ناراحتى هاى روحى و روانى
علل و عوامل فردى طلاق
2ـ ناراحتىهاى روحى و روانى
روايات بسيار مهمى از مصادر وحى و در معتبرترين كتابها در مورد رذايل اخلاقى كه ريشه در مشكلات روحى و روانى دارد، نقل شده است؛ رذايلى چون: كبر، حماقت، بخل، غضب، تنبلى و… كه هر كدام به تنهايى مىتواند عرصه را بر زن و شوهر تنگ گرداند و زمينه تزلزل و عدم پايدارى را در خانواده به وجود آورد. در اينجا به ذكر حديثى اكتفا مىشود. رسول خدا صلىاللهعليهوآله فرمود: «اياكم و تزوّج الحمقاء فانّ صحبتها ضياع و ولدها صباغ.» [1] از ازدواج با زن كودن و احمق بپرهيزيد كه همنشينى با آن تباهى عمر و فرزندش متجاوز و ستمكار است. آنچه مسلم است پيشگيرى بهتر از درمان است و توصيههاى اسلام در انتخاب همسر همه در جهت پيشگيرى از تزلزل نظام مقدس خانواده مىباشد. بنابراين قرار دادن ملاكها و معيارهايى تا اين اندازه ظريف و عميق، نه از جهت سختگيرى در امر ازدواج است، بلكه بيانگر اهميت كانون مقدس خانواده است.
[1] همان، ج 103، ص 232.
علل و عوامل فردى طلاق
1ـ ضعف ايمان
دين و مذهب، مهمترين عاملى است كه مانع گسست زندگى زناشويى مىشود. رسول گرامى اسلام صلىاللهعليهوآله ، اولين معيارهاى انتخاب همسر را تديّن، اخلاق نيك و شرافت خانوادگىمىداند و مىفرمايد:
كسى كه با زنى براى ثروتش ازدواج كند، خداوند او را به حال خودش وا مىگذارد و كسى كه فقط به خاطر زيبايىاش با او ازدواج كند، در وى امور ناخوشايند خواهد ديد و كسى كه براى دين و ايمانش با او ازدواج كند، خداوند همه آن امتيازات را برايش فراهم خواهد كرد. [1]
همچنين در حديث گوهربارى از نبى مكرم اسلام صلىاللهعليهوآله مىخوانيم كه فرمود:
«اذا جائكم من ترضون خلقه و دينه فزوجوه و ان لاتفعلوه تكن فتنة فى الارض و فساد كبير.» [2]
آن كسى كه اخلاق و دينش مورد رضايت و پسند شما بود، به او دختر بدهيد و چنانچه از تحقق اين ازدواج جلوگيرى كنيد، موجب فتنه و فساد بزرگ در زمين شدهايد.
[1] محمدبن حسن حر عاملى، پيشين، ج 14، ص 31.
[2] علامه محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 100، ص 373.
علل و عوامل طلاق
الف)عوامل فردی
ب) عوامل خانوادگی
ج)عوامل اجتماعی
عوامل فردی
1️⃣ ضعف ایمان
2️⃣ نارحتیهای روحی و روانی
3️⃣ فساد اخلاقی
4️⃣ ناتوانی جنسی
5️⃣بیکاری
6️⃣ دوستان ناباب
عوامل خانوادگی
1️⃣ دخالتهای بی مورد دیگران
2️⃣ ازدواجهای اجباری
3️⃣ عدم تربیت صحیح خانوادگی
عوامل اجتماعی
1️⃣ پذیرش اجتماعی
2️⃣ ناهماهنگی طبقاتی
3️⃣ فقر اجتماعی
تلويزيون و تأثير آن بر انحلال خانواده
در جامعه شناسى معمولاً چهار عامل اصلى براى جامعه پذيرى در نظر گرفته مىشود. خانواده، مدرسه، گروه همسالان و وسائل ارتباط جمعى. وسائل ارتباط جمعى مثل روزنامه، مجله، كتاب، تلويزيون، راديو، سينما، ويدئو و… ابزار مهمى هستند كه در جامعه پذيرى افراد نقش مؤثرى ايفا مىكنند.
