سطح فهم کلان از قرآن «احسن»
در جامعه و تمدن اسلامی، علاوه بر اینکه انسانها رفتارهای نیکی یکدیگر را به بهترین نحو پاسخ میدهند و اعمال خیر در جامعه روز به روز فزونی میگیرد، خداوند نیز هر نیکی را به طور احسن پاسخ داده و درآن فزونی و برکت قرار میدهد. این نکته، موج تمدنی رفتاهای نیک را در تمدن اسلامی به مراتب بیشتر و با ثباتتر میکند. عمل نیک و سخن نیک با ازدیاد و برکتی که از ناحیه خداوند درآن قرار داده میشود، تضاعف و تصاعد بیشتری پیدا میکند و بالطبع انباشت خیرات را تکامل میبخشد. فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَنا (آل عمران/37)؛ ِمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فيها حُسْنا (شوری/23)؛ مَنْ ذَاالَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَريمٌ (حدید/ 11). آیاتی ازاین دست نشان میدهد که قرض حَسَن و بلکه هررفتار حَسَن موجب میشود که خداوند در آن زیادی و برکت قرار داده و آن را به یک پدیده دنباله دار تبدیل کند.
شایان ذکر است این قاعده و قانون اعجاز آمیز قرآنی در تمدنسازی را نه میتوان در تاریخ تمدن سکولار پیدا کرد و نه میتوان از آن در ادبیات و تفکر مدرن نشانهای پیدا کرد. در جامعه مدرن، اساس و پایه در انجام کارهای خیر و تکثیر آن، قانون است. فراتر از قانون، فرهنگ عمومی چنین ضرورتی را در اخلاقیات ایجاب نمیکند که هر فردی در برابر هر امر نیکی احساس مسئولیت نموده و آن را برگرداند و بلکه بهتر از آن را انجام دهد، اما در جامعه اسلامی و در تمدن اسلامی هرفردی به موجب انگیزه معرفتی و ایمانیاش در برابر کار نیک سکوت نمیکند، آن را تکثیر میکند و سعی میکند از یک امر نیک، نیکیهای بیشتر و بلکه بهتری را بسازد و به جامعه تزریق نماید.
از سوی دیگر در جهان بینی اسلامی، خدای حاضر در جامعه، خدای برکت دهنده به هر کار خیر خالصانه است و همین فعل الهی، موجب بقا و ماندگاری کار نیک در جامعه اسلامی میشود. عملا غیرت خداوندی اجازه نمیدهد که آن کار خیرخالصانه در فراز و فرود روزگار گم گشته و از بین برود.
حبیب الله بابایی
کرامت یا عزت؟
سطح فهم کلان از قرآن
«کرامت یا عزّت»؟
در انسانشناسی قرآنی، آیا تمدن با «کرامت انسانی» به دست میآید یا با «عزت انسانی»؟ در نگرش مدرن، شاخص انسان مدرن، کرامت انسانی (human dignity) است، در حالیکه در اندیشه اسلامی، علاوه بر کرامت انسانی (و لقد کرمنا بنی آدم، ان اکرمکم عندالله)، عزت انسانی (human Honor) بسیار مهم بوده و انسان را به آستانههای تمدن نزدیکتر میکند. به عبارت دیگر، کرامت ارزش فردی و حداقلی انسان است (انسان در فرد بودناش برخوردار از کرامت میشود) که ضرورتا او را به سطح «امت شدن» نمیرساند، در حالی که عزت انسانی ناظر به ارزش اجتماعی و حداکثری انسان است (انسان در جامعه، عزیز میشود) که او را به آستانههای امتشدن در جامعه میرساند و از او یک کنشگر تمدنی میسازد (ان ابراهیم کان امه قانتا لله حنیفا و لم یک من المشرکین؛ نحل 120).
موضوع «عزت» مع الاسف به تبع ادبیات و اندیشههای غرب از موضوعات انسانشناسی ما در تفکرات اجتماعی کمتر مورد عنایت قرار گرفته است. در اندیشۀ مدرن غرب، «عزت» خلاف دموکراسی است، همانطور که در تفکر مسیحی «عزت» برخلاف تواضع است (Becker, Encyclopedia of Ethics, p 788-790). از این رو، در ادبیات انسانشناسان غربی لفظ «کرامت» به مراتب بیشتر از واژه «عزت» مورد استفاده قرار گرفته است. این در حالی است که در اندیشه اسلامی عزت نه خلاف تواضع و نه خلاف دموکراسی است (کتاب رنج عرفانی و شور اجتماعی را ببینید)، بلکه یکی از مهمترین مقولات انسانی و اجتماعی است که نه فقط در مقیاس خُرد، بلکه درمقیاس کلان میتواند نقش آفرینی کند. به بیان دیگر، اساسا انسان تمدنی نه فقط انسانِ با کرامت (در نگرش توحیدی) بلکه انسان با عزت است.
