استفاده از ابزارهای ارتباط...

شخصی که با او رابطه دارید را در نظر بگیرید؛
برای چه مقصدی با او رابطه دارید؟ اگر تا امروز بدون هدف ارتباط داشته اید،حالا می توانید مقاصد متعالی برایش تعریف کنید.
حالا از ابزارهای همکلامی، هم فکری، هم دلی، همراهی، هم کاری استفاده کنید.
هر کدام به چه کار می آیند؟
من می خواهم همکلام شوم ابزارش زبان و گوش و چشم است.
پس باید توانم را در خوب دیدن، در خوب حرف زدن، و در خوب شنیدن تقویت کنم. (کجا ضعف دارم، مثلا اگر نمی توانم حسن های دیگران را ببینم و فقط ضعف هایشان را می بینم… من بعد از 10 سال زندگی با همسرم من نتوانستم درجا برای کنترل احساسات خودم در جهت رضایت خدا، ناراحتی ام را نشان ندهم. من در لحظه حضور ذهن نداشتم و یادم نیامده.
بعضی چیزها ملکه ذهنمان شده که باید تمرین کنیم. می گویند وقتی انسان ها هم می میرند ملکه شان را به زبان می آورند. اگر در دنیا ذکر خدا ملکه اش بوده همان را به زبان می آورد. اگر ناسزا ملکه ذهن اش بوده، با همان وارد سرای دیگر می شود. پس آدم باید برای اینکه چه چیز ملکه ذهن اش باشد تمرین کند.
چرا وقت عصبانیت، فریاد زدن ملکه ذهنمان است؟ چرا وقت بی حوصلگی ملکه ذهنمان بداخلاقی است؟
مثلا من دو کودک دارم. حسن های کودک بزرگتر را ببینم. مواقع مهربانی و مراقبت او از فرزند کوچکتر در ذهنم باشد، حالا موقعی که او دستش را کشید هل اش داد، و جیغ کودک کوچکتر بلند شد، من هم فریاد ام بلند نشود. انتظارم را پایین بیاورم، آن موقع فرزندم می شود بهترین فرزند و من خوشرفتارتر عمل می کنم.
با یک دیدن خوب، خیلی چیزها را ندیدم. این باعث شد که من کلام ام نسبت به او تشکر و ادب و تکریم باشد. با خوب دیدن رابطه من با او اصلاح شد. من کلام ام را از سرزنش خالی می کنم، بچه ام اعتماد به نفس پیدا می کند.
یا مثلا بچه ابتدایی من بهانه گیری می کند برای غذا، یک هفته این بهانه گیری ها طول می کشد. من دو روز دلیل اش را برای غذا نخوردن می شنوم و روز سوم می گویم باشه نخور. و این کلام من عدم گوش دادن به دلایل او و تحقیر اوست. و من با این کار دلیلی که شاید غیر از دلیل دو روز پیش او بوده را نشنیدم!
حالا من ساعت ناهارش را دیرتر می کنم و میبینم بچه بداشتهای من، تبدیل شد به بچه خوش اشتها!
این توجه های ریزه ریزه بسیار مهم است و تاثیرگذار برای ارتباط خوب داشتن.
ذیل کتاب بلوغ با هم بودن استاد اخوت (شرح خانم سها)
تقویت چشم با...

از اموری که چشم را روشنی می بخشد وتقویت می کند:
شستن دو دست قبل و بعد از غذا
أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السلام…قال: غَسْلُ اَلْيَدَيْنِ قَبْلَ اَلطَّعَامِ وَ بَعْدَهُ زِيَادَةٌ فِي اَلرِّزْقِ وَ إِمَاطَةٌ لِلْغَمَرِ عَنِ اَلثِّيَابِ وَ يَجْلُو اَلْبَصَرَ …
حضرت امیرالمومنین علی (ع): شستن دو دست قبل و بعد از غذا، روزی را افزایش می دهد و جلوي چرب شدن لباس را می گیرد و چشم را جلا می بخشد.
