مدت حکومت امام زمان عج
پس از اینکه عالم بشریت یک دوره بسیار طولانی از حاکمیت ظلم و ستم را پشت سر گذاشت، جهان با ظهور آخرین حجّت پروردگار به سوی حاکمیت خوبیها خواهد رفت و حکومت به دست حاکمان و نیکان قرار خواهد گرفت و این وعده حتمی خداوند است.
حکومت خوبان که با فرمانروایی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آغاز میشود تا پایان عمر دنیا ادامه خواهد یافت و دیگر روزگار ظلم و ظالمین تکرار نخواهد شد.
در سخنی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمده است که خداوند بزرگ حاکمیت آخرین پیشوای معصوم را به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بشارت میدهد و در پایان میافزاید:
« (پس از آنکه مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به حکومت رسید) دولت او را دوام خواهم بخشید و پیوسته تا قیامت، روزگار (و حاکمیت زمین) را در دست اولیاء ودوستان خود دست به دست خواهم کرد.»
بنابراین نظام عادلانه ای که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برپا خواهد کرد، دولتی است که پس از آن برای دیگران دولتی نخواهد بود و در حقیقت تاریخ جدیدی از حیات بشر شروع خواهد شد که سراسر در زیر حاکمیت الهی بسر خواهد بُرد.
امام باقر علیه السلام فرمود:
«دولت ما آخرین دولت هاست و هیچ خاندان صاحب دولتی نمی ماند مگر اینکه پیش از حکومت ما، حاکم میشوند تا وقتی (حکومت اهل بیت بر پا شد و) شیوه حکمرانی ما را دیدند نگویند، اگر ما هم حاکم میشدیم همینگونه عمل میکردیم. »
بنابراین مدّت استمرار نظام الهی پس از ظهور، جدا از مدّت حکومت شخص امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که مطابق روایات آن حضرت باقیمانده عمر خود را حاکم بوده و سرانجام چشم از جهان فرو خواهد بست.
تردیدی نیست که مدت حکومت آن حضرت باید به قدری باشد که امکان تحول جهانی و استقرار عدالت در همه مناطق عالم وجود داشته باشد ولی اینکه این هدف در چند سال قابل دسترسی است، قابل تخمین و گمانه زنی نیست و باید به روایات امامان معصوم علیهم السلام رجوع کرد. البته با توجه به قابلیتهای آن رهبر الهی و توفیق و مدد غیبی برای آن حضرت و اصحاب و یاران شایسته ای که در اختیار اوست و آمادگی جهانی برای پذیرفتن حاکمیت ارزشها و زیباییها در زمان ظهور، ممکن است که رسالت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمانی نسبتاً کوتاه انجام شود و جریانی که بشریت در طول قرون متمادی از ایجاد آن ناتوان بوده است در کمتر از ۱۰ سال اتفاق افتد.
روایاتی که مدت حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را بیان میکند بسیار گوناگون است. بعضی از آنها مدت حکومت آن حضرت را ۵ سال و تعدادی از آنها ۷ سال و برخی دیگر ۸ و ۹ و ۱۰ سال بیان کرده است. چند روایت هم مدت حکومت را ۱۹ سال و چند ماه و بالاخره ۴۰ سال و ۳۰۹ سال بر شمرده است. گذشته از اینکه علّت این همه اختلاف در روایات، روشن نیست پیدا کردن مدت واقعی حکومت از میان این روایات کاری دشوار است. اما بعضی از علمای شیعه با توجه به فراوانی و شهرت روایات ۷ سال، این نظر را انتخاب کرده اند.