انسان با عزت، انسان کَبیری است که میتواند در مقیاس یک امت ـ تمدن نقش آفرینی کند و موجهای بزرگ اجتماعی بسازد. با عطف توجه به همین نکته، سیاستهای آموزشی و تربیتی در مدارس، در خانواده و در سطح عمومی و نیز در سطح بینالملل (در مواجهه با دیگر تمدنها و نیز در برابر نظام سلطه) باید بر مدار «عزت» باشد و تا زمانی که انسان در جامعه اسلامی و در جهان اسلام، محروم از عزت باشد، او هرگز نمیتواند در سطح تمدن نیز کنشگری داشته باشد.
برداشت از مکتوبات حبيب اللَّه بابایی
بهترین دعا در شب قدر
دغدغه ی اصلی ات چیست؟ چه چیزی شبها فکرت را به خود مشغول می کند؟ آرزوهایت چیست؟ آیا اولویت هایت را درست انتخاب کرده ای؟ قرآن کریم با دعاهایی که از زبان بندگان خاص خدا نقل کرده به ما می آموزد که دغدغه ها و اولویت هایمان چه باید باشد، چرا که دعا، عمق نگاه و بلندای آرمان انسان را مشخص می کند. یکی از زیباترین این آیات، آیه ی «رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماما» (فرقان: 74) است.
این آیه تصویری روشن از آرزوی بندگان خالص خدا را به ما نشان می دهد. آنها دائما از خدا می خواهند که خانواده شان، یعنی همسران و فرزندانشان مایه ی روشنایی چشم ها و دل هایشان شوند. خانواده ای که نه تنها برای خودشان بلکه برای دیگران نیز الگو باشد. خانواده خوب یعنی زن و شوهری که با هم مهربان باشند، باوفا و صمیمی باشند و به یکدیگر محبت و عشق بورزند. رعایت همدیگر را بکنند و مصالح همدیگر را مهم و گرامی بدارند. اولادی که در آن خانواده به وجود می آید، نسبت به او احساس مسئولیت کنند و بخواهند او را از لحاظ مادی و معنوی سالم بزرگ کنند. از لحاظ مادی و معنوی او را به سلامت برسانند. چیزهایی به او یاد بدهند، به چیزهایی او را وادار کنند، از چیزهایی او را بازدارند و صفات خوبی را در او تزریق کنند. چنین خانواده ای اساس همه اصلاحات واقعی در یک کشور است.
اما با سبک زندگی زاییده عصر مدرن، آنچنان فساد و بی بندوباری در غرب به وسیله آزادی زنان به راه افتاد و رواج پیدا کرد که خود متفکران غربی را دچار وحشت کرد!… با بی بندوباری، با اشاعه فساد و فحشا و با آزادی بی قید و شرط معاشرت زن و مرد بنیان خانواده متلاشی شد. از دهه شصت میلادی به این سو تعداد ازدواج ها تقریباً نصف شده است و طلاق ها بیش از ۲۵۰ درصد رشد داشته است. تعداد افرادی که تنها زندگی می کنند و مشکلاتشان به حدی زیاد شده است که در بریتانیا و ژاپن وزارت تنهایی راه اندازی کرده اند. در این دنیایی که بسیاری از خانواده ها از هم گسیخته اند. این آیه توجه مان را به خانواده معطوف می کند. این دعا فقط یک خواسته ی زبانی نیست بلکه نقشه ی راهی برای ما ترسیم می کند. خانواده ای که «قُرَّةَ أَعْيُنٍ» باشد، نیازمند تلاش و همدلی اعضای آن است.
خداوند در این آیه از ما خواسته است که:
از او بخواهیم فرزندانی شایسته و خانواده ای پر محبت و الگو برای دیگران داشته باشیم.
برای عمل به این آیه در زندگی می توانیم:
- هر روز در قنوت نماز همین آیه را بخوانیم و برای صلاح و رشد خانواده مان دعا کنیم و بدانیم که برای تربیت نسل آینده باید اهل دعا به درگاه الهی باشیم.
- برای رشد و تربیت فرزندانمان زمان بیشتری اختصاص دهیم و برایشان الگوی عملی باشیم.
- در روابط خانوادگی با محبت و مهربانی، فضای آرامش و دوستی ایجاد کنیم.
برای خانواده ات این طور دعا کن
از خدا بخواه
«رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماما» (فرقان: 74):
خدایا کاری کن که همسران و بچه هایمان چشم و چراغ و مایه عزت ما باشند، و ما را الگوی خود مراقبان کن.
برای خانواده ات این طور دعا کن
آن زن ها و بچه های شکست ناپذیری که دیدی، آن چهره های محکم و مصممی که نمی توانستی از آنها چشم برداری، ثمره دعای آن مجاهدانی بودند که در قنوت نماز شب هایشان، ذکر این آیه از زبانشان نمی افتاد که همسران و فرزندانشان، نه فقط چشم های خودشان که چشم سرزمین زیتونها را هم روشن کرده بودند که نه تنها پا پس نکشیدند، بلکه به اسطوره ها و الگوهای ایستادگی تبدیل شدند. دفعه ی بعد که از خدا برای بچه هایت فقط فلان رتبه کنکور و استخدام در فلان شرکت دولتی را خواستی به دعاهای دیگری هم فکر کن، شاید چشم روشنی واقعی جای دیگری باشد.