بحارالانوار، جلد۱۰، ص۸۹.
شناسایی راه های سبک بالی
اگرکسی بخواهد از نماز گزاران باشد لازم است خود را به صفات ایشان آراسته کند. برخی از این صفات مربوط به باور ها و برخی مربوط به رفتارهاست.
برخی از این شرایط عبارتند از:
-به وجود آوردن محیطی که بتواند آدم های خوب یک جامعه را دورهم جمع کند؛با ایجاد و رونق دادن به جایی که بهترین انسان های محله لا پایبندی ها و نقاط برجسته ای از خوبی ها در آن جمع می شوند، ضمن اینکه منشأ برکات و خیرات و منفعت ها ی زیادی است، طرح مناسبی نیز یرای اوج گرفتن است.
-ایجاد شرایط خدمت به دیگران به واسطه جمع تشکیل شده و هماهنگی برای این امر بین اعضا؛
-این خدمت می تواند صرفا مالی نباشد بلکه شامل بلکه شامل خدمات آموزشی و یا فرهنگی نیز باشد .
-داشتن آیین نامه اجرایی برای کمک علمی، فرهنگی ، سازندگی به دیگران و نیز تقویت جمع با جذب افراد جدید؛ در این آیین نامه بایستی برنامه هایی برای عهدهای جمعی و نیز داشتن شاهد برای نظارت بهتر تنظیم شود.
- شناسایی خیرات اجتماعی که از عهده جمع بر می آید؛ این خیرات می تواند کاشت گیاه، ساخت خانه، درست کردن وسیله ، برطرف کردن مشکل ، آموزش حرفه یا علم،تبلیغ معارف و…..باشد.طبیعی است وقتی افراد نسبت به خیرات شناختی نداشته باشند نسبت به انجام آنها نیز رغبتی نخواهند داشت.
کتاب خاص تر شدن برای خدا/انتشارات قرآن و اهل بیت نبوت (علیهم السلام)
توصیه شهید بهشتی برای نماز بچه ها
شهید بهشتی:
باز همین چند روز قبل آقایی از دوستان تحصیل کرده برای مشورت درباره برنامه خانوادگی چند خانواده به منظور تأمین نیازهای فکری و پرورش اسلامی؛ مخصوصا در مورد نوجوانهای این خانوادهها مراجعه کردند. ایشان میگفت: یادم میآید زمانی که بچه بودم و همسن بچههای فعلی بودم، پدرم دست ما را میگرفت میبرد مسجد با امام جماعتی که پیرمردی با کمال، با روح، باشور مذهبی بود. همان سالها فوت شد. ما از خود این مرد کسب صفا میکردیم. از نماز خواندن با او کیفیت نماز خواندن روح دار را یاد میگرفتیم؛ نه به طور تعلم آموزشی، بلکه اصلا به طور تعلم پرورشی؛ یعنی عملا یاد میگرفتیم. حالا بچههای من که این زمینهها در اختیارشان نیست چه کنند؟
توصیه بنده در برابر این سوال که چه بسا سوال خیلی از شما هم هست:
1- واقعبین باشید و بدانید شرایط زمانه مقداری از این مسئولیتها را بر عهده خود شما گذاشته است. چه عیب دارد که خود ما هم قدری بهتر، روح دارتر، مراقب تر نماز بخوانیم، دعا بخوانیم، قرآن بخوانیم!
2-چه عیب دارد که اهمیت بدهیم به اینکه اگر زمینهای هست، مسجدی هست، مجمع دینی هست که میتوانیم فرزندانمان را به آنجا ببریم و فرزندانمان از آنجا آموزش و پرورش خوب مذهبی را با خودشان به منزل بیاورند، مقید باشیم آنها را ببریم.
کتاب نقش آزادی در تربیت کودکان/ دکتر شهید بهشتی
