زندگی مهدوی درسایه دعای عهد
۲. وَ رَبَّ الْکرْسِیِّ الرَّفیعِ؛ ای پروردگار کرسی بلندمرتبه.
کرسی کنایه از قدرت، سلطه، تدبیر، هدایت و اداره کامل جهان است. در زبان فارسی هم، بر تخت نشاندن یا بر تخت نشستن، یعنی بر اوضاع مسلّط شدن و قدرت و حکومت را به دست گرفتن است.
البتّه ممکن است «عرش»، کنایه از جهان ماورای ماده و «کرسی» کنایه از جهان مادّه باشد؛ چنانکه در آیةالکرسی میخوانیم: «وَسِعَ کرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ».
امام صادق علیه السلام کرسی را علم خداوند معرفی میفرماید:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَسِعَ کرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَالارْض» قَالَ: «عِلْمُهُ».
امام صادق علیه السلام در حدیث دیگری از قول پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید:
کرسی، نام جهانی بس وسیع است، تا آنجا که آسمانها و زمین نسبت به آن، چون حلقه انگشتری است. مجموع، روایات درباره کرسی، مختلف است و همان طوری که امام صادق علیه السلام درحدیثی بیان فرموده، این مسئله، ازعلومی است که به جز خدا کسی آن را نمی داند.
امر به معروف و نهي از منكر در قرآن
اگر براي شناخت امر به معروف و نهي از منكر نخواهيم به هيچ كتاب يا احاديث نبوي مراجعه كنيم و تنها خود قرآن را در نظر يگيريم متوجه ميشويم كه اين موضوع دراين كتاب مقدس آسماني چقدر تكرار شده است و چه اندازه بدبختي ملل گذشته را مستند ميكند به اينكه امر به معروف و نهي از منكر نداشتند؛ (فلولا كان من القرون من قبلكم اولوا بقية ينهون عن الفساد). چرا در نسلهاي گذشته يك عده مردم صاحب مايه (ماية عقلي فكري روحي نبودند كه با فسادها مبارزه كنند، تا در نتيجه اين ملتها در اثر فسادها تباه و منقرض نشوند؟ درباره قوم ديگر ميفرمايد: (كانوا لا يتناهون عن منكر فعلوه لبئس ما كانوا يفعلون: اينها بدبخت و بيچاره شدند، به هلاكت رسيدند، از ميان مردم رفتند، چرا؟ چون نهي از منكر نمي كردند، و بسيار بد ميكردند. در جاي ديگر خطاب به مسلمانان ميفرمايد: (و لتكن منكم امة يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون: بايد در ميان شما يك امت يك جمعيت كارش امر به معروف و نهي از منكر باشد و اگر طور ديگر تفسير كنيم معنايش اين است از شما چنين امتي بايد ساخته شود؛ يعني همه شما بايد چنين امتي باشيد (امر به معروف و نهي ازمنكر كنيد). هر دو تفسير درست است و با هم منافات ندارد؛ چون امر به معروف و نهي از منكر يك وظيفه عمومي است براي همه مردم و وظيفه خاصي است براي يك طبقه معين كه از حد عامه مردم بيرون است بايد در ميان شما چنين جمعيتي باشد يا بايد شما امت چنين امتي باشيد كه كارتان دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منكر باشد. (اولئك هم المفلحون، تنها چنين امتي كه در ميان آنها دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منكر وجود دارد ميتواند رستگار، سعادتمند و مستقل باشد. در سوره آل عمران آيات مربوط به امر به معروف و نهي از منكر، زياد است يكي از آيات چنين است (واعتصموا بحبل الله جميعاًو لا تفرقوا). مردم را دعوت به اتحاد و از تفرقه نهي ميكند و پرهيز ميدهد: بپرهيزيد اي مسلمانان از اينكه در ميان شما تفرقه و اختلاف وجود داشته باشد. كوشش كنيد اختلافاتي كه به وجود آمده است حل كنيد، اختلافات را كمتر كنيد و دائماً شكافها را زياد نكنيد. از اين شكافها كه روز به روز بيشتر ميشود، چه كساني استفاده ميبرند؟ آيا غير از دشمن اسلام كس ديگري استفاده ميبرد؟ آيا دشمن اسلام غير از اين ميخواهد كه ما با نامهاي مختلف مذهبي و فرقه اي دائماًبه جان يكديگر بيفتيم و يكديگر را فحش بدهيم قرآن ميگويد: از تفرقه بپرهيزيد،بعد ميفرمايد: (ولتكن منكم امة يدعون الي الخير) در ميان شما بايد جمعيتي باشد كه هميشه مسلمين را دعوت به وحدت و اتحادكند و با تفرقههايي كه ميان مسلمين است مبارزه كنند. مثل اينكه در اينجا منظور قرآن از «خير»، بيشتر همان اتحاد است بعد ميفرمايد: (و لا تكونوا كالذين تفرقوا واختلفوا): مانند جمعيتهايي كه متفرق و مختلف شدند، دسته دسته و فرقه فرقه شدند، نباشيد. قرآن در ميان خيرها، حسن تفاهم وحدت و اتفاق ميان مسلمين را خيري كه مبدأ همه خيرهاست ميداند و در ميان منكرات و زشتيها و پليديها آن را كه از همه پليدتر و زشت تر ميداند، اختلاف و تفرقه است به هر نام و عنواني آيه ديگر ميفرمايد: (كنتم خير امة أخرجت للناس: مسلمانان شما بهترين امتي هستيد كه به نفع بشريت ظهور كرده ايد، يعني ملتي بهتر از شما به نفع بشريت ظهور نكرده است چرا؟ به موجب چه خاصيتي (تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر): به دليل آنكه شما آمر به معروف و ناهي از منكر هستيد. از همين آيه بايد بفهميم كه ما بهترين امتها براي بشر نيستيم چون ما آمر به معروف و ناهي از منكر نيستيم در هر روز شاهد هزاران فساد و منكر هستيم ولي دم برنمي آوريم در نتيجه نمي توانيم ادعاي شرف وبزرگي كنيم نمي توانيم افتخاري داشته باشيم چون اسلام ما يك اسلام واقعي نيست.
كم اهميت شدن اين اصل در دنياي اسلام
اگر بخواهيم در موضوع اهميت و عظمت اين اصل از نظر قرآن سنت حديث و آنچه كه در اين زمينه وارد شده بگوئيم روايات بسيار است و نشان ميدهد كه اسلام تا چه اندازه به اين موضوع اهميت داده است ولي در طول تاريخ اين موضوع به اين عظمت و اهميت در دنياي اسلام هضم و تحليل رفت و روز به روز كوچكتر شد و بايد انصاف داد كه از نظر علمي يعني از نظر بحث در كتابها، سنيها در اين مبحث بيش از ما شيعهها بحث كرده اند. اگر كتابهاي فقهي شيعه از كتاب الصلوة گرفته تا كتاب الديات را در مقابل فقه اهل تسنن قرار دهيم ميبينيم در مقابل ابواب فقه شيعه در مجموع دقيق تر، مشروح تر و مستدل تر است ولي متأسفانه در كتب فقهي ما در ميان همه ابواب باب امر به معروف و نهي از منكر، خيلي كوچك شده است معتزله كه يكي از فرقههاي متكلمين اهل تسنن هستند امر به معروف و نهي از منكر را از اصول دين ميدانند نه از فروع دين شيعه ميگويد اصول دين پنج تا و فروع دين هشت يا ده تاست و در ميان اصول ده گانه امر به معروف و نهي از منكر را ذكر ميكند؛ ولي معتزله به پنج اصل در دين قائل هستند كه يكي از آنها امر به معروف و نهي از منكر است اما خود اينها، تدريجاً در كتابهاي خود از اين بحث پرهيز كرده و آن را كوچك كرده اند. مورخين اجتماعي ميگويند: علتش برخوردي بوده كه بحث در اين موضوع با سياستهاي وقت داشت چون اين بحث به اصطلاح به قباي خلفاي وقت برمي خورد و براي آنها مزاحمت ايجاد ميكردند. معتزله مجبور بودند آن را در كتابهاي خود نياورند و يا كم بياورند. با اينكه اصلي از اصول دينشان بوده است همينطور در ميان ما شيعيان نيز اين مطلب كوچك شده است تا آنجا كه ديگر درباره امر به معروف و نهي از منكر در رسالههاي علميه چيزي نمي نويسند. در ميان رساله ها، آخرين كتابي كه اين موضوع را مطرح كرده جامع عباسي شيخ بهايي است كه تقريباً مربوط به سه قرن و نيم پيش است امر به معروف و نهي از منكر مثل نماز و روزه است نبايد دفن شود. امر به معروف و نهي از منكر، موضوعي نيست كه از بين برود، هميشه وجود دارد و بايد در رأس مسائل قرار گيرد، تا آن را فراموش نكنيم
اصلي كه ضامن بقاي اسلام است
امر به معروف و نهي از منكر يگانه اصلي است كه ضامن بقاي اسلام است اصلاً اگر اين اصل نباشد، اسلامي نيست، رسيدگي كردن دائم به وضع مسلمين است .آيا يك كارخانه بدون بازرسي و رسيدگي دائمي مهندسين متخصص قابل بقاست ابداً جامعه هم چنين است يك جامعه اسلامي البته صد درجه برتر و بالاتر است همانطور كه بدن انسان احتياج به مراقبت دارد، يك جامعه هم همينطور است البته در قبال سلامتي انسان تنها خودش مسئول است ولي در جامعه هم مسئول هستند و اين بر عهده همه افراد جامعه است و همه مسئول هستند.