با دوست داشتنی هایت چه می کنی؟
خداوند در آیه 92 سوره مبارکه آل عمران می فرماید:
«لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون؛ فقط وقتی به مقام خویان می رسید که از چیزهای دوست داشتنی تان در راه خدا هزینه کنید».
از دوست داشتنی ها ببخش
کوچک شروع کن. مثلا از بخشیدن ته دیگ سیب زمینی ات به خواهرت یا تقسیم کردن گل هندوانه ای که حتی از دیدنش دهانت آب می افتد. یا دادن صندلی اتوبوست به آدمی که خستگی از سر و رویش می بارد. آن وقت خودت آرام آرام احساس می کنی که چطور مرزهای روحت وسیع و وسیع تر می شوند که چطور توی دلت حتی برای آدم های آن سر دنیا هم جا باز می کنی که چطور دیگر نمی توانی از تماشای رنج مردم آن نوار باریک ایستادگی ساده بگذری. کوچک شروع کن تا بتوانی برای فداکاریهای بزرگ تر آماده شوی، تا بتوانی از دوست داشتنی های بیشتری دل بکنی.
بزرگ شویم
دیدی بچه های کوچک حاضر نیستند اسباب بازی خودشان را به بچه های دیگر بدهند؟ برخی افراد و حتی جوامع در همین عالم کودکی باقی می مانند زندگی غربی آدم ها را کوچک تربیت می کند.
چون همه دعوت می شوند به فردیت و حفظ آنچه که دوست دارند. اما چگونه می توان از دوست داشتنی ها گذشت؟ وقتی بزرگ شویم و به علاقه ای بزرگتر برسیم .بچه هیچوقت از عروسک خودش دست نمی کشد اما اگر یک ماشین که به آن علاقه دارد به او بدهی حاضرست از این علاقه کوچک تر بگذرد. برای رسیدن به مقام نیکان و ابرار باید از علاقه های کوچک گذشت و به عشقی بزرگتر دل بست؛ عشق به خدا و خلق او.«لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون؛ هرگز به نیکی دست پیدا نمی کنید، مگر اینکه از آنچه دوستش دارید انفاق کنید». «اگر در جامعه ی اسلامی نیازی وجود داشت، همه ی افراد جامعه بدون استثنا موظفند بر حسب اختلاف تمکن خودشان آن خلا را پر کنند…اسلام می گوید مردم تحصیل مال بکنند و از آن مالی که تحصیل کرده اند، حوائج معمولی زندگی و نیاز خود را برآورده بکنند و مابقی آن را در راه خدا انفاق بکنند…«لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون»؛ آن عزیزترهاش را در راه خدا بده، آنچه که بیشتر به آن علاقه داری»(مقام معظم رهبری خطبه های نماز جمعه تهران ۱۳۶۶/۰۸/۲۹
مادری که در خانه از دوست داشتنی های خودش می گذرد، بچه هایش را برای یک زندگی جمعی و ولایی تربیت کرده است. دقیقا مانند حضرت زهرایی که از لباس عروسی اش گذشت. یتیم و اسیر و فقیر آمدند و از غذای دوست داشتنی اش گذشت: «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبه مسكينا ويتيما وأسيرا»(انسان: 8). اما خانه ای که والدین از خواسته هایشان نگذشته اند، نمی تواند فرزندان خوبی پرورش دهد. این نگاه ایثارگرانه نه تنها در خانواده بلکه در جامعه نیز نتایج شگرفی به همراه دارد. گذشتن در نگاه مؤمن از دست دادن نیست. خداوند متعال در موضوع جهاد و جان دادن از ادبیات بازاری استفاده می کند، می فرماید من از مؤمنین جان و مالشان را می خرم یعنی حواست باشد اگر از چیزی گذشتی من چند برابرش را به تو می دهم. مصداق اتم و اکمل «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون» پدران شهدا، مادران شهدا، همسران شهدا هستند. امروز نیز مجاهدان غزه و لبنان از همه هستی خود به عشق خدا گذشته اند. حالا نوبت ماست که این آیه را در زندگی خود به عمل درآوریم. چنان که رهبر انقلاب می فرمایند: «بر همه ی مسلمانان فرض است که با امکانات خود در کنار مردم لبنان و حزب الله سرافراز بایستند».
خداوند در این آیه از ما خواسته است که برای رسیدن به نیکی و تقرب به او، از آنچه دوست داریم انفاق کنیم.
برای عمل به این آیه در زندگی می توانیم:
فهرستی از چیزهایی که به آنها علاقه داریم (مانند زمان، توانایی ها، اموال یا حتی تعلقات عاطفی) و خلاهایی که اطرافمان هست تهیه کنیم و بررسی کنیم که چگونه می توانیم بخشی از آنها را در راه خدا انفاق کنیم.
در کنار بخشیدن چیزهایی که نیاز نداریم، از چیزهایی که به آنها علاقه داریم و برایمان ارزشمندند، اتفاق کنیم. گاهی باید از خوابت بزنی تا با بچه ات بازی کنی! گاهی باید از آبرویت خرج کنی تا برای کسی آبرو دست و پا کنی!