و بعضی دیگر گفته اند مدت حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ۷ سال است ولی هر سال از سالهای حکومت حضرت به اندازه ۱۰ سال از سالهای ماست که این مطلب نیز در بعضی روایات آمده است:
راوی از امام صادق علیه السلام درباره مدت حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سؤال میکند و امام میفرماید:
« (حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) هفت سال حکومت میکند که برابر ۷۰ سال از سالهای روزگار شماست. »
مرحوم مجلسی; میفرماید:
«روایاتی که درباره مدت حکومت امام علیه السلام رسیده است باید به احتمالهای زیر توجیه کرد: برخی روایات به تمام مدت حکومت اشاره دارد و برخی بر مدت ثبات و استقرار و حکومت. بعضی مطابق سالها و روزهایی است که ما با آن آشناییم و بعضی مطابق سالها و ماههای روزگار حضرت است که طولانی میباشد و خداوند به حقیقت مطلب آگاه است. »
نگین افرینش ( درسنامه دوره مقدماتی معارف مهدویت )
ناخدا
یا صاحب الزمان که پناهی مرا بیا
دستم بگیر تا نفتادم ز پا بیا
خون شد دلم ز طعنه بیگانگان و نیست
اکنون مرا به غیر تو کس آشنا بیا
عمرم گذشت و دولت و صلت نشد نصیب
تا سر بگیرم عمر خود از ابتدا بیا
تا راهیان کربلا بار بسته اند
ای ره گشای قافله کربلا بیا
تا کی به چنگ مرحب دوران حریم قدس
ای جانشین حیدر خیبر گشا بیا
فلک نجات ماست حسین و تو ناخدا
ای ناخدای کشتی خون خدا بیا
طوفان فتنه موج فکن شد در این محیط
بهر نجات شیعه ز گردابها بیا
ما را میان این همه دشمن ز شرق و غرب
اکنون که نیست جز به خدا اتکا بیا
اکنون که بهر شیعه به کیش ستمگران
جرم و خطاست مهر و ولای شما بیا
تا انتقام خون شهیدان بی گناه
گیری ز خصم بهر تسلای ما بیا
ای حجت زمان به زمان تو کی رواست
ریزد به خاک این همه خون ناروا بیا
از پیروان مکتب خونین کربلا
بنگر به وضع زمان اینهمه شور و نوا بیا
ای روی حق نمای تو روح (امید) جان
بنمای روی که جان کنمت رونما بیا
موحدیان (امید)
آیه ی مباهله
حضرت علامه جوادی آملی حفظه الله تعالی:
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِمَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِل فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَي الْكَاذِبِينَ ﴿61﴾ آل عمران
آيات قرآن كريم را كه ملاحظه ميفرماييد ميبينيد در خيلي از موارد اين كلمه نسا به معناي دخترهاست در مقابل پسرها.
حشمتاً انسان تا آنجا كه ممكن است سعي ميكند لفظي به كار برد كه حيثيت #عفاف محفوظ بماند؛ نميفرمايد ما پسرانمان و دخترانمان را ميآوريم ميفرمايد پسران و زنان را ميآوريم.
زن در مقابل شوهر نيست، نسا به معناي ازواج نيست كه در مقابل شوهرها باشد؛ نسا در مقابل رجال است آنگاه عندالتطبيق معلوم ميشود كه مراد دختر است.
در اين آيه مباهله چون ابناء آمده، چون نسا يعني دخترها آمده منظور از اين انفس نزديكتر از پسر و نزديكتر از دختر است.
اين ﴿أَنْفُسَنَا﴾ نشان ميدهد كه آن ﴿أَبْنَاءَنَا﴾ در عين حال كه جزء اعزّ بستگان حضرت رسول است در حدّ نفس نيست و فاطمه زهرا(صلوات الله عليها) در عين حال كه جزء عزيزترين افراد به حضرت است در حدّ نفس نيست لذا همه آنها در برابر حضرت امير خاضعاند.