حديثي از امام رضا (ع) هست كه از پيامبر اكرم (ص) نقل ميكنند، ميفرمايند: «اذا تواكلت الناس الامر بالمعروف و النهي عن المنكر»؛ هر گاه مردم امر به معروف ونهي از منكر را به عهده همديگر بگذارند» (يعني هر كس سكوت كند به انتظار اينكه ديگري امر به معروف و نهي از منكر كند و در نتيجه هيچ كس قيام نكند). «فليأذنوا بوقاع من الله»؛ پس براي عذاب الهي منتظر و آماده باشند. چه عذابي عذاب الهي در آيه قرآن چنين تفسير شده است (قل هو القادر علي ان يبعث عذاباًمن فوقكم او من تحت ارجلكم او يلبسكم شيعاًو يذيق بعضكم بأس بعض: « (از عذاب خدا بترسيد) بگو خدا قادر است كه از بالاي سر شما برشما عذاب بفرستد يا از زير پاي شما عذاب را بجوشاند يا شما را دسته دسته كند، يا اينكه زيان خود شما را به خود شما برساند (يعني خودتان را به جان يكديگر بياندازد) ».
اهل بيت در روايات خود چنين معني ميكنند: عذاب بالاي سر يعني شما از مافوقها عذاب ميبينيد، عذاب از زير پا يعني از طبقه مادون عذاب ميبينيد. پيغمبر اكرم (ص) فرمود: وقتي مردم امر به معروف و نهي از منكر را رها كنند، منتظر و مطمئن باشند كه پشت سر آنها عذاب الهي ميآيد. حديث ديگري نيز از پيغمبر اكرم (ص) است كه ميفرمايد: «لَتأمرون بالمعروف و لتنهون عن المنكر او يسلطن الله عليكم شراركم فيدعوا خيار كم فلا يستجاب لهم: بايد امر به معروف واستناد كرده است و چنين ميفهماند كه فرضاً مردم كوفه مرا دعوت نمي كردند، فرضاً دستگاه يزيد از من بيعت نمي خواست من به موجب اصل امر به معروف و نهي از منكر ساكت نمي نشستم امام حسين (ع) در راه امر به معروف و نهي از منكر يعني در راه اساسي ترين اصلي كه ضامن بقاي اجتماع اسلامي است كشته شد در راه آن اصلي كه اگر نباشد دنبالش متلاشي شدن است دنبالش تفرق است و دنبالش از ميان رفتن و گنديدن پيكر اجتماع است شهيد شدند. آيات قرآن در اين زمينه بسيار است قرآن كريم بعضي از جوامع گذشته را كه ياد ميكند، ميگويد: اينها متلاشي و هلاك شدند، تباه و منقرض شدند، به موجب اينكه در آنها نيروي اصلاح نبود، نيروي امر به معروف و نهي از منكر نبود، حس امر به معروف و نهي از منكر در ميان اين مردم زنده نبود، براي همين هلاك شدند.