رسانه هاى جمعى معرفى كننده الگوها، نقشها، ديدگاهها و چگونگى روى آوردن به سبكهاى مختلف زندگى مىباشند، كه ممكن است افراد جامعه به طريق ديگر هرگز به آنها دسترسى پيدا نكنند. تغييرات هنجارى و ارزشهاى اجتماعى به سرعت در رسانههاى گروهى منعكس مىشوند و ممكن است به آسانى توسط مردمى كه به نحو ديگر ممكن نبود به آنها دسترسى پيدا نمايند، پذيرفته شوند.
تأثير اين رسانهها به قدرى زياد است كه برخى از جامعه شناسان از امپرياليسم رسانهاى سخن به ميان آوردند و به ايجاد يك امپراتورى فرهنگى اشاره مىكنند، كه كشورهاى جهان سوم بويژه، در برابر آن آسيب پذيرند؛ زيرا منابع لازم را براى حفظ استقلال فرهنگى خود در اختيار ندارند.
بنابراين امپرياليسم رسانهاى با هدف يكسان سازى فرهنگى در كشورهاى مختلف، در جهت تحقق اهداف خود تلاش مىنمايد تا آنچه را در كشور خود مرسوم است به ساير كشورها سرايت دهد.
از بين رسانههاى گروهى، راديو و تلويزيون نقش مهمى در ترويج فرهنگهاى مختلف، بويژه غربگرايى دارند. البته بايد توجه داشت كه تأثير تلويزيون بيشتر از راديو است.
آمار رو به ازدياد طلاق و فروپاشى خانواده در غرب و گرايش به خانوادههاى تك والدى و يا همجنسگرايى، گوياترين كارنامه براى تزلزل اركان خانواده در فروپاشى بناى رأفت، عطوفت و مودت در زندگى غربيهاست.
متأسفانه هر چه فرهنگ كشورهاى ديگر در جامعه ما گسترش يابد، آمار فروپاشى و انحلال خانواده هم افزايش مىيابد. ازدياد روز افزون پخش فيلمهاى آمريكايى از شبكههاى مختلف سيما با گرايشهاى فمنيستى كه در آن زنان و دختران با ظاهرى فريبنده و دور از حيطه خانواده و آزاد از هر قيد و بند به فعاليتهاى سياسى و اجتماعى و حتى به نقشهاى غير متعارف مشغولند، همچنين پخش برخى فيلمهاى داخلى كه ندانسته به جنگ با خانواده سنتى برخاسته اند، تأثير بسزايى در پذيرش فرهنگ آنان و بالطبع ازدياد طلاق را به دنبال دارد. بنابراين با توجه به تأثيرات تعليمى و تبليغى راديو و تلويزيون، اين دستگاهها مىتوانند وسيلهاى براى ستيز با فرهنگ بيگانه يا ترويج آن باشند.
رسانهها مىتوانند با استفاده از حوزههاى فكرى و كانونهاى انديشه در ارتقاى سطح فرهنگى، دانش اجتماعى و زدودن فقر اطلاعات حقوقى و غيرحقوقى خانوادهها، نقش مهم داشته باشند.
بايد مسؤولين امر (صدا و سيما) در مرحله اول با سياستگذارى صحيح در جهت كنترل فيلمهايى كه نه تنها در قالب پيامهاى ارزشى در جهت آموزش براى داشتن يك خانواده متعادل، گام بر نمىدارد، بلكه به اختلافات خانوادگى نيز دامن مىزند و در يك كلمه مروج فرهنگ غرب هستند چارهاى اساسى بينديشند و با ارائه الگوهاى موفق فرهنگى و اجتماعى از زنان در عرصههاى مختلف زندگى در گسترش فرهنگ پاسدارى از حفظ كيان خانواده بكوشند.
براى حل مشكل طلاق چه مىتوان كرد؟
نخست بايد ديد، درد چيست؟ تا بتوان در مورد درمان آن چارهاى انديشيد. آيا با شناسايى درد، بدون توجه به علل و اسباب آن مىتوان درد را درمان كرد؟ براى اين كه دچار اشتباه نشويم بايد بفهميم، اين بيمارى از كجا پيدا شده و چه عواملى باعث بروز و تشديد آن گرديده است. نتيجه اين كه مسأله طلاق پديدهاى مجزى از ساير مشكلات اجتماعى نيست. پس بايد با دقت فراوان مورد بررسى قرار گيرد و به جاى مبارزه با معلول، علت را پيدا كرد و در صدد رفع آن برآمد.