برگرفته از دروس تفسیر سوره آل عمران
مباهله؛ سندی بر حقانیت اهل بیت علیهم السلام:
مباهله یعنی یکدیگر را نفرین کردن. در ذیل این آیه از امام صادق (ع) روایت شده است:
” گروهی از مسیحیان نجران نزد پیامبر اکرم (ص) آمدند و به او عرض کردند: به چه چیز دعوت می کنی؟ حضرت فرمود: به اینکه گواهی دهید که جز الله خدایی نیست و من پیامبر خدا هستم و اینکه عیسی بنده خلق شده ای بود که می خورد و می نوشید. پس از بحث و گفت و گوی فراوان، گروه مسیحی حاضر به قبول حق نشدند و زیر بار نرفتند که عیسی بنده ای از بندگان خداست. در آن هنگام، این آیه نازل شد. پیامبر (ص) به آنان فرمود که بیایید یکدیگر را نفرین کنیم. اگر حق با من بود، لعنت خدا بر شما نازل شود و اگر حق با شما بود، لعنت خدا بر من فرود آید. آنان پذیرفتند و قرار گذاشتند که فردای آن روز در مکانی حضور یابند و با هم مباهله کنند. هنگانی که نزد روسای خود بازگشتند و مطلب را بازگو کردند، سران آنها گفتند که اگر او قوم خود را آورد، پیامبر نیست؛ ولی اگر فقط خانواده اش را آورد، حتما پیامبر است. فردای آن روز، پیامبر (ص) همراه علی (ع) و فاطمه (س) و حسن (ع) و حسین (ع) برای مباهله حاضر شد. هنگامی که گروه نصرانی این صحنه را دیدند، از پیامبر خواستند که از مباهله صرف نظر کند و اجازه دهد که آنها به دین خود بمانند و به پیامبر (ص) جزیه دهند. پیامبر (ص) نیز پذیرفت و آنها بازگشتند.”
در روایتی آمده است که اسقف مسیحیان به آنان گفت:
“من صورت هایی را می بینم که اگر از خداوند تقاضا کنند که کوه ها را از جا برکند، چنین خواهد کرد. هرگز با آنان مباهله نکنید که هلاک خواهی شد و یک مسیحی تا روز قیامت بر صفحه زمین باقی نخواهد ماند.”
جریان مباهله علاوه بر اینکه علم خاص پیامبر (ص) را نشان می دهد، تاثیر دعا و نیایش آن حضرت را نیز می نماید. نکته بسیار مهم دیگر در لفظ “انفسنا” است. فردی که مصداق این لفظ است، باید از نظر صفات و کمالات نفسانی به حدی برسد که بتوان او را “نفس النبی=جان پیامبر” شمرد و چنان که گفته شد، مراد از این لفظ، شخص علی (ع) است.
? قرآن حکیم؛ ترجمه آیت الله مکارم شیرازی.
جایگاه رفیع مؤمنان از منظر امام کاظم (علیه السلام)
حضرت_علامه_جوادی_آملی حفظه الله تعالی:
وجود مبارک امام هفتم(علیه السلام)، مقام مؤمن را خیلی بالا میداند. بالا بودن مقام مؤمن تنها به این نیست که در آخرت درجات او زیاد است، بلکه بالا بودن مقام مؤمن این است که او نزدیک انبیا و ائمه(علیهم السلام) بسیاری از #فضایل و #معارف و علوم را میتواند یاد بگیرد و عمل بکند و منتشر بکند (این سرمایه در انسان هست).
اگر کسی این #سرمایه را شناخت، خود را ارزان نمیفروشد؛ هرگز نمیگوید من حالا که مدرس شدم یا درس سطح میگویم یا درس خارج میگویم همین مقدار بس است. در تعبیرات دینی ما آمده است: اولین روز جهلِ یک #حوزوی یا #دانشگاهی آن وقتی است که بگوید من فارغ التحصیل شدم؛ خب حیف نیست که آدم به دنبال نخود سیاه برود و خودش را ارزان بفروشد بگوید من حالا امام جمعه یا جماعت شدم ؟! اگر انسان میتواند به جایی برسد که نزدیک امام معصوم قرار بگیرد چرا خود را مفت بفروشد؟!
برگرفته از دروس اخلاق سال ۹۵