تعیین کنید و نه اگر دیر یا زود شد، مأیوس شوید.
طراحی خدا برای زندگی ما
(وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ) (قصص:۵)
طراحی خدا برای زندگی ما
یکی از صفات مهم خداوند متعال «مدیر» بودن است. تدبیر به معنای طراحی و برنامه ریزی است و خداوند در این زمینه بی نظیر است. اصلا من عاشق این طراحی خدا هستم! او نه تنها برای زندگی تو بلکه برای کل هستی نقشه می کشد و هدف تعیین می کند. می گوید: «من می خواهم کل هستی را که خلق کرده ام به این نقطه پایانی برسانم اما خداوند فقط به تعیین هدف اکتفا نمی کند؛ او نقشه راهی دقیق و بی نقص برای رسیدن به این هدف ترسیم میکند.
محاسبات خداوند چنان کامل و دقیق است که اصلا مو لای درز آن نمی رود.
شاه کلید امت پیروز
قرآن کریم می فرماید:
«وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ؛
و یکدیگر را بر انجام کارهای خیر و پرهیزکاری یاری نمایید و یکدیگر را بر گناه و تجاوز یاری ندهید» (مائده: 2)
این آیه در نظام مفهومی ولایت جایگاه ویژه ای دارد.
همان گونه که ولایت میان مؤمنان به پیوستگی و برادری می انجامد همکاری در مسیر “نیکی” و “تقوا” به تقویت این پیوندها کمک می کند و جامعه ای مستحکم و مقاوم می سازد. سیاست قرآن برای مسلمانها این است که ملت های مسلمان، گروه های مسلمان با یکدیگر همبستگی داشته باشند و كأنه وعده می دهد که اگر شما ملت های مسلمان این همبستگی را با هم داشته باشید، این موجب آن است که عزت خداوند پشت سر شما باشد؛ یعنی بر همه ی موانع غلبه پیدا می کنید، بر همه ی دشمنان پیروز می شوید؛ حکمت الهی پشتیبان شما است؛ یعنی همه ی قوانین آفرینش در جهت پیشرفت شما به کار خواهد افتاد؛ این منطق قرآن و سیاست قرآن است(خطبه نماز جمعه نصر، ۱۴۰۳/۰۷/۱۳).
از سوی دیگر اگر این همکاری آنطور که رسانه ها و قدرت های جهانی تلاش می کنند در مسیر گناه و تجاوز قرار گیرد، نه تنها جامعه ای از هم گسیخته ایجاد می شود بلکه باعث تباهی ارزشها و سقوط تمدن ها می گردد.
امروز جهان اسلام در آزمونی بزرگ قرار دارد. این آیه نقشه ی راهی برای امت اسلامی است. با هم برای خدا از توانایی های خود استفاده کنیم و از هرگونه همکاری در مسیر ظلم و تجاوز دوری کنیم. این مسیر راه عزت و پیروزی همه مستضعفان است.
عدالت در سخن گفتن
عدالت در سخن، ستون استواری جامعه
همه ی ما تجربه ی شنیدن سخنانی را داریم که بی انصافی در آنها موج می زند. حرفهایی که شاید در ظاهر ساده به نظر برسند اما در دل خود ظلمی بزرگ نهفته دارند، مثلاً زمانی که کسی برای حمایت از دوستی نزدیک واقعیتی را تحریف می کند یا حقی را ناحق جلوه می دهد. یا وقتی مدیری در یک جلسه از فردی ستایش می کند که تنها به دلیل روابط نزدیکش با او مورد تأیید قرار گرفته نه به خاطر شایستگی واقعی اش. این بی عدالتی های کوچک در کلام گاه به اختلاف های بزرگ در جامعه منجر می شود. حتی ممکن است خود ما در مکالمات روزمره به خاطر تعصب به خانواده یا دوستان به ناحق از کسی دفاع کرده باشیم. شاید در یک بحث ساده، به خاطر علاقه شخصی، حقیقت را نادیده گرفته و قضاوتی ناعادلانه کرده ایم. حال تصور کنید اگر این بی عدالتی ها در سطح یک جامعه گسترش پیدا کند، چه بر سر اعتماد و همبستگی آن خواهد آمد؟
خداوند در آیه ی کریمه «وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى» (انعام: 152)، به ما یادآور می شود که حتی در سخن گفتن درباره ی نزدیک ترین افراد خود نیز باید انصاف را رعایت کنیم زبان ابزاری قدرتمند است که می تواند پیوندها را مستحکم کند یا آنها را از هم بگسلد. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «وَقُل لَعِبَادِى يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَعُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلْإِنسَانِ عَدُوا مُّبِينًا؛و به بندگانم بگو سخنی را که نیکوتر است بگویند؛ زیرا شیطان میان آنان به سبب سخنان زشت و بی منطق دشمنی و نزاع می افکند زیرا شیطان همواره برای انسان دشمنی آشکار است»(اسراء: 53)، نقشه شیطان، ایجاد کینه دشمنی و بغض میان انسان هاست و لغزشهای کوچک در سخن بهترین ابزار او برای دستیابی به این هدف است. هر کلامی که از سر بی انصافی گفته شود فرصتی برای شیطان است تا در میان دلها شکاف ایجاد کند و پیوندها را از بین ببرد. جامعه ای که در آن سخن از انصاف و عدالت دور شود به سرعت دچار شکاف و تفرقه می شود. امام خمینی (ره) می فرمایند: ما قدرت داریم که جلوی زبانمان را بگیریم نمی توانیم بگوییم زبانمان اختیار ندارد. ما قدرت داریم که جلوی قلممان را بگیریم نمی توانیم بگوییم قلم من اختیار ندارد… هر چه هم انسان حبّ به یک کسی داشته باشد، یا بغض به یک کسی داشته باشد، قلمش را نگه دارد».
امروز که فضای اجتماعی و رسانه ای گاه به عرصه ی انتشار سخنان ناعادلانه و قضاوتهای بی پایه تبدیل شده است، مؤمنان باید با مراقبت از زبان خود الگویی از انصاف و حق گویی باشند. سخن شما می تواند نوری باشد که دلها را به هم نزدیک تر کند یا تیغی که آنها را از هم جدا سازد. پس با دقت و انصاف سخن بگوییم که خداوند ناظر بر زبانها و دل هاست.
خداوند در این آیه از ما خواسته است که:
در گفتارمان عدالت را رعایت کنیم حتی اگر درباره ی نزدیکانمان سخن می گوییم.
برای عمل به این آیه در زندگی می توانیم
***با خود قرار بگذاریم همیشه هنگام داوری یا بیان نظر درباره دیگران حقایق را بی طرفانه و با دقت بیان کنیم.
**در اختلافات به جای حمایت بی چون و چرا از یکی به قضاوت عادلانه فکر کنیم.
*قبل از هر سخنی از خود بپرسیم آیا این سخن عادلانه است؟