فواید امام غایب
هدایت باطنی و نفوذ روحانی
امام و حجّت خدا وظیفه رهبری و هدایت مردم را به عهده دارد و در تلاش است افرادی را که آماده دریافت نور هدایت او هستند، راهنمایی کند. برای انجام این مأموریت الهی، گاهی آشکارا و بی پرده، با انسانها ارتباط برقرار میکند و با گفتار و کردار زندگی ساز خود، راه سعادت و بهروزی آنها را نشان میدهد و زمانی دیگر با استفاده از قدرت ولایت خود که نیروی غیبی و الهی است در درون قلبها اثر میگذارد و با توجهی ویژه و عنایتی خاص، دلهای آماده را، مایل به خوبیها و زیباییها میکند و راه رشد و کمال آنها را هموار میسازد. در این بخش، نیازی به حضور ظاهری امام و ارتباط مستقیم با او نیست بلکه هدایتها از راههای درونی و ارتباطات قلبی انجام میگیرد. امام علی علیه السلام در بیان این بخش از فعالیتهای امام میفرماید:
خداوندا، جز این نیست که باید حجّتی از سوی تو در زمین باشد تا خلق را به سوی آئین تو رهنمون گردد… و اگر وجود ظاهری او از مردم پنهان باشد ولی بی شک تعالیم و آداب او در دلهای مؤمنین پراکنده است و آنها براساس آن عمل میکنند.
امام غایب از طریق همین هدایتها به کار نیروسازی برای قیام و انقلاب جهانی، همّت میگمارد. و آنها که شایستگیهای لازم را دارا باشند تحت تربیت ویژه امام، برای حضور در رکابِ آن حضرت آماده میشوند و این یکی از برنامههای امام غایب است که به برکت وجود او انجام میشود.
ایمنی از بلاها
بدون تردید، امنیّت از اصلی ترین سرمایههای زندگی است. پدید آمدن حوادث گوناگون در عالم، همواره زندگی و حیات طبیعی موجودات را در معرض نابودی قرار داده است و کنترل آفتها و بلاها اگرچه با فراهم آوردن وسائل مادّی ممکن است ولی عوامل معنوی نیز در آن تأثیر فراوانی دارد. در روایات پیشوایان ما، وجود امام و حجّت الهی، در مجموعه جهان آفرینش، به عنوان عامل امنیّت زمین و اهل آن شمرده شده است.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خود فرموده است:
وَ اِنِّی لاَمانٌ لاِهْلِ الاْرْضِ… ؛
من موجب ایمنی (از بلاها) برای ساکنان زمین هستم.
وجود امام، مانع از آن است که مردم به سبب انواع گناهان و مفاسدی که انجام میدهند به عذابهای سخت الهی گرفتار آیند و طومار حیات زمین و اهل آن در هم پیچیده شود.
قرآن کریم در این باره، خطاب به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید:
( (وَ ما کانَ اللّهُ لِیعَذِّبَهُمْ وَ اَنْتَ فِیهِم… ) )
« (ای رسول ما) تا زمانی که تو در میان ایشان (مسلمانان) هستی، خداوند هرگز آنها را به عذاب (عمومی) گرفتار نخواهد کرد. »
حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف که مظهر رحمت و مهر پروردگار است نیز به عنایت خاص خود بلاهای
بزرگ را به ویژه از جامعه شیعیان و فرد فرد آنها دور میکند؛ گرچه در بسیاری از موارد، شیعیان به لطف و کرامت او توجه نداشته باشند و دست یاری گر او را در بالای سر خود نشناسند!
آن گرامی در مقام معرفی خود فرموده است:
«أَنَا خاتِمُ الاْوْصِیاءِ وَ بِی یدْفَعُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ الْبَلاءَ مِنْ اَهْلی وَ شِیعَتِی؛
من آخرین جانشین پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم و خدای تعالی به [سبب وجود] من بلاها را از خاندان و شیعیانم دور میکند. »
در جریان شکل گیری انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و سالهای پرالتهاب دفاع مقدّس، بارها لطف و محبت آن امام بزرگوار بر سر ملت و مملکت سایه افکند و نظام اسلامی و ملت مسلمان و مهدوی را از گردنه توطئههای سنگین دشمن، عبور داد! شکسته شدن حکومت نظامی شاه در ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ به فرمانِ امام خمینی۱، حادثه سقوط هلی کوپترهای نظامی آمریکا در ۵ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ در صحرای طبس، کشف کودتای نافرجام نوژه در ۱۸ تیرماه ۱۳۵۹ و ناکامی دشمنان در جنگ هشت ساله و دهها نمونه دیگر شواهد گویایی است.